تابآوری هویتمحور؛ راهی برای مدیریت تنوع و کاهش تنشهای اجتماعی
تابآوری هویتمحور رویکردی است که بر شناخت و مدیریت آگاهانه هویتهای فردی و جمعی تأکید دارد و میتواند با تقویت احساس تعلق و گفتوگو، به کاهش تنشهای اجتماعی و تقویت همزیستی میان گروههای مختلف در جامعه کمک کند.
تابآوری هویتمحور رویکردی است که بر توانایی افراد و جوامع برای حفظ، سازگاری و بازتعریف هویتهای فردی و جمعی در مواجهه با فشارها، تنشها و تغییرات اجتماعی تأکید دارد. در این رویکرد، شناخت و مدیریت آگاهانه هویتها به تقویت احساس تعلق، کاهش تعارضات و افزایش ظرفیت جامعه برای همزیستی و حل مسالمتآمیز اختلافها کمک میکند.
تابآوری هویتمحور با تقویت درک و مدیریت اشکال متنوع هویت، احساس تعلق و معنا را در جامعه افزایش میدهد و از این راه به کاهش تنشهای اجتماعی و تقویت همزیستی میان گروههای مختلف کمک میکند.
هویت به انسانها احساس تعلق، معنا و تعریفی از «ما» میدهد. بسیاری از تصمیمات جمعی، واکنشهای اجتماعی و حتی درگیریهای سیاسی از نگرانی درباره حفظ یا تهدید هویت شکل میگیرند. وقتی فرهنگ، زبان، باورها یا تاریخ یک جامعه در خطر تصور شود، واکنشها شدت میگیرد و همین امر به محرکی مهم در تحولات جهان تبدیل میشود.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، مشاور عالی مأموریت ملی تابآوری فرهنگی هویتمحور، بسیاری از تحولات جهان ریشهای عمیقتر از سیاست و اقتصاد دارند و آن ریشه، هویت است. هویت به انسانها احساس تعلق، معنا و پیوند با تاریخ میبخشد و هنگامی که این پیوند تهدید شود، واکنشهای اجتماعی شدت میگیرد. هویت نیروی پنهان حرکت جوامع است. هویت حافظ پیوستگی تاریخی ملتهاست. هویت سرچشمه بسیاری از کنشهای اجتماعی در جهان امروز است.
در بسیاری از درگیریهای امروز جهان، مسئله تنها زمین، اقتصاد یا قدرت نظامی نیست. در ظاهر ممکن است اختلافها بر سر مرزها، منابع یا قوانین شکل بگیرد، اما در لایههای عمیقتر، موضوع مهمتری حضور دارد؛ موضوعی به نام «هویت».
هویت پاسخی است به یک پرسش ساده و اساسی که براستی ما چه کسانی هستیم؟
انسانها فقط برای زنده ماندن زندگی نمیکنند. آنها میخواهند بدانند به کجا تعلق دارند، چه چیزی آنها را تعریف میکند و چگونه میتوانند این تعریف را حفظ کنند. احساس تعلق، یکی از عمیقترین نیازهای انسانی است.
هویت از عناصر گوناگونی شکل میگیرد؛ فرهنگ، زبان، دین، قومیت، ملیت، ارزشها و سبک زندگی. این عناصر در کنار یکدیگر تصویری از یک جامعه میسازند؛ تصویری که مردم از طریق آن خود را میشناسند و تعریف میکنند.
فرهنگ یکی از مهمترین پایههای هویت است
فرهنگ در شیوه زندگی مردم جلوه میکند؛ در جشنها، آیینها، هنرها و سنتها. در واقع فرهنگ حافظه زنده یک جامعه است؛ جایی که تجربهها، احساسها و روایتهای نسلهای مختلف در آن باقی میماند.
زبان نیز بخش جداییناپذیر این فرهنگ است. زبان تنها وسیلهای برای ارتباط نیست؛ زبان خانه اندیشههاست. در بستر زبان است که تجربیات منتقل میشوند، داستانها زنده میمانند و خاطرات جمعی حفظ میشوند.
به همین دلیل وقتی زبانی کمرنگ میشود، بسیاری از مردم احساس میکنند بخشی از وجودشان کمرنگ شده است. زیرا زبان پلی است میان گذشته و حال.
برای بسیاری از جوامع، دین نیز بخش مهمی از هویت به شمار میآید.
دین میتواند به زندگی معنا بدهد، جهت ببخشد و احساس پیوند با تاریخ و جامعه ایجاد کند. برای بسیاری از مردم، دین صرفاً یک باور فردی نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی جامعه است؛ عاملی که افراد را به یکدیگر پیوند میدهد.
قومیت و ملیت نیز در شکلگیری هویت نقش مهمی دارند. انسانها دوست دارند خود را عضوی از یک جمع بزرگتر بدانند؛ جمعی با گذشتهای مشترک و تجربههایی مشابه. این حس تعلق میتواند بسیار نیرومند باشد، گاه تا آنجا که انسانها برای آن فداکاری میکنند.
در کنار اینها، ارزشها و سبک زندگی نیز بخشی از هویتاند. ارزشها نشان میدهند مردم چه چیزی را درست یا نادرست میدانند، چه چیزهایی برایشان مهم است و چگونه میخواهند زندگی کنند.
وقتی این عناصر در کنار هم قرار میگیرند، هویت جمعی شکل میگیرد؛ هویتی که به انسانها احساس معنا، امنیت و پیوند میبخشد.
با این حال، همین هویت گاه میتواند به منبع تنش تبدیل شود.
مشکل زمانی آغاز میشود که یک گروه احساس کند هویتش در خطر است؛ زمانی که مردم تصور کنند فرهنگشان نادیده گرفته شده، زبانشان کماهمیت شمرده شده یا باورهایشان تحقیر شده است. در چنین شرایطی واکنشها میتواند بسیار شدید باشد.
گاهی اختلافی که در ظاهر سیاسی به نظر میرسد، در واقع ریشهای هویتی دارد. گاهی بحثی که درباره یک قانون شکل میگیرد، در اصل درباره احساس دیده شدن و به رسمیت شناخته شدن است.
حتی یک نماد ساده نیز میتواند حساسیت ایجاد کند؛ یک پرچم، یک زبان یا یک رسم. زیرا این نمادها نماینده هویت هستند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند بخش مهمی از رقابتهای امروز جهان، رقابت بر سر «روایت هویت» است.
روایت هویت یعنی داستانی که یک جامعه درباره خود تعریف میکند؛ داستانی درباره گذشته، ریشهها و امیدهای آینده. هر جامعهای داستانی برای خود دارد؛ داستانی درباره رنجها و پیروزیها، تجربیات تاریخی و مسیر طیشده چرا که این داستانها فقط خاطره نیستند؛ آنها چارچوبی برای فهم جهاناند. از طریق همین روایتهاست که مردم میفهمند چه کسانی هستند و چه جایگاهی در جهان دارند.
در گذشته، این روایتها بیشتر از طریق خانوادهها، سنتها و آموزشهای غیررسمی منتقل میشدند. اما امروز رسانهها نقشی بسیار پررنگتر پیدا کردهاند.
تلویزیون، اینترنت و شبکههای اجتماعی به میدانهای مهمی برای شکلگیری و بازتعریف روایتها تبدیل شدهاند. در این فضاها داستانها بازگو میشوند، دیدگاهها شکل میگیرند و برداشتهای تازه ساخته میشود.
به همین دلیل رقابت بر سر روایتها نیز افزایش یافته است. گروهها و کشورها تلاش میکنند تصویر خود را تقویت کنند؛ فرهنگ و تاریخ خود را برجسته سازند و روایت مثبتی از هویتشان ارائه دهند.
این تلاش گاه در قالب فیلمها، کتابها و برنامههای رسانهای دیده میشود و گاه حتی در پیامهای کوتاه شبکههای اجتماعی.
فضای رسانهای امروز بسیار سریع است. یک پیام میتواند در مدت کوتاهی به هزاران نفر برسد و به سرعت در میان مردم گسترش یابد. وقتی موضوع هویت مطرح باشد، واکنشها معمولاً شدیدتر نیز میشود؛ زیرا هویت برای انسانها موضوعی عمیق و شخصی است.
در چنین شرایطی، گفتوگو اهمیت فراوانی پیدا میکند؛ گفتوگویی که بر احترام استوار باشد و بر شنیدن دیدگاههای متفاوت تأکید کند. در جهانی که ارتباطات گستردهتر از همیشه شده است، توانایی گفتوگوی محترمانه یک مهارت مهم اجتماعی به شمار میآید.
در نهایت بسیاری از اختلافات سیاسی به یک پرسش ساده بازمیگردند:
ما چه کسانی هستیم؟
و پرسش دوم این است:
دیگران چه کسانی هستند؟
این مرزبندی ذهنی میان «ما» و «آنها» میتواند هم عامل انسجام باشد و هم عامل فاصله. اگر «ما» بسیار محدود تعریف شود، فضای اختلاف گستردهتر میشود. اما اگر «ما» گستردهتر دیده شود، امکان همدلی و همکاری نیز افزایش مییابد.
درک هویت برای فهم بسیاری از تحولات جهان ضروری است. بدون توجه به هویت، بسیاری از رفتارهای جمعی قابل توضیح نیستند. زیرا در پس بسیاری از تصمیمها، احساس تعلق، ترس از دست دادن و تلاش برای حفظ معنا در زندگی قرار دارد.
انسانها فقط برای منافع مادی تلاش نمیکنند؛ آنها برای معنا نیز تلاش میکنند، و هویت یکی از مهمترین سرچشمههای معنا در زندگی انسان است.
در همین نقطه مفهوم «تابآوری اجتماعی» معنا پیدا میکند. جامعهای تابآور است که بتواند تفاوتها را بپذیرد، هویتهای گوناگون را در کنار هم نگه دارد و گفتوگو را جایگزین تقابل کند. در این معنا تابآوری یعنی حفظ هویت بدون نفی دیگران؛ یعنی توانایی ایستادن در برابر بحران ومخاطرات و در عین حال حفظ انسانیت.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، مدیر و مؤسس خانه تابآوری، هویت ریشه انسان در خاک تاریخ است و هر جامعه از طریق همین ریشهها معنا و پیوستگی خود را پیدا میکند. همانگونه که فرهنگ حافظه زنده یک جامعه است و تجربههای نسلها را در خود نگه میدارد. زبان خانه اندیشههاست و از طریق آن روایتها و تجربههای یک ملت به نسلهای بعد منتقل میشود.
وقتی انسانها شنیده شوند، کمتر احساس تهدید میکنند و زمینه برای فهم متقابل فراهم میشود. گفتوگو پلی میان هویتهاست؛ پلی که میتواند فاصلهها را کاهش دهد. تابآوری هویت محور شاید به معنای حفظ خویشتن بدون حذف دیگری است. جامعهای که بتواند تفاوتها را درک کند و به رسمیت بشناسد، آیندهای آرامتر و پایدارتر خواهد داشت.
از همین رو پرسش مهم امروز این است: چگونه میتوان «ما» را آنقدر گسترده تعریف کرد که انسانهای بیشتری در آن جای بگیرند؟
گفتنی است محمدرضا مقدسی، زاده کرمانشاه، در سال ۱۳۹۴ آدرس رسمی تابآوری ایران را تأسیس کرد. او از آن زمان تاکنون در حوزه تسهیلگری و آموزش تابآوری فعالیت مستمر داشته است. همچنین بیش از ۴۰ عنوان کتاب تخصصی در زمینه تابآوری و حوزههای مرتبط را ترجمه و منتشر کرده است.