//
کد خبر: 64096

بعد از خوردن شما من به اتاق خواب رفتم اما ناگهان ..! + عکس

شب حادثه، دو نفر از دوستان مقتول به نام‌های مجید و هادی به منزل او آمدند. بعد از خوردن شام، برای خوابیدن به اتاق خواب رفتم، اما مقتول همراه آن دو نفر بیدار بود که بعد از گذشت چند ساعت، ناگهان متوجه شدم مجید و هادی با مقتول درگیر هستند...

سیزدهم مردادماه سال 92، مأموران پلیس پایتخت از قتل Murder مرد 62 ساله‌ای به نام کیومرث در خیابان وفایی، حوالی بزرگراه شهید محلاتی باخبر و راهی محل شدند. شواهد نشان می‌داد مقتول در کار خرید، فروش و تراش سنگ‌های قیمتی بوده است که ساعاتی قبل از سوی افراد ناشناس در حالی که دست و پای او بسته بود کشته شده است. همچنین مأموران در بررسی محل حادثه Incident با یکی از دوستان مقتول به نام محمد 35 ساله در حالیکه او نیز دست و پایش بسته شده، روبه‌رو شدند که در اتاقی حبس شده بود. افراد ناشناس بعد از سرقت Stealing مقداری سنگ‌های قیمتی فیروزه‌ای، یک عدد سنگ قیمتی بزرگ که عقاب طلایی روی آن حک شده بود، مقداری جواهرات و چند فقره چک متواری شدند.

 

با انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد علت فوت انسداد مجاری تنفسی بوده است، بنابراین پرونده با موضوع قتل عمد در دستور کار پلیس قرار گرفت. در مراحل اولیه تحقیقات، محمد تحت بازجویی قرار گرفت.

 

او در توضیح به مأموران گفت: «من و مقتول در زمینه خرید و فروش سنگ‌های قیمتی باهم کار می‌کردیم. شب حادثه، دو نفر از دوستان مقتول به نام‌های مجید و هادی به منزل او آمدند. بعد از خوردن شام، برای خوابیدن به اتاق خواب رفتم، اما مقتول همراه آن دو نفر بیدار بود که بعد از گذشت چند ساعت، ناگهان متوجه شدم مجید و هادی با مقتول درگیر هستند. از اتاق بیرون آمدم، دیدم آنها در حال خفه کردن مقتول هستند به همین دلیل با آنها درگیر شدم، اما آنها دست و پای مرا بستند و در اتاق حبس کردند. سعی کردم درخواست کمک کنم، اما نتوانستم تا اینکه ساعتی بعد از همسایه‌ها کمک خواستم که جوانی آمد و مرا نجات داد. وقتی سراغ مقتول رفتم متوجه شدم نفس نمی‌کشد و فوت کرده است.‌»

 

بعد از این توضیحات کارآگاهان موفق شدند مخفیگاه مجید 46‌ساله را در منطقه تهرانپارس شناسایی و او را دستگیر کنند. آنها همچنین موفق شدند قسمتی از اموال مسروقه که شامل یک عدد سکه قدیمی و مقداری سنگ قیمتی بود را نیز کشف کنند. با انتقال متهم به پلیس‌آگاهی او در مراحل اولیه تحقیقات گفت اموال سرقتی را از دوستش هادی 24‌ساله گرفته است. سپس در توضیح بیشتر گفت: «در کار خرید و فروش سنگ‌های قیمتی بودم که با مقتول و محمد آشنا شدم. قرار بود دستگاه سنگ‌تراشی را از آنها خریداری کنم به همین دلیل شب حادثه با هادی به خانه مقتول رفتیم. من و مقتول در حال بازی شطرنج بودیم که دقایقی بعد محمد و هادی یک لیوان آب طالبی برای مقتول آوردند.

 

مقتول بعد از خوردن آب طالبی بیهوش شد. فهمیدم آنها آبمیوه را مسموم کرده‌اند به همین خاطر قصد خارج شدن از خانه را داشتم که محمد مانع شد. او یک سکه 500 میلیون تومانی را نشان داد و من و هادی را وسوسه کرد از اموال و سنگ‌های قیمتی مقتول سرقت کنیم.‌» او در خصوص قتل گفت: «هادی وسوسه شد و از پشت سر گلوی مقتول را گرفت و دو نفری دست و پای او را بستیم. سپس سنگ‌های قیمتی را برداشتیم و برای گمراه کردن پلیس دست و پای محمد را نیز بستیم و او را مورد ضرب و شتم قرار دادیم. سپس از محل گریختیم.‌» بعد از اعترافات مجید، دوست او هادی نیز بازداشت شد. او با تأیید اظهارات مجید، به کارآگاهان گفت: «محمد دروغ می‌گوید. همه این اتفاقات نقشه او بود. محمد با مقتول شریک مالی بود و با هم اختلافات شدید مالی داشتند. به همین دلیل شب حادثه با نشان دادن سنگ 500 میلیون تومانی مرا وسوسه کرد و گفت چرا مقتول این همه سرمایه داشته باشد و ما فقیر باشیم. آنجا بود که نقشه او را قبول کردم.‌»

 

به این ترتیب هادی به اتهام قتل عمد، سرقت، ضرب و جرح، شرب خمر، ایرادات صدمات به مقتول و مجید به اتهام معاونت در قتل، سرقت و محمد نیز با توجه به تناقضات در اظهارات و به اتهام معاونت در قتل روانه زندان Prison شدند. پرونده بعد از صدور کیفرخواست به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و روز گذشته روی میز هیئت قضایی به ریاست قاضی قربان‌زاده قرار گرفت.

 

ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص و برای صدمات وارده به مقتول درخواست دیه کردند. سپس متهم ردیف اول – هادی – با 23 فقره سابقه در جایگاه قرار گرفت و با انکار قتل گفت: « وقتی دستگیر شدم و فهمیدم مقتول فوت کرده شوکه شدم. چون وقتی از خانه مقتول بیرون آمدیم او زنده بود و نفس می‌کشید. قبول دارم گردن مقتول را از پشت سر گرفتم اما طوری نبود که منجر به فوت او شود. » سپس در ادامه دفاع از خود گفت: « همه این اتفاقات به پیشنهاد و به خاطر وسوسه‌های او بود. محمد بود که این نقشه را طراحی کرد و حالا منکر همه اتفاقات است.» در ادامه متهم ردیف دوم نیز با انکار جرمش، توضیحات هادی را تأیید کرد. سپس متهم ردیف سوم نیز با انکار جرمش گفت در این حادثه نقشی نداشته و مقتول از دوستان صمیمی او بوده است. در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.