-
شناسه خبر 14593

تلاش برای بهبود وضعیت اقتصاد بی سامان این روزهایِ عربستان سعودی، افزایش وزن دیپلماتیک ریاض و نمایش ثروت، قدرت و وضعیت جسمی پادشاه کهنسال عربستان، از مهم ترین انگیزه های تور آسیایی ملک سلمان به شمار می آید.

به گزارش فرتاک نیوز،

به گزارش گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا، «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه کهنسال عربستان اکنون در توری دیپلماتیک به سر می برد که از شنبه شب هفتم اسفندماه آغاز شده است. بر اساس اطلاعیه دفتر پادشاه عربستان که در تارنمای العربیه منتشر شده وی از کشورهای مالزی، اندونزی، برونئی، ژاپن، چین، مالدیو و اردن دیدن می کند.

این سفر در چارچوب تلاش برای تقویت و توسعه روابط عربستان با کشورهای آسیایی و با هدف بررسی روابط دوجانبه و پاره‌ای مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی است.

گفته می شود که پادشاه عربستان، سفرش به هفت کشور آسیایی را با حضور در بیست و هشتمین نشست سران اتحادیه عرب که قرار است در اردن برگزار شود، پایان می دهد.

طبق همین برنامه، پادشاه عربستان یکشنبه شب بیست و دوم اسفندماه پس از پایان سفر خود به مالزی، اندونزی و برونئی، وارد توکیو پایتخت ژاپن شد.

به نظر می رسد مقام های سعودی از برنامه ریزی چنین سفرهایی به نوعی در صدد نمایش قدرت پادشاه بخصوص پس از قوت گرفتن شایعات مبنی بر بیماری و از کار افتادگی وی هستند.

درباره این سفر طولانی مدت پادشاه عربستان و انگیزه های آغاز و انجام آن، حرف و سخن فراوان است. به غیر از تلاش وی در القای زعامت بر کشورهای مسلمان شرق آسیا، انگیزه های اقتصادی را می توان مهم ترین اهداف مقام های سعودی از این سفر طولانی دانست.

**تلاش سران سعودی برای بهبود اوضاع اقتصادی عربستان

دو سال از به تخت نشستن ملک سلمان به جای برادرش «ملک عبدالله» می گذرد. در این مدت شاهد تغییرات مشهودی در روش حکمرانی وی بودیم. در حالی که مردم عربستان زیر فشارهای اقتصادی جدی هستند و این کشور با کاهش بودجه بی سابقه ای روبه رو است، این نوع سفرها با چنین هزینه های سرسام آوری جای بسی تعجب دارد.

سعودی ها با چالش های اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند که در یک کلام می توان آن را اقتصاد نفتی نامید. به این مفهوم که درآمد 75 درصد بودجه و 90 درصد صادرات عربستان از نفت به دست می آید. بخش دیگر نیز به معادن و صنایع مرتبط با نفت مربوط می شود.

اقتصاد عربستان بین سال های 2003 تا 2013 به واسطه گران شدن نفت و افزایش تولید و فروش این کالا، به انباشتی از سرمایه دست یافت. در این زمان تولید ناخالص داخلی عربستان از 400 به 800 میلیارد دلار افزایش یافت و اقتصاد عربستان از رتبه 36 به 19 جهانی ارتقاء یافت و در زمره 20 اقتصاد بزرگ دنیا قرار گرفت. پرواضح است که برای کشوری اینچنینی، هرگونه کاهش قیمت نیز تاثیری چشمگیر در همه ی لایه های اقتصادی برجای خواهد گذاشت. سقوط قیمت نفت در 2 سال اخیر نشان داده که اقتصاد عربستان سعودی بیشتر از بسیاری از کشور تولید کننده نفت، متاثر از این تغییرها دچار بحران و تزلزل شده است.

شرایط اقتصادی عربستان در حال حاضر به قدری بحرانی است که کارشناسان پیش بینی کرده اند کسری بودجه این کشور برای سال 2017 از 100 میلیارد دلار فراتر رود و این میزان کسری معادل 22 درصد مجموع تولید ناخالص ملی این کشور است.

این در حالی است که عربستان سعودی سال گذشته میلادی نیز بدترین بحران اقتصادی خود را از سال 2010 تاکنون پشت سر گذاشت و با کسری بودجه به میزان 87 میلیارد دلار مواجه شد.

نمی توان تمام مسائل و مشکلات اقتصادی این روزهای عربستان را به گردن سقوط قیمت نفت انداخت. مشکلات ناشی از کاهش قیمت نفت در سال های اخیر دامنگیر بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت بوده، ولی هیچ کدام مانند عربستان دچار تزلزل در اقتصاد نشدند، با این توضیح که سعودی ها علاوه بر اتکا به منابع درآمد نفتی، از منابع سرشار درآمدی گردشگری مذهبی و حج در جهان اسلام بهره مندند.

پرواضح است تامین هزینه سفرهایی این چنین پرزرق و برق، جنگ در یمن، آتش افروزی در خاورمیانه و پشتیبانی از گروه های تروریستی، دیگر بودجه ای برای شهروندان این کشور باقی نمی گذارد.

در حال حاضر نیز ناظران مهم ترین هدف این سفرهای آسیایی را در درجه اول جذب سرمایه گذاری و ارتقای بازار انرژی این کشور قلمداد می کنند.

***انگیزه های سیاسی

نمی توان از انگیزه های سیاسی که پادشاه کهنسال سعودی را راهی این سفر کرده است چشم پوشی کرد. این روزها عربستان سعودی در تحولات منطقه وضعیت مناسبی ندارد. به عبارت بهتر گویی در بحران های این روزهای خاورمیانه که در صدر آنها تحولات عراق و سوریه قرار دارد، عربستان را به بازی نمی گیرند. این مسئله با در نظر گرفتن نقش آفرینی پررنگ ایران در تحرکات منطقه بخصوص پس از توافق هسته ای ایران با قدرت های غربی،بیشتر به چشم می آید.

به دست گرفتن ابتکار عمل از سوی ایران که بهترین شاهد مثال آن برگزاری نشست های آستانه با همکاری روسیه و ترکیه، به منظور تسهیل فرآیند سیاسی در حل بحران سوریه است، مقام های عربستان را به فکر بهبود وضعیت خود و یافتن موقعیتی، این بار شاید در شرق آسیا انداخته است.

با توجه به گزارش هایی که از حمایت های مالی و رسانه ای عربستان از گروه های تکفیری منطقه در دست است و همچنین جنایات این کشور در یمن، سیاست های تندروانه سعودی ها در منطقه طرفداری ندارد. شاید از این رو است که حکام سعودی شرق آسیا را انتخاب کردند.

***تحرکات مقام های سعودی در دوره رییس جمهوری جدید آمریکا

نگاهی گذارا به مواضع مقام های ارشد سعودی در ماه های اخیر به خوبی بیانگر این موضوع است که با راهی شدن «دونالد ترامپ» به کاخ سفید، سعودی ها نیز به روشنی در رویکرد های خود دستخوش تغییر شده اند.

به اعتقاد برخی کارشناسان روی کار آمدن رییس جمهوری تندرو ایالات متحده، حکام سعودی را از انزوای نسبی خارج ساخته و از این رو است که در هفته های اخیر شاهد موضع گیری ها و تحرکات تازه ای از آنها بوده ایم. علاوه بر تور آسیایی ملک سلمان مثال های دیگری نیز قابل توجه هستند.

از مهم ترین آنها می توان به اظهارات «عادل الجبیر» وزیر خارجه سعودی مبنی بر اعلام آمادگی کشورش برای حضور نظامی در سوریه و همچنین سفر وی به عراق نام برد. این دیدار بعد از سال 1990 اولین دیدار مهم یک مقام ارشد سعودی از عراق بود. آخرین دیدار مهم قبل از این به دیدار شاهزاده «بندر بن سلطان»، سفیر سابق عربستان در آمریکا بازمی گردد.

گویی آمدن ترامپ و نشانه ها از تصمیم وی برای تغییر راهبرد آمریکا در قبال بحران سوریه، بخصوص با مطرح کردن طرح ایجاد منطقه امن در سوریه، انگیزه تازه ای به سردمداران قدرت در عربستان سعودی داده است تا بلکه بتوانند موقعیت خود را در تحولات منطقه، بهبود بخشند.

 

ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری فرتاک نیوز در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار
همه اخبار
همه اخبار