جهانشمولیِ کلام سعدی؛ از شیراز تا کاخ الیزه
اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی شیرازی، فرصتی است برای بازخوانی میراث شاعری که سخنش از مرزهای جغرافیا فراتر رفت و پیام انسانگرایانهاش از شیراز تا قلب اروپا و حتی سردر سازمان ملل راه یافت.
به مناسبت اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی شیرازی
دکتر علیرضا شهرستانی، پژوهشگر ادبی و مدرس دانشگاه؛ نفوذ فرهنگی سعدی شیرازی، برخلاف گزارشهای سیاحان غربی، نه از جنس توصیف شهرها که ریشهدار در اصالت اندیشه و انسانگرایی است؛ اندیشهای که قرنها بعد، نام او را بر شناسنامه رئیسجمهوری فرانسه نشاند. این یادداشت نگاهی است به معماری کلامی شاعری که از شیراز برخاست و پیام انسانیت را تا قلب اروپا و نهادهای بینالمللی برد.
کیمیای کلام؛ وقتی سعدی شناسنامه یک رئیسجمهور میشود
کمنظیرترین جلوه نفوذ سعدی را باید در تاریخ سیاسی فرانسه جست. آنگاه که «لازار کارنو»، ریاضیدان و سیاستمدار برجسته انقلاب فرانسه، چنان مجذوب حکمت عملی سعدی شد که نام او را برای فرزند خود برگزید. این فرزند، «ماری فرانسوا سعدی کارنو»، بعدها در سال ۱۸۸۷ میلادی با همین نام ایرانی، رئیسجمهور فرانسه شد. این رخداد، نمادی از فروریختن فاصلههای فرهنگی و پیوند عمیق میان اندیشه ایرانی و جهان مدرن بود؛ جایی که نام یک شاعر از شیراز، به هویت عالیترین مقام یک دولت اروپایی بدل شد.
سعدی مصلحی بود که فلسفه اخلاق و سیاستورزی را در جامه هنر ریخت و پیام خویش را در قالب سهل و ممتنعی عرضه کرد که هم در خانقاه مینشست و هم در کاخ پادشاهان.
خودآگاهی سعدی از گستره جهانی کلامش
جهانیشدن سخن سعدی تنها اکتشاف پژوهشگران امروز نیست؛ خودِ شیخ نیز بر این حقیقت واقف بود. در دیباچه گلستان مینویسد: «ذکر جمیل سعدی که در افواه عوام افتاده است و صیت سخنش که در بسیط زمین رفته…». او نیک میدانست که روایتهایش، چون کاغذ زر، از دیاری به دیار دیگر میرود و با مردمِ فرهنگهای گوناگون سخن میگوید. این باور، نتیجه خودپسندی نبود؛ حاصل شناخت او از درد مشترک انسان بود که مخاطبش را در هر زمان و مکان، همدل و همراه میکرد.
«بنیآدم»؛ پلی از شیراز تا سردر سازمان ملل
سعدی تنها شاعر نیست؛ او معمار جهانبینی است که عدالت، شفقت و همزیستی را در کانون اندیشه قرار داد. بیت جاودانه «بنیآدم اعضای یکدیگرند» که بر سردر سازمان ملل متحد نقش بسته، نه یک انتخاب نمادین، بلکه شهادتی است بر جهانشمولی پیام او. غرب در رویارویی با سعدی، آموزگار اخلاقی را دید که راه زیستن بیخشونت و خردمندانه را میآموخت؛ معلمی که زبانش، زبان مشترک انسانها بود.
میراث سعدی برای جهان امروز
آنچه سعدی را از دایره یک شاعر ملی فراتر برد، توانایی او در تئوریزهکردن تجربه انسانی و آمیختن آن با حکمت زیستمحور بود؛ حکمتی که امروز، بیش از هر زمان دیگری، جهانِ آشفته و خسته از خشونت و بیعدالتی به آن محتاج است. او نشان داد که فتح جانها، پایدارتر از فتح سرزمینهاست و ادبیاتی که بر بستر انسانیت جاری شود، مرز نمیشناسد.
بنیآدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
و چه نیکوست که در اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی، به یاد آوریم که پایدارترین پیروزیها نه در گشودن سرزمینها، که در تسخیر دلها پدید میآید.