راز طول عمر فاش شد؛ ژنها مهمتر از سبک زندگی؟
عواملی مانند ورزش، تغذیه و ارتباطات اجتماعی میتوانند طول عمر ژنتیکی فرد را تا حدود پنج سال جابهجا کنند
سالها تصور میشد طول عمر بیش از هر چیز به شیوه زندگی و شرایط محیطی وابسته است، اما پژوهشی جدید نشان میدهد که ژنها نقشی بسیار پررنگتر از آنچه تصور میشد در تعیین طول عمر انسان ایفا میکنند، نقشی که نه قطعی و محتوم است و نه میشود آن را نادیده گرفت.
دانشمندان مدتها بر این باور بودند که طول عمر انسان عمدتا حاصل شیوه زندگی اوست، از تغذیه و ورزش گرفته تا محل زندگی و وضعیت اجتماعی. اما یک پژوهش جدید نشان میدهد ژنتیک در تعیین طول عمر انسانها سهمی بهمراتب بزرگتر دارد.
بر اساس این پژوهش، ژنها نقشی تعیینکننده در طول عمر انسان دارند و بیش از نیمی از تفاوتهای فردی در این زمینه را توضیح میدهند؛ رقمی که تقریبا دو برابر برآوردهای پیشین است. با این حال، این یافته برای بسیاری از مردم چندان غافلگیرکننده نیست، بهویژه برای افرادی که در خانواده خود الگوهای مشابهی از طول عمر را مشاهده کردهاند یا در معاینات سالانه پزشکی با پرسشهایی درباره سابقه خانوادگیشان روبهرو شدهاند.
دبورا کادو، یکی از مدیران مرکز طول عمر دانشگاه استنفورد که در این پژوهش نقشی نداشت، میگوید این نتیجه چندان هم دور از انتظار نیست. به گفته او، هرچند بیشتر ویژگیهای انسانی ترکیبی از «طبیعت و تربیت» هستند، اما پیش از این تصور میشد طول عمر بیشتر تحت تاثیر محیط باشد تا ژنتیک. این پژوهش، که روز پنجشنبه در نشریه «علم» منتشر شد، نشان میدهد که طول عمر، مانند ویژگیهای پیچیدهای چون سطح کلسترول یا خطر ابتلا به پوکی استخوان، حاصل اثر همزمان مجموعهای از ژنهاست، البته در تعامل دائم با شرایط زندگی و محیط.
پژوهشهای پیشین نقش ژنتیک را دستکم گرفته بودند، چراکه اغلب بر دادههای مربوط به افرادی متکی بودند که پیش از قرن نوزدهم به دنیا آمده بودند؛ دورهای که در آن بسیاری از مردم پیش از رسیدن به میانسالی یا کهنسالی، به دلیل بیماریهای عفونی، حوادث یا نبود بهداشت و درمان مدرن جانشان را از دست میدادند. در چنین شرایطی، عوامل محیطی چنان پررنگ بودند که اثر ژنها پنهان میماند.
اوری آلون، نویسنده اصلی این پژوهش، توضیح میدهد که با پالایش دادهها و کنار گذاشتن این عوامل «تاثیر ژنها با وضوح کامل نمایان میشود». به گفته او تصور رایج این بود که ژنتیک نقش چندانی ندارد، اما حالا روشن شده که هر فرد نوعی «طول عمر ژنتیکی» در ساختار زیستی خود دارد، هرچند این کل ماجرا نیست.
انسان هنوز میتواند بر طول عمرش تاثیر بگذارد
طبق یافتههای این پژوهش، حدود ۵۵ درصد از طول عمر انسان از پیش تعیین شده است، اما ۴۵ درصد دیگر به عوامل متغیری وابسته است که بخشی از آن به بخت و بخشی به انتخابهای فردی مربوط است. بهگفته آلون، عواملی مانند ورزش، تغذیه و ارتباطات اجتماعی میتوانند طول عمر ژنتیکی فرد را تا حدود پنج سال جابهجا کنند.
به بیان سادهتر، اگر ژنهای فردی عمری حدود ۸۰ سال را برای او «برنامهریزی» کرده باشند، شیوه زندگی سالم میتواند این عدد را به ۸۵ سال برساند و برعکس، انتخابهای ناسالم ممکن است آن را به ۷۵ سال کاهش دهد. با این حال آلون تاکید میکند که حتی سالمترین شیوه زندگی نیز نمیتواند کسی را که ژنتیکش برای ۸۰ سال طراحی شده به صد سال برساند.
بر اساس دادههای تازه مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا، امید به زندگی در ایالات متحده در سال ۲۰۲۴ به رکورد ۷۹ سال رسید؛ رقمی که پس از دههها رشد، در دوران همهگیری کووید-۱۹ بهطور محسوسی کاهش یافته بود. دبورا کادو میگوید به همین دلیل است که محصولات تجاری وعدهدهنده «طول عمر بیشتر» راهحل واقعی نیستند. از نظر او، نسخهای که علم امروز ارائه میدهد همچنان ساده است: تحرک بدنی، تغذیه سالم و پیوندهای اجتماعی معنادار.
ژنها چگونه «ظرفیت طول عمر» را تعیین میکنند؟
اگرچه برخی ژنها بهعنوان عوامل محافظ یا پرخطر در روند پیری شناسایی شدهاند، اما پژوهشگران تاکید میکنند که طول عمر نتیجه عملکرد یک یا دو ژن خاص نیست. کادو میگوید زیستشناسی آنقدر پیچیده است که هنوز بسیاری از عوامل تعیینکننده سن زیستی ناشناخته ماندهاند. با این حال با پیشرفت دانش ژنتیک، ممکن است ابزارهایی توسعه یابند که مسیرهای زیستی کوتاهکننده عمر را هدف بگیرند. بهگفته آلون، وقتی سازوکار ژنتیکی شناخته شود، امکان مداخله دارویی فراهم میشود؛ رویکردی که میتواند جایگزین درمان هر نوع بیماری شود.
با این همه، چنین آیندهای هنوز دههها با ما فاصله دارد. در حال حاضر، آزمایشهای ژنتیکی میتوانند خطر ابتلا به برخی بیماریها را نشان دهند، اما هیچ آزمونی قادر نیست «سن ژنتیکی» افراد را با دقت پیشبینی کند. آلون میگوید توسعه چنین ابزاری، نخستین گام برای بهبود طول عمر ژنتیکی خواهد بود.
عمر طولانیتر یا زندگی سالمتر؟
این پژوهش بار دیگر یک پرسش قدیمی را در کانون توجه قرار میدهد: آیا هدف اصلی، زندگی طولانیتر است یا زندگی سالمتر؟ دن آرکینگ، پژوهشگر حوزه پیری، میگوید: «عمری که با سلامت سپری شود ارزشمندتر از افزایش عدد سن است.» از نظر او، زندگی طولانی بیکیفیت چندان مطلوب نیست.
او میافزاید، کاهش خطر بیماریهای مرتبط با سالمندی میتواند سالهای سالم زندگی را افزایش دهد، اما افزایش سقف نهایی عمر انسان کار بسیار دشواری است. هنوز مشخص نیست آیا انسان میتواند از رکورد ۱۲۲ سال ــ بیشترین عمر ثبتشده ــ فراتر برود یا نه.
آلون نیز بر کیفیت زندگی تاکید دارد و یادآوری میکند که در ۱۵۰ سال گذشته، میانگین امید به زندگی دو برابر شده، اما بیشینه عمر انسان تقریبا ثابت مانده است. حتی نرخ مرگومیر صدسالهها در سه دهه اخیر بهبود نیافته است. بهگفته او، پس از نزدیک شدن به مرز صدسالگی، انسان به «دیوار ۱۲۰ سال» میرسد و عبور از آن احتمالا نیازمند مداخلاتی بسیار افراطی و پرخطر خواهد بود.
بهرغم این تردیدها، آلون میگوید این پژوهش گامی مهم در بازتعریف نقش ژنتیک در طول عمر است و میتواند مسیر پژوهشهای آینده را هموار کند. به تعبیر او، «طول عمر هم مانند بسیاری از ویژگیهای انسانی، حاصل تعادل میان طبیعت و تربیت است ــ نیمی ژن، نیمی زندگی.»