وقتی اخبار خشم میسازند؛ چه باید کرد؟
در روزگاری که اخبار منفی، شایعات و بحرانهای پیدرپی ذهن جامعه را محاصره کردهاند، خشم و استرس به واکنشهای غالب بسیاری از افراد تبدیل شده است؛ واکنشهایی که اگر مدیریت نشوند، میتوانند از تنشهای درونی تا خشونتهای اجتماعی امتداد یابند. کارشناسان حوزه روانشناسی و سوادرسانهای هشدار میدهند که سبک زندگی ناسالم و مصرف بیضابطه اخبار، سلامت روان فردی و جمعی را با تهدیدی جدی مواجه کرده است.
در دنیای امروز، جریان بیپایان اخبار منفی، بحرانهای پیدرپی و شایعات، فشار روانی چشمگیری بر جامعه وارد کرده و خشم و استرس را به واکنشهای رایج بسیاری از افراد تبدیل کرده است. این هیجانات اگر مدیریت نشوند، نهتنها سلامت فردی، بلکه سلامت جمعی را نیز تهدید میکنند و میتوانند از تنشهای درونی به رفتارهای پرخاشگرانه و اختلال در روابط اجتماعی گسترش یابند. انتشار اخبار جعلی و بزرگنماییهای رسانهای، همراه با زبان هیجانی و تحریکآمیز، باعث میشود مرز میان اطلاعرسانی و آسیب روانی به تدریج کمرنگ شود و مخاطب در مواجهه با واقعیتهای اجتماعی، احساس ناامنی و اضطراب مزمن پیدا کند. خشم بهعنوان واکنشی طبیعی در برابر تهدیدهای واقعی یا ادراکشده بهشکلهای مختلفی بروز پیدا میکند و هر یک از این شیوهها، تأثیر مستقیمی بر سلامت روان فرد و روابط بین فردی دارد.
تداوم فشار روانی و خشم در طول زمان میتواند مشکلات جسمی و رفتاری ایجاد کرده و توانایی فرد را برای مدیریت موقعیتهای دشوار کاهش دهد. حساسیت روانی بالا و ویژگیهای شخصیتی افراد نیز نقش مهمی در شدت و مدت زمان واکنشها دارند و تجربههای دوران کودکی میتواند بر نحوه برخورد با محرکهای محیطی تأثیر بگذارد. در این شرایط، مدیریت محرکهای روانی و مصرف آگاهانه اخبار اهمیت ویژهای پیدا میکند. سبک زندگی سالم همراه با محدود کردن مواجهه با محتوای رسانهای منفی میتواند از شدت واکنشهای هیجانی بکاهد و قدرت خودکنترلی را افزایش دهد، همچنین تقویت سواد رسانهای، توانایی تحلیل انتقادی اخبار و انتخاب منابع معتبر، عاملی کلیدی در کاهش اضطراب جمعی و تقویت اعتماد اجتماعی است. واقعیت این است که سلامت روان جامعه بیش از آنکه نتیجه رویدادهای بیرونی باشد، محصول شیوه مواجهه افراد و جامعه با بحرانها و جریانهای خبری است. در روزگار بمباران اطلاعاتی و انتشار اخبار نادرست، تمرکز بر راهکارهای پیشگیرانه و ایجاد تعادل میان آگاهی و هیجان، ضرورتی است که بدون آن، امکان حفظ آرامش فردی و اجتماعی به شدت محدود میشود.
سه شیوه مواجهه با خشم؛ از سرکوب تا ابرازگری سالم
غلامرضا فرزاد، دکترای روانشناسی و مدرس دانشگاه معارف قرآن و عترت اصفهان میگوید: خشم بهعنوان یک واکنش دفاعی دربرابر تهدیدهای ادراکشده یا واقعی تعریف میشود. در مواجهه با خشم، افراد بهطورمعمول سه نوع رفتار را بروز میدهند؛ درونریزی، برونریزی و ابرازگری. درونریزی بهمعنای سرکوب خشم و خودداری از واکنش مستقیم به عامل خشمآور است. برونریزی به شکل رفتارهای تهاجمی، کلامی یا فیزیکی نمایان میشود. در مقابل، ابرازگری شامل بیان مناسب ناراحتی با استفاده از جملات مبتنیبر«من» است، مانند بیان احساس شخصی و درخواست تغییر از شخص مقابل.
وی میافزاید: استرس نیز پاسخی به رویدادها و چالشهای زندگی محسوب میشود که عواملی همچون مشکلات، تعارضات، ناکامیها و فشارهای روانیاجتماعی در ایجاد آن نقش دارند.
دکترای روانشناسی و مدرس دانشگاه معارف قرآن و عترت اصفهان بیان میکند: تداوم خشم و استرس رد درازمدت میتواند به بروز مشکلات سایکوسوماتیک منجر شود که بهصورت واکنشهای جسمانی، رفتاری یا تغییرات هیجانی ظاهر میشوند.
فرزاد اضافه میکند: افرادی که از حساسیت بالاتر و ویژگیهای نوروتیسیزم بیشتری برخوردارند و آمادگی روانی کمتری برای مواجهه با چالشها را دارند، اغلب واکنشهای شدیدتری نشان میدهند. بهعنوان نمونه، اشخاصی که از دوران کودکی خلق حساستر و آسیبپذیرتری داشتهاند، دربرابر محرکهای محیطی آسانتر برانگیخته شده و مدت زمان بیشتری طول میکشد تا به حالت تعادل روانی بازگردند. بهطورکلی، ریشه این حساسیت میتواند در عوامل ژنتیکی همچون تجربیات تربیتی دوران رشد فرد جستجو شود.
وی در ادامه با اشاره به عوامل مؤثر در مدیریت سلامت روان همچون خواب کافی، تغدیه مناسب، تنفس صحیح و محدودسازی مصرف اخبار ادامه میدهد: افرادی که سبکزندگی سالمتری شامل خواب مطلوب، تغذیه متعادل و فعالیت بدنی دارند، از خودکنترلی بیشتر، قدرت روانی بالاتر و توانایی مدیریت رفتاری بهتری برخوردارند. مفهوم«سلامت اخبار» نیز بر این موضوع تأکید دارد که دوری از اخبار و محتوای ناراحتکننده میتواند به حفظ سلامت روان و رفتار کمک کند، بنابراین مواجهه با اخبار منفی، بهویژه در بستر شرایط روانی ناپایدار، میتواند زمینهساز واکنشهای استرسی و خشمآلود و به رفتارهای خشونتآمیز، تنفر و خصومت بیانجامد. توصیه میشود افراد از چنین اخباری فاصله گرفته و در محیط خانواده با مدیریت صحیح گفتوگو، از تشدید تنشها جلوگیری کنند.
خشم در روابط انسانی قابلیت جابهجایی دارد
دکترای روانشناسی و مدرس دانشگاه معارف قرآن و عترت اصفهان میگوید: در شرایط روانی و بحرانهای اخیر، واکنشهایی از قبیل خشم، تنفر، نفرین، هیجان کنترلنشده، شکایتهای مداوم، حالت گوشبهزنگی برای واکنشهای تند و آنی قابل مشاهده بوده است که میتواند به رفتارهای پرخاشگرانه در موقعیتهایی مانند رانندگی منجر شود. خشم در روابط انسانی قابلیت جابهجایی دارد و ممکن است از خانواده به محیط کار یا جامعه منتقل شود و حتی فعالیتهای روزمره فرد را مختل کند. بهطورمعمول، زنان استرس را به غم و مردان آن را به خشم تبدیل میکنند.
فرزاد بهعنوان مؤثرترین راهکار علمی برای کنترل خشم و استرس در شرایط بحران، «مدیریت محرکها» را پیشنهاد میدهد و تصریح میکند: محرکهایی نظیر اخبار ناراحتکننده، بحثهای طولانی خانوادگی یا گردهماییهای دوستانه با محوریت مباحث سیاسی باید مدیریت شوند تا تعادل زندگی حفظ شده و فرد بتواند به فعالیتهای روزانه خود بهصورت مؤثر ادامه دهد.
اخبار جعلی در شرایط بحران، تشویش افکار عمومی را در پی دارد
فاطمه قصابی، مدرس دانشگاه جامع علمیکاربردی اصفهان و عضو انجمن سوادرسانهای ایران نیزبا اشاره به اینکه اخبار جعلی اخباری هستند که موثق نیستند و منبع معتبری ندارند، به ایسنا میگوید: حال اگر تکنیک برجستهسازی نیز در کنار تکنیک مبالغه و بزرگنمایی قرار گیرد، در برخی مواقع میتواند اثرات مخربی را ایجاد کند.
وی اضافه میکند: زمانی که جامعه با بحران و اخبار جعلی روبهرو میشود، این اثرات مخرب تشدید شده و تشویش افکار عمومی و پیامدهای منفی متعددی را در پی دارد. یکی از مهمترین این پیامدها اضطراب جمعی است؛ به معنای ایجاد احساس ناامنی و ترس. حتی ممکن است اتفاقی رخ نداده باشد یا هنوز واقعیت ماجرا مشخص نشده باشد، اما همین اخبار باعث شکلگیری احساس ناامنی میشود. این موضوع محدود به یک گروه خاص نیست زیرا هنگامی که رسانه و افکار عمومی شکل میگیرد، کل جامعه را درگیر میکند.
این عضو انجمن سوادرسانهای ایران با اشاره به بیاعتمادی اجتماعی بهعنوان یکی دیگر از پیامدهای اخبار جعلی بیان میکند: تخریب اعتماد مردم بهمعنای منفی جلوه دادن باورها و دیدگاههایی است که سالها مورد پذیرش جامعه بودهاند. این بیاعتمادی گاه به اعتقادات مردم نیز نفوذ کرده و ارزشها، فرهنگها و حتی عقاید را هدف قرار میدهد. ایجاد شکافهای اجتماعی و دو قطبیسازی جامعه نیز از دیگر پیامدهاست که موجب دودستگی و اختلال در مسیر درست اجتماعی میشود.
سوادرسانهای؛ ضرورتی از کودکی تا بزرگسالی
قصابی، خستگی روانی را از دیگر آثار این فضا میداند و میگوید: در بسیاری از موارد افراد متوجه این فرسودگی ذهنی نمیشوند، بهویژه در زمان بحران که فشار روانی تشدید میشود. کاهش توانایی جامعه برای مقابله با چالشهای واقعی نیز از نتایج بمباران اطلاعاتی است که منجر به تحریک عواطف منفی، احساس قربانی شدن و در نهایت آسیب به سلامت روانی جامعه میشود.
وی تأکید میکند: راهکار مقابله با این وضعیت، قطع کامل اخبار نیست، بلکه مدیریت مصرف رسانهای است. از جمله اقدامات مهم میتوان به تنظیم زمان استفاده از اخبار، انتخاب منابع معتبر و متعادل و پرهیز از رسانههای کاملاً منفی یا کاملاً مثبت اشاره کرد. رسانهای که بیطرفتر باشد، واقعیت را بهتر منتقل میکند، همچنین لازم است فاصله عاطفی با محتوای دریافتی حفظ شود و عقلانیت در تحلیل اخبار مورد توجه قرار گیرد.
این مدرس دانشگاه جامع علمیکاربردی اصفهان با اشاره به نظریه«گلوله جادویی» در رسانه، اظهار میکند: مخاطب نباید منفعل باشد، بلکه باید مخاطبی فعال، گزینشگر، هدفمند و نفعگرا باشد. مشارکتپذیری و مقاومت در برابر تأثیرپذیری از دیگر ویژگیهای مخاطب فعال است، همچنین در مدیریت مصرف رسانهای توصیه میشود پیش از خواب اخبار دنبال نشود و در شرایط بحران نیز پیگیری لحظهای اخبار صورت نگیرد تا تعادل روانی حفظ شود.
قصابی، آموزش جامع سواد رسانهای را ضروری میداند و بیان میکند: این آموزشها باید شامل دسترسی به رسانه، تحلیل و تولید پیامها و تفکر انتقادی باشد و از مقطع ابتدایی تا دانشگاه و حتی بزرگسالی متناسب با سن افراد ادامه یابد. پیش از بحران باید این آموزشها ارائه شود و در هنگام بحران نیز گفتوگوهای متناسب با سن کودکان و نوجوانان صورت گیرد، زیرا زبان ارتباطی در سنین مختلف متفاوت است.
وی میافزاید: محدودیتهای زمانی استفاده از رسانه که بهتر است از قبل برای کودکان و نوجوانان تعیین شده باشد، باید در زمان بحران نیز اعمال شود. نظارت غیرمستقیم والدین، آگاهسازی درباره مخاطرات فضای رسانهای و الگو بودن والدین از دیگر عوامل مؤثر در مدیریت مصرف رسانهای است.
اخبار باید در بستر مناسب منتشر شوند
عضو انجمن سوادرسانهای ایران با اشاره به وجود بیش از ۱۸۰ تکنیک رسانهای اثرگذار میگوید: از جمله این تکنیکها میتوان به ارائه اطلاعات ناقص یا تلفیق موضوعات نامرتبط، تکرار، استفاده از زبان تحریکآمیز و احساسی، شخصیسازی اخبار، تمرکز بر اخبار منفی، ایجاد ترس و اضطراب برای واکنش فوری و ایجاد دوگانگیهای کاذب اشاره کرد.
قصابی چهار مرحله تفکر سواد رسانهای را شامل دسترسی به رسانهها، تحلیل پیامهای رسانهای، تفکر انتقادی یا غربالی و آموزش تکنیکها میداند و بیان میکند: تفکر انتقادی با بررسی و تحلیل منابع و جوانب مثبت و منفی موضوع میتواند استرس و خشم را کاهش دهد. تمرکز بر راهحلها و اقدامات سازنده در برابر اخبار دریافتی اهمیت زیادی دارد.
وی بر ضرورت بیطرفی رسانهها و ارائه پوشش متعادل خبری تأکید میکند و میگوید: اخبار باید در بستر مناسب منتشر شوند تا مخاطب درک بهتری از فضا داشته باشد. اطلاعات باید علمیتر باشد و از تشویش افکار عمومی پرهیز شود. شفافیت، حتی در شرایط محدودیت اطلاعاتی، موجب افزایش اعتماد عمومی میشود و مسئولیت اخلاقی رسانهها ایجاب میکند همواره منافع عمومی در نظر گرفته شود.
این مدرس دانشگاه جامع علمیکاربردی اصفهان در پایان با اشاره به وجود کتابهای متعدد در حوزه سواد رسانهای از جمله «فضای مجازی و سواد رسانه»، «شبکههای اجتماعی»، «دانش عصر دیجیتال» و «زندان شیشهای» توضیح میدهد: آموزش مؤثر زمانی محقق میشود که این مفاهیم بهدرستی و از طریق کارگاههای عملی و بیطرفانه ارائه شوند؛ برای مثال آموزش تحلیل تصاویر، روانشناسی رنگها یا روش تشخیص اخبار جعلی از واقعی. ترکیب این آموزشها با تولیدات نوین مانند انیمیشن و موشنگرافیک و پخش در رسانههای عمومی میتواند نقش مهمی در ارتقای آگاهی جامعه ایفا کند و لازم است به سمت تولید محتوای نو و جذاب برای عموم حرکت شود.
آنچه از اظهارات کارشناسان روانشناسی و سواد رسانهای برمیآید، نشان میدهد خشم و استرس اجتماعی بیش از آنکه صرفاً محصول رویدادهای بیرونی باشند، نتیجه شیوه مواجهه فرد و جامعه با بحرانها و جریانهای خبری است. استمرار بمباران اطلاعاتی، انتشار اخبار جعلی و مصرف بیضابطه رسانهها میتواند سلامت روان فردی و اعتماد اجتماعی را تضعیف کرده و زمینهساز تنشهای رفتاری و آسیبهای جمعی شود. در مقابل، مدیریت محرکهای روانی، اصلاح سبک زندگی، تقویت سواد رسانهای و ایفای نقش فعال و آگاهانه مخاطبان، راهکاری ضروری برای حفظ تعادل روانی جامعه در شرایط بحران به شمار میرود؛ ضرورتی که تحقق آن مستلزم مسئولیتپذیری همزمان رسانهها، نهادهای آموزشی و شهروندان است تا آگاهیبخشی جایگزین اضطرابآفرینی و عقلانیت جایگزین واکنشهای هیجانی شود.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.