زخمهایی که دیده نمیشوند؛ تجاوز چگونه روان دختران را برای مدت طولانی درگیر میکند؟
آثار تجاوز ممکن است مدتها پس از پایان حادثه ادامه پیدا کند؛ از اضطراب و کابوسهای شبانه تا افسردگی، بیاعتمادی و اختلال استرس پس از سانحه، پیامدهایی که نیازمند حمایت و درمان هستند.
تجاوز جنسی تنها یک آسیب جسمی نیست؛ تجربهای آسیبزا است که میتواند احساس امنیت، اعتماد، عزتنفس و سلامت روان دختران را برای مدت طولانی تحت تأثیر قرار دهد. اضطراب، افسردگی، کابوس، انزوا و اختلال استرس پس از سانحه از جمله پیامدهایی هستند که ممکن است پس از این تجربه ایجاد شوند.
وقتی احساس امنیت از بین میرود
یکی از نخستین پیامدهای روانی تجاوز میتواند از بین رفتن احساس امنیت باشد. فرد ممکن است پس از حادثه در محیطهایی که پیش از آن برایش عادی بودهاند نیز احساس ترس یا ناامنی کند. ترس، خشم، غم، شرم، احساس گناه، بیاعتمادی و بیحسی عاطفی از واکنشهایی هستند که ممکن است در روزها یا هفتههای نخست دیده شوند.
در برخی موارد، این واکنشها با گذشت زمان کاهش پیدا میکنند، اما برای بعضی بازماندگان ممکن است مشکلات روانی ماهها یا حتی سالها ادامه داشته باشد. سازمان جهانی بهداشت تأکید میکند که آثار خشونت جنسی میتواند طولانیمدت باشد و بر سلامت روان و کیفیت زندگی فرد اثر بگذارد.
کابوسها و بازگشت ناخواسته خاطره
یکی از پیامدهای شناختهشده تجربههای شدیداً آسیبزا، اختلال استرس پس از سانحه است. فرد ممکن است خاطرات حادثه را ناخواسته دوباره تجربه کند، کابوس ببیند یا در مواجهه با مکان، صدا یا موقعیتی که او را به یاد حادثه میاندازد، دچار اضطراب شدید شود.
از سوی دیگر، برخی افراد برای جلوگیری از یادآوری حادثه از حضور در جمع، رفتوآمد به مکانهای خاص یا حتی برقراری ارتباط با دیگران اجتناب میکنند. اختلال در خواب، گوشبهزنگ بودن و دشواری در تمرکز نیز میتواند همراه این وضعیت باشد. البته تجربه یک رویداد آسیبزا الزاماً به معنای ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه نیست و بسیاری از افراد با گذشت زمان و دریافت حمایت مناسب بهبود پیدا میکنند.
افسردگی و اضطراب؛ زخمی که ممکن است پنهان بماند
پس از تجاوز، برخی دختران ممکن است دچار غم طولانیمدت، بیانگیزگی، کاهش علاقه به فعالیتهای روزمره یا اضطراب شوند. گاهی فرد تلاش میکند احساسات خود را پنهان کند و همین مسئله باعث میشود اطرافیان از شدت آسیب روانی او مطلع نشوند.
احساس شرم و خودسرزنشگری نیز میتواند فشار روانی را بیشتر کند. این در حالی است که مسئولیت تجاوز متوجه فرد مرتکب خشونت است، نه بازمانده. سرزنش، قضاوت درباره رفتار یا ظاهر فرد و پرسشهایی که او را مسئول حادثه جلوه میدهد، میتواند آسیب روانی را تشدید کند.
تأثیر بر اعتماد و روابط آینده
تجاوز ممکن است نگاه فرد به روابط انسانی را نیز تغییر دهد. برخی بازماندگان در اعتماد کردن به دیگران، برقراری رابطه عاطفی یا حضور در موقعیتهای اجتماعی دچار مشکل میشوند. در دختران و نوجوانان، این آثار میتواند اهمیت بیشتری داشته باشد؛ زیرا تجربه سوءاستفاده جنسی در سنین پایین با افزایش خطر مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و اختلالات خواب همراه است.
در چنین شرایطی نباید از فرد انتظار داشت که خیلی زود «همه چیز را فراموش کند». روند بهبود برای هر فرد متفاوت است و ممکن است به زمان، حمایت خانوادگی و در برخی موارد درمان تخصصی نیاز داشته باشد.
حمایت درست، نخستین قدم برای بازسازی زندگی
برخورد اطرافیان میتواند نقش مهمی در روند بهبود داشته باشد. گوش دادن بدون قضاوت، باور کردن فرد، احترام گذاشتن به انتخابهای او و فراهم کردن محیطی امن، از مهمترین اقدامات حمایتی هستند.
اگر علائم اضطراب، افسردگی، کابوس، انزوا یا خاطرات مزاحم ادامه پیدا کند و زندگی روزمره را مختل کند، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک میتواند کمککننده باشد. درمانهای مؤثر و مبتنی بر شواهد برای اختلال استرس پس از سانحه و دیگر مشکلات مرتبط با تروما وجود دارد.
مهمتر از همه اینکه واکنش افراد به تجاوز یکسان نیست. ممکن است یک نفر بلافاصله واکنش شدید نشان دهد و فرد دیگری در ابتدا ظاهراً آرام باشد و علائم او مدتی بعد آشکار شود. هیچیک از این واکنشها نشانه ضعف نیست. آنچه اهمیت دارد، ایجاد امنیت، حمایت و دسترسی به مراقبتهای پزشکی و روانی مناسب است.
