شطرنج قدرت در خاکستر تنش؛ بنبستِ بزرگ تهران و واشینگتن پس از «نه» قاطع ترامپ
پس از پاسخ تند ترامپ به پیشنهاد صلح تهران، تمام مسیرهای هوایی و زمینی دیپلماسی مسدود شد؛ جزئیاتی از پشت پرده پیشنهادی که میتوانست تاریخ منطقه را تغییر دهد اما به زبالهدان تاریخ پیوست!
در حالی که منطقه همچنان تحت تأثیر پسلرزههای تهاجم اسفندماه و تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی ایران قرار دارد، آخرین تلاشهای دیپلماتیک برای مهار بحران با بنبست مواجه شد. مخالفت صریح دونالد ترامپ با پیشنهاد جدید ایران که از سوی محافل بینالمللی به عنوان «تلاشی برای تثبیت وضعیت جدید» تعبیر میشد، سایه ابهام و احتمال برخورد مجدد را بر سر خاورمیانه سنگینتر از هر زمان دیگری کرده است.
نخستین گامهای دستگاه دیپلماتیک ایران تحت رهبری جدید، معطوف به ارائه پیشنهادی جامع بود که نه تنها موضوعات هستهای، بلکه ترتیبات امنیتی منطقهای را نیز شامل میشد. این پیشنهاد که با هماهنگی عالیترین سطوح نظام و پس از تثبیت جایگاه آیتالله مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید تدوین شده بود، قصد داشت با ایجاد یک «فرصت تنفس»، از گسترش دامنهی جنگی که در فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) آغاز شد، جلوگیری کند. با این حال، پاسخ واشینگتن نشان داد که کاخ سفید فعلاً قصدی برای بازگشت به میز مذاکره با پیشفرضهای قبلی ندارد.
دونالد ترامپ با رد این پیشنهاد، بار دیگر بر سیاست «فشار حداکثری نسخه ۲» تأکید کرد. مخالفت او صرفاً بر سر جزئیات فنی نبود، بلکه او خواهان تغییر کامل رفتارهای منطقهای ایران و بازبینی در توانمندیهای بازدارندگی کشور است؛ خواستههایی که از نظر تهران «غیرقابل مذاکره» تلقی میشوند. ترامپ با نگاهی به حوادث اخیر و ضرباتی که به زیرساختها وارد شده، تصور میکند در موضع قدرت برتر قرار دارد و همین محاسبات غلط، پنجرههای دیپلماسی را یکی پس از دیگری مسدود کرده است.
این بنبست دیپلماتیک، تأثیر مستقیمی بر «امنیت منطقه» و به ویژه محور مقاومت گذاشته است. تحلیلگران بر این باورند که با رد پیشنهاد ایران، گروههای متحد تهران در عراق، لبنان و یمن ممکن است راهبرد «تقابل فعال» را به جای «خویشتنداری دیپلماتیک» برگزینند. پیام روشن تهران به میانجیگران منطقهای این بوده است که اگر دیپلماسی شکست بخورد، ایران برای دفاع از کیان خود و پاسخ به تجاوزات اخیر، از تمامی ابزارهای سختافزاری خود استفاده خواهد کرد و این یعنی خاورمیانه روی یک بشکه باروت قرار گرفته است.
در سطح داخلی، این شکست مذاکراتی باعث شده تا گفتمان «ایستادگی و تکیه بر توان داخلی» در بدنه حاکمیت و رسانهها تقویت شود. بسیاری از ناظران معتقدند که تهران پس از تجربه تلخِ تجاوز نظامی و از دست دادن رهبری فقید خود، دیگر به وعدههای غربی اعتماد ندارد و پیشنهاد اخیر نیز بیشتر یک «اتمام حجت» بینالمللی بود تا یک معامله واقعی. حالا با بسته شدن مسیرهای رسمی، پیشبینی میشود که فعالیتهای بازدارندگی ایران در حوزههای موشکی و پهپادی با سرعت و شدت بیشتری دنبال شود.
در نهایت، چشمانداز پیشرو نشاندهنده یک «جنگ سرد نوین» در خلیج فارس است که هر لحظه امکان داغ شدن آن وجود دارد. اصرار ترامپ بر تسلیم کامل و پافشاری ایران بر حفظ دستاوردهای راهبردی خود، فضایی برای مصالحه باقی نگذاشته است. در هفتههای پیشرو، رسانههای جهان چشم به حرکتهای بعدی ایران در میدان دوختهاند؛ چرا که تاریخ ثابت کرده است در زمان بنبست دیپلماسی، معمولاً «میدان» است که قواعد بازی جدید را دیکته میکند.---