//
کدخبر: ۵۶۷۹۲۸ //

مجردی یا بودن در رابطه؟ کدام یک سلامت روان ما را بیشتر تهدید می‌کند؟

بیشتر ما از دوران کودکی یک پیام روشن را بار‌ها شنیده‌ایم: زندگی زمانی بهتر می‌شود که فردی را برای همراهی پیدا کنید.

مجردی یا بودن در رابطه؟ کدام یک سلامت روان ما را بیشتر تهدید می‌کند؟
به گزارش فرتاک نیوز،

  فیلم‌ها، ترانه‌ها، گفت‌و‌گو‌های خانوادگی، حتی توصیه‌های روزمره اغلب این تصور را ایجاد می‌کنند که داشتن رابطه عاطفی مسیر طبیعی رسیدن به خوشبختی است. گاهی با افراد مجرد طوری برخورد می‌شود که انگار هنوز زندگی واقعی آنها آغاز نشده است. اما آیا واقعاً چنین است؟ یک پژوهش بلندمدت جدید پاسخ دقیق‌تر و محتاطانه‌تری به این پرسش ارائه می‌دهد.

پژوهشگران «منلائوس آپوستولو» و «الیاکیم کیسلو» حدود ۱۲ هزار بزرگسال آلمانی را به مدت ۱۳ سال مورد بررسی قرار دادند. آنها احساس افراد را در شرایط مختلف از جمله مجرد بودن، داشتن رابطه عاطفی و ازدواج ارزیابی کردند.

نتایج این مطالعه به سادگی این نبود که «زوج‌ها شادتر هستند». یافته‌ها نشان داد که رابطه عاطفی می‌تواند مفید باشد، اما فقط تا حدی مشخص.

در واقع، کیفیت رابطه بسیار مهم‌تر از صرفاً داشتن یا نداشتن رابطه است.

بررسی تغییرات وضعیت رابطه در طول زمان

بسیاری از مطالعات، افراد مجرد و افرادی را که در رابطه هستند در یک مقطع زمانی با یکدیگر مقایسه می‌کنند. این روش می‌تواند مفید باشد، اما یک مشکل اساسی دارد.

شاید رابطه باعث افزایش شادی شود، یا شاید افراد شادتر بیشتر بتوانند رابطه‌ای را پیدا کنند و آن را حفظ کنند.

این پژوهش رویکرد بهتری را در پیش گرفت. محققان افراد یکسانی را طی سال‌های متوالی دنبال کردند.

به این ترتیب آنها توانستند مشاهده کنند که وقتی فردی از مجرد بودن به داشتن رابطه می‌رسد یا از رابطه خارج می‌شود و دوباره مجرد می‌شود، چه تغییراتی در وضعیت روانی او رخ می‌دهد.

مزایای عاطفی رابطه؛ واقعی، اما محدود

به طور میانگین، افرادی که در رابطه بودند یا ازدواج کرده بودند احساس بهتری داشتند.

آنها احساسات مثبت بیشتری را گزارش کردند، احساسات منفی کمتری داشتند و از زندگی رضایت بیشتری نشان دادند؛ بنابراین همراه بودن با یک شریک عاطفی با بهبود سلامت هیجانی ارتباط داشت.

با این حال، تفاوت‌ها بسیار بزرگ نبودند. داشتن رابطه عاطفی با افزایش حدود ۰.۴۲ واحدی رضایت از زندگی در مقیاس ده‌امتیازی همراه بود.

ازدواج نیز با افزایش حدود ۰.۸۶ واحدی رضایت از زندگی ارتباط داشت. این تفاوت واقعی است، اما به تنهایی تغییردهنده زندگی محسوب نمی‌شود.

این موضوع منطقی به نظر می‌رسد. شادی به عوامل متعددی وابسته است؛ از جمله سلامت جسمی، وضعیت مالی، شغل، دوستان، خانواده، هدفمندی در زندگی، اهداف شخصی.

شریک عاطفی می‌تواند نقش مهمی داشته باشد، اما هیچ عامل واحدی کنترل کامل خوشبختی را در اختیار ندارد.

تنهایی؛ استثنای مهم در نتایج پژوهش

بیشتر تغییرات عاطفی مشاهده‌شده کوچک بودند. اما تنهایی یک استثنای مهم به شمار می‌رفت.

افراد زمانی که ازدواج کرده بودند یا در یک رابطه قرار داشتند، احساس تنهایی بسیار کمتری داشتند. شرکت‌کنندگانی که متأهل بودند، در مقایسه با دوران مجردی خود، ۰.۷۳ واحد امتیاز تنهایی کمتری ثبت کردند.

افرادی که در رابطه بودند، اما ازدواج نکرده بودند نیز ۰.۵۵ واحد کاهش در احساس تنهایی را تجربه کردند.

این اختلاف در مقیاس چهارامتیازی تنهایی، تفاوت قابل توجهی محسوب می‌شود. حتی افرادی که در روابط ناموفق حضور داشتند نیز نسبت به افراد مجرد احساس تنهایی کمتری گزارش کردند.

البته این موضوع به معنای سالم بودن روابط ناسالم نیست. بلکه نشان می‌دهد که احساس تنهایی به شدت تحت تأثیر حضور یک شریک عاطفی قرار می‌گیرد.

چگونه داشتن شریک عاطفی تنهایی را کاهش می‌دهد؟

احساس تنهایی ممکن است مانند یک زنگ هشدار عمل کند. این احساس افراد را به سمت برقراری ارتباط سوق می‌دهد. تنهایی همه جنبه‌های زندگی را نمی‌سنجد، بلکه عمدتاً یک پرسش را مطرح می‌کند: آیا احساس می‌کنید تنها هستید؟

شاید به همین دلیل است که داشتن شریک عاطفی حتی زمانی که کیفیت رابطه چندان مطلوب نیست، همچنان تنهایی را کاهش می‌دهد.

اما کمتر احساس تنهایی داشتن، الزاماً به معنای شادی بیشتر، آرامش بیشتر یا رضایت بیشتر از زندگی نیست. این تفاوت اهمیت زیادی دارد.

کیفیت رابطه مهم‌ترین عامل سلامت روانی است

مهم‌ترین درس این پژوهش کاملاً روشن است: یک رابطه خوب می‌تواند مفید باشد، اما یک رابطه ضعیف می‌تواند آسیب‌زا باشد.

محققان روابط را بر اساس میزان رضایت افراد به سه دسته ضعیف، متوسط و باکیفیت تقسیم کردند. این تقسیم‌بندی تصویر نتایج را کاملاً تغییر داد.

الیاکیم کیسلو، استاد دانشگاه عبری اورشلیم، گفت:

«آنچه این مطالعه را منحصر‌به‌فرد می‌کند این است که شرکت‌کنندگان را طی چندین سال دنبال کردیم تا ببینیم با تغییر وضعیت رابطه، سطح شادی آنها چگونه تغییر می‌کند.»

او افزود:

«نتایج به وضوح نشان می‌دهد که موضوع فقط داشتن شریک عاطفی نیست. کیفیت رابطه عامل تعیین‌کننده سلامت هیجانی ما است.»

به گفته او:

«اگر یک رابطه کیفیت ضعیفی داشته باشد یا حتی در سطح متوسط قرار گیرد، رضایت از زندگی و احساسات مثبت فرد به شکل قابل توجهی کمتر از زمانی خواهد بود که مجرد باقی می‌ماند.»

روابط بد می‌توانند آسیب‌زننده باشند

افرادی که در روابط ضعیف یا حتی متوسط قرار داشتند، اغلب احساس بدتری نسبت به افراد مجرد داشتند.

آنها غمگینی بیشتر، خلق پایین‌تر، افسردگی بیشتر، آشفتگی هیجانی بالاتری را گزارش کردند. همچنین میزان احساسات مثبت در آنها کمتر بود؛ بنابراین توصیه قدیمی که می‌گوید «هر رابطه‌ای بهتر از تنها بودن است» با داده‌های این پژوهش همخوانی ندارد.

یک رابطه بد ممکن است احساس تنهایی را کاهش دهد، اما هم‌زمان می‌تواند از جنبه‌های مختلف به سلامت روانی فرد آسیب وارد کند.

مجرد بودن شاید برای برخی افراد با احساس تنهایی همراه باشد، اما می‌تواند آنها را از استرس و فشار ناشی از یک رابطه ناکارآمد محافظت کند.

تأثیر مجرد بودن بر مردان و زنان

مردان بیشتر تحت تأثیر مجردی قرار می‌گیرند

این مطالعه تفاوت‌های کوچکی میان مردان و زنان نیز نشان داد.

به نظر می‌رسید مردان هزینه عاطفی بیشتری از مجرد بودن را تجربه می‌کنند. میزان شادی و رضایت از زندگی آنها هنگام ورود به رابطه یا خروج از آن تغییرات بیشتری نشان می‌داد.

پژوهشگران معتقدند این موضوع ممکن است به فشار‌های متفاوتی مربوط باشد که مردان و زنان در طول تاریخ تکامل انسان برای یافتن شریک زندگی تجربه کرده‌اند.

البته این الگو‌ها میانگین‌های آماری هستند و درباره همه مردان صدق نمی‌کنند.

زنان مجرد احساس امنیت کمتری داشتند

در میان زنان نیز یک تفاوت مشخص مشاهده شد.

زنان مجرد نسبت به مردان مجرد احساس امنیت کمتری گزارش کردند. برای زنان، قرار داشتن در یک رابطه ارتباط بیشتری با احساس امنیت داشت.

پژوهشگران معتقدند این موضوع نیز ممکن است ریشه‌های تاریخی داشته باشد؛ زمانی که زنان بیشتر به شریک زندگی خود برای حفاظت و حمایت وابسته بودند.

با این حال، این موضوع یک قانون همگانی نیست. بسیاری از زنان مجرد احساس امنیت کامل دارند، بسیاری از زنان دارای رابطه نیز چنین احساسی ندارند. این مطالعه تنها روند‌های کلی را در یک جمعیت بزرگ نشان می‌دهد.

رابطه خوب از مجرد بودن بهتر است، رابطه بد نه

این پژوهش پیامی متعادل ارائه می‌دهد. روابط عاطفی می‌توانند رفاه روانی را افزایش دهند، اما معمولاً این تأثیر در حد متوسط است.

بیشترین اثر آنها بر کاهش احساس تنهایی مشاهده می‌شود. با این حال، عامل تعیین‌کننده واقعی کیفیت رابطه است.

یک رابطه باکیفیت با بهترین پیامد‌های عاطفی همراه است. در مقابل، یک رابطه ضعیف می‌تواند حتی از مجرد بودن نیز بدتر باشد.

مجرد بودن گاهی دشوار است، به‌ویژه زمانی که احساس تنهایی شدید باشد، اما به خودی خود به معنای داشتن زندگی کم‌ارزش‌تر نیست.

پرسش اصلی این نیست که «آیا در رابطه هستید؟» بلکه باید پرسید: «آیا این رابطه برای شما مفید است؟»

داده‌های این پژوهش دقیقاً به همین نکته اشاره می‌کنند.

نتایج این مطالعه در نشریه علمی Personality and Individual Differences منتشر شده است.

جمع‌بندی

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که کیفیت رابطه مهم‌تر از صرف داشتن رابطه است. یک رابطه خوب می‌تواند رفاه روانی را افزایش دهد، اما یک رابطه بد ممکن است از مجرد بودن آسیب بیشتری به همراه داشته باشد. 

 

آیا این خبر مفید بود؟
کدخبر: ۵۶۷۹۲۸ //
ارسال نظر