//
کد خبر: 451534

هشدار به والدین هلی‌کوپتری: مراقب باشید، استقلال فرزندان‌تان در خطر است!

ما بچه‌دار می‌شویم و وظیفه داریم که مراقبت از آنها را به عهده بگیریم، نیازهای اولیه‌شان را فراهم کنیم و همیشه پشتیبان و تکیه‌گاهشان باقی بمانیم. اما گاهی فراموش می‌کنیم که این موجودات کوچک که روزبه روز بزرگتر می‌شوند نیاز به کسب مهارت بزرگی مثل زندگی کردن دارند! باید مستقل باشند و یاد بگیرند که چگونه به تنهایی زندگی کنند. به والدینی که خودشان را تمام مدت وقف فرزندانشان می‌کنند و به صورت 24 ساعته پیگیر کارهایشان هستند والدین هلی کوپتری گفته می‌شود! چرا؟!

کتاب «بین والدین و نوجوانان» را اگر خوانده باشید یک نوجوان والدینش را به هلی کوپتر تشبیه می‌کند! از این جهت که مرتب او را دنبال می‌کنند و مراقب همه کارش هستند! از آن زمان، یعنی از سال 1969 این اصطلاح رایج شد و به پدر یا مادری که مرتب فرزندشان را رصد می‌کنند، حتی اگر راه دور باشد مراقب تمام کارهای او حتی بیدار شدن و خوابیدنش هم هستند والد هلی کوپتری می‌گویند!

اگر شما هم از خواب و خوراک و زندگی افتاده‌اید و منتظر این هستید تا تمام کارهای فرزندتان را انجام بدهید، نگران اتفاقات زندگیش باشید و استرس نگذارد برای خودتان زندگی کنید! اگر شما هم فکر می‌کنید فرزندتان هرچقدر هم بزرگ بشود باز بچه است و نیازمند مراقبت شماست پس شما هم در دسته هلی کوپتری‌ها قرار دارید! شاید به نظر برسد که این والدین فرشته هستند و بسیار خوب است که فرزندی چنین خانواده‌ی حامی و پشتیبانی داشته باشد. واقعیت این است که از جنبه کمک و انرژی و آرامش بخشی که به این جریان نگاه کنید بله، واقعا خوب است! اما اگر شما تمام کارهای فرزندتان را مدیریت کنید و به جای او فکر کنید و منتظر وقایع باشید و مسئولیت کارهایش را مرتب به او گوشزد کنید او کی مهارت زندگی کردن را یاد خواهد گرفت؟!

دختر یا پسری که در خانواده هلی کوپتری بزرگ می‌شود به دلیل اینکه سختی‌ها را تجربه نمی‌کند و قبل از او پدر یا مادر است که تمام نگرانی‌ها را به دوش می‌کشد و بار تمام تصمیم گیری‌ها بر عهده‌اش است به مرور از یاد گرفتن توانای حل مسائل، تصمیم گیری در شرایط خاص، اقدام کردن و عملی کردن کارها باز می‌مانند چون هیچ وقت خودشان به تنهایی در معرض این کارها قرار نگرفته‌اند و همیشه یک یا دو نفر جلوتر از آنها بوده‌اند که نگران کارها و مسائلشان باشند!

وابستگی شاخ و دم ندارد! خود به خود ایجاد نمی‌شود. همان طور که به استقلال رسیدن هم کاری یک شبه نیست و باید مهارت‌هایش را آموخت. اگر شما فرزندتان را هر روز برای کلاس رفتن آگاه کنید و با یادآوری ساعت به او هشدار بدهید کم کم نقش شما با آلارم گوشی یا ساعت یکی خواهد شد! روزی که شما یادتان برود این کار را انجام بدهید دختر یا پسر شما هم از کار خود باز می‌ماند! پس فراموش نکنید که والد حامی با والدی که فرزندش را وابسته بار می‌آورد فرق دارد.

فرزندان ما حاصل تربیت و رفتار ما با آنها هستند. اگر مشکلی در مدرسه یا در محیط دوستانه برای فرزندتان پیش بیاید و شما مانند یک سوپرمن یا سوپروومن جلو بیفتید و خودتان آن را رفع و رجوع کنید فرزند شما چه زمانی یاد خواهد گرفت که از حق خود دفاع کند؟ کی می‌تواند در معرض مشکلات اجتماعی گلیم خودش را از آب بیرون بکشد؟ بهتر نیست که او را راهنمایی کنید و خودش به مسائلش بپردازد و شما نقش نظارتی داشته باشید؟!

با اشتباه کردن دنیا به آخر نمی‌رسد ولی فرزند شما متوجه می‌شود که چطور از پس مشکلاتش بربیاید. اگر اشتباهی کرد تاوان آن را بپردازد و اگر خطایی کرد بداند که عواقبی خواهد داشت و خودش مسئول بر دوش کشیدن آنهاست. پس اجازه بدهید اشتباه کند و پای اشتباهش بایستد.

اینکه شما هوای تمام کارهای فرزندتان را داشته باشید منجر به دخالت زیاد هم خواهد شد و این مساله رابطه شما را با او خراب خواهد کرد. شما به خیال خودتان خوبی او را می‌خواهید و در جهت زندگی بهترش قدم برمی‌دارید ولی نتیجه‌ای که به دست می‌آید نقطه مقابل آن است و فرزندتان روزبه روز از شما دورتر خواهد شد! پس به تخریب رابطه دامن نزنید!