//
کد خبر: 327267

تاثیرات ویرانگر افسردگی و اضطراب بر بدن

درحالی که ابتلا به بیماری های جسمی می تواند به بروز افسردگی و اضطراب منجر شود، افسردگی و اضطراب نیز می توانند موجب بیماری های جسمی شوند.

عجیب نیست که وقتی فردی مبتلا به بیماری قلبی، سرطان یا دیگر بیماری های جسمی محدودکننده یا تهدیدکننده زندگی تشخیص داده می شود، مضطرب یا افسرده می شود. اما خلاف آن نیز می تواند صادق باشد: اضطراب یا افسردگی بیش ازحد و بی جا می تواند موجب ایجاد بیماری جسمی جدی شود و حتی توانایی تحمل بیماری یا بهبودی از آن را نیز مختل کند.

ارگانیسم انسان جدایی مصنوعی را که متخصصان پزشکی میان بیماری روانی و جسمی قائل می شوند، تشخیص نمی دهد. درعوض، ذهن و بدن خیابان دو طرفه ای را تشکیل می دهند. آنچه درون سر فرد اتفاق می افتد، می تواند آثار مخربی در کل بدن وی داشته باشد و برعکس. بیماری روانی درمان نشده می تواند خطر بیماری جسمی را به میزان چشمگیری افزایش دهد و اختلالات جسمی می توانند به رفتارهایی منجر شوند که بیماری های روانی را بدتر می کنند.

دکتر دیوید اشپیگل و همکارانش در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد دهه ها پیش در مطالعاتی به بررسی این موضوع پرداخته بودند که چگونه بیماران دچار سرطان سینه با وضعیت خود کنار می آیند. آن ها نشان دادند زنانی که افسردگی آن ها رو به کاهش بود، نسبت به زنانی که افسردگی شان درحال شدیدتر شدن بود، عمر طولانی تری داشتند. دکتر اشپیگل در مصاحبه ای گفت پژوهش او و مطالعات دیگر به روشنی نشان داده اند که مغز ارتباط تنگاتنگی با جسم دارد و برعکس. او گفت: «بدن معمولا به گونه ای دربرابر فشار روانی واکنش نشان می دهد که گویی فشار جسمی است».

البته، با وجود چنین شواهدی، پریشانی عاطفی مزمن غالبا توسط پزشکان نادیده گرفته می شود. معمولا، پزشکان برای ناراحتی های جسمی نظیر بیماری قلبی یا دیابت درمانی را تجویز و تعجب می کنند که چرا شرایط برخی بیماران به جای اینکه بهتر شود، بدتر می شود.

بسیاری از مردم تمایلی ندارند که در پی درمان ناراحتی های عاطفی خود باشند. برخی افراد دچار اضطراب یا افسردگی، حتی اگر متوجه شوند که مشکل روانی جدی دارند، ممکن است از این بترسند که به آن ها انگ زده شود و به دنبال درمان نروند. بسیاری هم سعی می کنند با در پیش گرفتن رفتارهایی مانند نوشیدن بیش ازحد مشروبات الکلی یا سوء مصرف مواد پریشانی عاطفی خود را درمان کنند که تنها به آسیب های قبلی آن ها می افزاید. گاهی اوقات هم خانواده و دوستان به طور ناخواسته با عادی خواندن رفتارها و حالات فرد موجب می شوند که فرد پریشانی روانی خود را بیشتر انکار کند و به او کمک نمی کنند تا به دنبال دریافت درمان باشد.

میزان شیوع اضطراب و افسردگی

اختلالات اضطراب تقریبا 20 درصد از بزرگسالان آمریکایی را تحت تأثیر قرار می دهد. این بدان معنا است که میلیون ها نفر درگیر پاسخ جنگ یا گریز افراطی هستند که بدن را برای اقدام آماده می کند.

وقتی تحت استرس قرار می گیرد، مغز موجب آزاد شدن کورتیزول می شود که سیستم هشدار درونی است. این واکنش با هدف کمک به حیواناتی که با تهدیدهای جسمی رو به رو می شوند، تکامل پیدا کرده است. در این فرایند، تنفس و ضربان قلب افزایش پیدا می کند و خون از ارگان های شکمی به سمت عضلاتی هدایت می شود که به مقابله یا فرار کمک می کنند.

اقدامات محافظتی فوق از انتقال دهنده های عصبی اپی نفرین و نوراپی نفرین سرچشمه می گیرند که سیستم عصبی سمپاتیک را تحریک کرده و بدن را درحالت آماده باش قرار می دهد. اما زمانی که آن ها به طور مکرر و بدون توجه به شرایط فراخوانی شوند، تحریک مداوم می تواند به انواع مختلف بیماری های جسمی نظیر علائم گوارشی ازجمله سوء هاضمه، گرفتگی شکمی، اسهال یا یبوست منجر شود و خطر حمله قلبی یا سکته مغزی را افزایش دهد.

افسردگی، درحالی که نسبت به اضطراب مزمن شیوع کمتری دارد، می تواند تأثیرات ویران گرتری بر سلامت جسمانی داشته باشد.

درحالی که احساس افسردگی گهگاه طبیعی است، بیش از 6 درصد از بزرگسالان چنان احساس افسردگی مداومی دارند که بر روابط شخصی، کار و تفریح آن ها اثر نامطلوب می گذارد و توانایی آن ها برای مقابله با چالش های زندگی روزمره را مختل می کند. افسردگی مداوم همچنین می تواند ادارک فرد از درد را تشدید کرده و احتمال دچار شدن به درد مزمن را افزایش دهد. دکتر اشپیگل گفت:

افسردگی توانایی فرد را برای تجزیه و تحلیل و پاسخ معقولانه دربرابر استرس کاهش می دهد. آن ها درنهایت وارد چرخه معیوبی می شوند و توانایی آن ها برای خروج از شرایط روانی منفی ضعیف می شود.

غالبا افسردگی و اضطراب بی مورد همراه هم وجود دارند و افراد را دربرابر انواع بیماری های جسمی آسیب پذیر می کنند و موجب ناتوانی در اتخاذ درمان و ادامه آن می شوند.

مطالعه ای روی 1204 زن و مرد سالخورده کره ای که ابتدا ازنظر افسردگی و اضطراب مورد ارزیابی قرار گرفته بودند، نشان داد، این اختلالات عاطفی خطر بیماری های جسمی و ناتوانی در آن ها را افزایش داده است. اضطراب به تنهایی با بیماری قلبی و افسردگی به تنهایی با آسم در ارتباط بود و این دو با هم با مشکلات بینایی، سرفه مداوم، آسم، فشار خون بالا، بیماری قلبی و مشکلات گوارشی در ارتباط بودند.

درمان افسردگی و اضطراب

اگرچه اضطراب و افسردگی مداوم با داروها، رفتار درمانی شناختی و گفتگودرمانی بسیار قابل درمان هستند، بدون درمان معمولا بدتر می شوند. به گفته ی دکتر جان فرونفلتر، درمان برای هر شرایطی زمانی بهتر عمل می کند که پزشکان فشارهایی را که بیماران با آن مواجه هستند که بر رفتار آن ها اثر می گذارد و موجب آسیب بالینی می شود، درک کنند.

دکتر فرونفلتر پزشک متخصص داخلی و مدیر ارشد پزشکی در استارتاپی به نام Jvion است. این سازمان از هوش مصنوعی برای شناسایی نه تنها عوامل پزشکی بلکه عوامل روانی، اجتماعی و رفتاری که می تواند اثربخشی درمان را تحت تأثیر قرار دهد، استفاده می کند. هدف آن ایجاد رویکردهای جامع تر برای درمان است که هم به بدن بیمار و هم به روان او بپردازد.

استارتاپ مذکور با تجزیه و تحلیل هایی که انجام می دهد، وقتی افسردگی فرد بیمار مانع از اثربخشی درمان های بیماری دیگر او می شود، به پزشک هشدار می دهد. برای مثال، بیماران تحت درمان برای دیابت که احساس ناامیدی می کنند، ممکن است پیشرفتی حاصل نکنند، زیرا داروهای تجویزی خود را به صورت پراکنده مصرف می کنند و رژیم غذایی مناسب را دنبال نمی کنند. دکتر فرونفلتر در ماه جولای در وب سایت MedPage Today نوشت:

غالبا درباره افسردگی به عنوان عارضه ای از بیماری مزمن صحبت می کنیم. اما چیزی که به اندازه کافی درمورد آن صحبت نمی کنیم این است که افسردگی چگونه می تواند به بیماری مزمن منجر شود. بیماران دچار افسردگی ممکن است انگیزه ورزش منظم یا پختن غذاهای سالم را نداشته باشند. بسیاری نیز ازنظر خواب کافی مشکل دارند.

برخی تغییرات در مراقبت های پزشکی در طول دنیاگیری کووید 19 دسترسی بیماران را به درمان افسردگی و اضطراب تا حد زیادی افزایش داد. گسترش پزشکی از راه دور بیماران را توانا ساخته است تا به درمان هایی دسترسی پیدا کنند که روان درمانگر ممکن است از قاره ای دیگر برای آن ها ارائه دهد.

همچنین ممکن است بیماران بتوانند بدون کمک مستقیم درمانگر خود را درمان کنند. برای مثال، دکتر اشپیگل و همکارانش اپلیکیشنی به نام Reveri را ایجاد کردند که به افراد روش های خود هیپنوتیزم را می آموزد که برای کمک به کاهش استرس و اضطراب، بهبود خواب، کاهش درد و ترک سیگار طراحی شده است.

به گفته ی دکتر اشپیگل، بهبود خواب اهمیت خاصی دارد، زیرا توانایی فرد را برای تنظیم سیسنم پاسخ استرس و خارج شدن از وضعیت روانی منفی افزایش می دهد. به گفته ی وی، داده هایی که اثربخشی اپلیکیشن Reveri را نشان می دهند، جمع آوری شده، اما هنوز منتشر نشده است.