//
کد خبر: 283126

بزرگداشت حافظ در لبنان

مراسم بزرگداشت حافظ شیرازی شاعر نامدار ایرانی روز چهارشنبه به همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان و با حضور جمعی از فرهیختگان فرهنگ و ادب از کشورهای مختلف در شهر بعلبک برگزار شد.

به نقل از گزارش دریافتی از رایزنی فرهنگی ایران در بیروت، در فضایی آکنده از عشق و معرفت، و در فصل پائیز، گرمایی از نفحات انس با اشعار عرفانی شاعر برجسته شیرازی، در محفلی ادبی،سرمای پائیز شهر بعلبک را گرمایی دلنشین بخشید.

رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان به مناسبت بزرگداشت روز جهانی شاعر غزل و عرفان "حافظ شیرازی" مراسمی حضوری و وبیناری با عنوان "حافظ شیرازی؛ شاعر انسانیت" با حضور جمعی از فرهیختگان فرهنگ و ادب از کشورهای مختلف، از جمله شاعر معروف و برجسته لبنانی دکتر محمد شمس الدین، حجت الاسلام و المسلمین دکتر جعفر مهاجر، دکتر علی زیتون (برنده جایزه ادبی فارابی)، دکتر خضر نبها، استاد فلسفه دانشگاه لبنان، رؤسای دانشگاههای منطقه بقاع، شعرا و شخصیت های فرهنگی و اجتماعی، در شهر بعلبک و با رعایت تمام شیوه نامه های بهداشتی، برگزار نمود.

اداره این نشست را خانم امل ناصر از لبنان بر عهده داشت.

در این مراسم ادبی، ابتدا دکتر خامه یار رایزن فرهنگی کشورمان، ضمن تشکر از حضور فرهیختگان و ادبا در این محفل، به معرفی ویژگی های منحصر به فرد شاعر برجسته و غزل سُرای کشورمان پرداخته و گفت: این شاعر عرفانی که ایرانیان قدیم، او را یکی از اولیای صالحین خدا می دانستند، که توانسته غزل، عرفان و قرآن کریم را همزمان با یکدیگر بیامیزد. قصائد و غزلیات او بیشتر به مناجات و استخاره شبیه است به حدی که ایرانی ها تا به امروز نیز به دیوان همراه با شرح و توضیح او، تفأل می زنند.

وی افزود: حافظ در حال حاضر نماد فرهنگی ایران به شمار می رود و فرزند نیکوی ایران و معروف به شاعر غزلیات و لسان الغیب، ترجمان اسرار یا محرم اسرار و عاشقی است. غزلیات حافظ آمیخته ای از فلسفه، عرفان، شراب، عشق، هوا و هوس و آداب و رسومی است که توانست این شاعر از آمیزه آنها، تابلوهای زیبایی را خلق کند به نحوی که در عین سکوت، می نوازند و می خوانند.

خامه یار  همچنین به ویژگی اشعار حافظ اشاره نموده و گفت: برخی بر این باورند که واژه "عشق" که حافظ در اشعارش بسیار به کار برده، یک کلمه احساسی و گذرا و عاطفی نبوده بلکه از اسمای الهی است. چرا که عشق، اوج کمال انسانی است، زیرا انسان از نظر روحی به معشوق خود تعلق دارد و سرشت اصلی انسان همان «عشق» است، به این معنا که سرشت او با شراب عشق آمیخته شده است و تمام موجودات جهان، به این خاطر آفریده شدند تا عشق بورزند و دوست بدارند و اگر عشق نباشد، چیزی به نام طلب و آرزو وجود نخواهد داشت.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق             ثبت است بر جریده عالم دوام ما

خامه یار در پایان گفت: حافظ ثروتی ادبی از خود بر جای گذاشت که ادبیات فارسی و عرب و نیز ادبیات جهان را غنی ساخت. دیوان او به منزله حافظه نوشتاری و چکیده اندیشه و فرهنگ ماست و آینه ذهن ما و وجدان ما به شمار می رود. و همان جامی است که در شرابش، گذشته و حال و آینده را می توانی ببینی. در اشعارش اشک و تبسم، قهر و محبت، امید و نا امیدی با هم جمع شده اند. اشعار حافظ بزرگان ادب و اندیشه را در جهان به شگفتی وا داشته است، لذا از او به احترام یاد می کنند تا این حد که او را به عنوان شاعر تمام دوران ها و زمان ها به حساب می آورند.

سپس شاعر معروف و برجسته لبنانی محمد علی شمس الدین، ضمن بیان این که مرکز اصلی حکمت، همان قلب پاک و سینه شفاف حافظ این شاعر بزرگ اسلامی است، گفت: اشعار حافظ به منزله چکیده شعر حکمت آمیز هر یک از شعرایی مانند، رودکی، مولوی و سعدی شیرازی و دیگر شعرای عرفانی شعر فارسی است.

وی افزود: اشعار حافظ از نوعی صفا و سادگی در عین داشتن عمق مفهومی برخور دارند و به موضوعاتی مانند، عشق، زن، شراب، جوانی آمیخته با مفاهیم عرفانی و دینی می پردازد و محدوده سیر اشعارش خارج از منطقه ترس، خوف و خشیت از خداوند است و به ابعاد رحمانی و غفرانی خداوند پرداخته بجای آن که بخواهد تصویری از جبار و منتقم ارائه نماید.

وی سپس به ابیات نخستین اشعار دیوان مثنوی اشاره نموده و ضمن مقایسه با اشعار حافظ، در نهایت حافظ را از نظر حکمت بالاتر از مولوی معرفی نموده چرا که حکمت حافظ را فراتر از مسائل عقلانی و ظاهری مانند حلال و حرام دانسته و می گوید: اشعار حافظ پرده از سرزمین اسرار بر می دارد که تنها با مکاشفه این امور به دست می آیند. در سرزمین اسرار، عناوینی مانند عشق حرف اصلی را می زنند. البته مولوی در مثنوی و فریدالین عطار نیشابوری در منطق الطیر و عمر بن الفارض میان عمق نگاهی اسلامی به مسائل و همه جانبه بودن آن و تناسب آن با زمان، نوعی هماهنگی ایجاد کرده اند. و شعر دینی را به شعری انسانی تبدیل کرده اند و باید گفت گوته، شاعر آلمانی، ویکتور هوگو، شاعر فرانسوی و تاگور، شاعر هندی به این گونه اشعار توجه ویژه داشتند.

محمدعلی شمس الدین افزود: برای درک اشعار حافظ باید از ظواهر عبور کرد و با رمزها و کدهای نامحدود در اشعارش ارتباط برقرار کرد. و از دیگر ویژگی های شعر حافظ می توان نزدیک بودن اشعارش به فرهنگ بومی ایرانیان اشاره نمود که تمام کتاب های شعر عرفانی از آن تأثیر پذیرفتند از سعدی و عطار گرفته تا امام خمینی در عصر حاضر. و نیز دیوان حافظ همانند قرآن کریم با تذهیب و نقش و نگار درآمیخته و به آن تأل می زنند.

محمد علی شمس الدین به وجه تشابه نامش با حافظ گفت: نام من محمد شمس الدین است و نام حافظ، شمس الدین محمد بود و به دلیا حفظ قرآن کریم به حافظ ملقب گردید. و جامی به او لقب لسان الغیب و ترجمان اسرار را داد.

شمس الدین، شاعر لبنانی سپس به تأثیر پذیری اشعارش از حافظ اشاره نموده و گفت: حافظ به رغم گذشت هفت قرن، همچنان در میان ما زنده است و گویی با مسائل روز ما در ارتباط است و با فرهنگ وحشیانه آمریکایی صهیونیستی مقابله می کند همان گونه که در زمان خود با فرهنگ وحشیانه مغول ها با اشعارش مقابله کرد.

وی سپس به جایگاه مهم دیوان حافظ نزد ایرانیان اشاره نموده و گفت: تقریبا در تمام خانه های ایرانیان، دیوان حافظ یافت می شود که نشان از ارتباط عمیق مردم ایران با این شاعری است که با هویت تاریخی، فرهنگی و دینی ایران آمیخته شده است.در اشعار حافظ عناوینی دینی مانند توحید، نماز، زکات، روزه، طواف وحج، زهد و انابه، حضرت رسول و... دیده می شود و همزمان اشاره به داستان های قرآنی مانند یوسف، موسی، عیسی و پیامبر اکرم و قصص دیگر انبیا را می توان یافت. اما در عین حال نمادهایی از پادشاهان ساسانی و برخی نمادهایی مانند جام جمشید و پیر زرتشت و .. دیده می شود؛ اما اشعارش با داشتن این موارد به ابعاد عرفانی وجود انسان و شراب و لذت شرب مدام که مقصودش بعد معنوی آن است، توجه نموده وبه زیبایی شعرش افزوده است. لذا حافظ با چنین عبارات و واژگانی توانسته عمق مفاهیم اسلامی را از طریق می و شراب و نواختن چنگ و... به عمق جان خواننده معرفی نماید.

محمد علی شمس الدین در پایان به قصائدی از حافظ اشاره نموده که آنها را ترجمه کرده و شامل هشتاد و چهار قصیده برگزیده می باشد و تحت عنوان "شیرازیات" در سال 2017 برای بار دوم به چاپ رسیده است. وی ترجمه این اشعار را نزدیک ترین ترجمه مفاهیم شعری حافظ از میان دیگر ترجمه دانسته و توانسته تا حدی زیبایی اشعار حافظ را در ترجمه آنها حفظ کند.

شمس الدین سپس با قرائت برخی از ترجمه های منظوم خود از اشعار حافظ، سخنانش را پایان داد.

در ادامه، حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین مهدوی مهر رئیس جامعة المصطفی در لبنان و سوریه با اشاره به این سرزمین ما، مهد شعرا و ادبا و مشاهیر و از آن جمله حافظ شیرازی است، به این ابیات حافظ اشاره نمود:

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن    منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن

  مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ        که دست زهد فروشان خطاست بوسد

وی گفت: هنرمندان، شعرا و ادبای بسیاری در عرصه این جهان حضور یافتند و احساسات خود را در قالب هنر، یا شعر ثبت کردند، اما آن واژه هایی که بتواند عشق را بیان کنند و مانند گوهری گرانسنگ در قالب اجتماعی ارائه کنند، اندک است.ما هم اکنون در محضر یکی از ادبای بزرگی هستیم که میان عشق و انتظار چه از نظر بُعد فردی و چه از نظر بُعد اجتماعی، هماهنگی و نزدیکی ایجاد کرده و به صورت خلاقانه آن را به نظم درآورده است.

مهدوی مهر افزود: شعرای بسیاری آمده اند و نامی از خود بر جای گذاشته اند، اما به اعتراف تمام ادبا، حافظ، لقب " لسان الغیب" را به خود اختصاص داده است و حافظ قرآن کریم نیز بود. در آثار حافظ، عشق و انتظار، علم و عرفان، ادب و شعر، قرآن و معارف الهی را یک جا می توان مشاهده نمود.

مدیر جامعة المصطفی در لبنان و سوریه گفت: یکی از ویژگی های حافظ، انس دائمی او با کتاب خدا بود، که می توان به این بیت او اشاره نموده که می گوید:       

  عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ          قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

از دیگر صفات او عشق الهی اوست که وجودش را شعله ور ساخته بود.

                                     صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم        تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

                             آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات     در یکی نامه محال است که تحریر کنم

یا در جای دیگر می گوید:

                              فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم         بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

                              طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق        که در این دامگه حادثه چون افتادم

حافظ یک منتظر واقعی بود که از شوق رسیدن به معشوق خود می سوخت.

                              گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند       ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست

                              ماییم و آستانه عشق و سر نیاز        تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست

                              دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک    منت خدای را که نیم شرمسار دوست

حجت الاسلام و المسلمین سخنان خود را با ابیاتی از حافظ پایان داد که مسئله انتظار منجی در آن مطرح شده است.

                               دست از طلب ندارم تا کام من برآید        یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

                               بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر        کز آتــش درونـم دود از کفـن برآیـد

                               بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران    بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

                               جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش    نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

                               از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم         خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید

                                گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان       هر جا که نام حافظ در انجمن برآید

در ادامه دکتر نادر نظام، شاعر و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، ضمن اشاره به سخنان گوته شاعر آلمانی درباره حافظ، گفت: حافظ، احساسات درونش را در قالب و زبان شعر بیان می کرد. و منبع الهام برای دیگران در هر زمان و مکان می شد.

وی در ادامه به برخی از ابعاد زندگی حافظ و نحوه ورودش به دنیای شعر پرداخته و گفت: حافظ اصول اولیه سرودن شعر را از بزازی در همسایگی خانه خود آموخت و سپس با عشق ورزیدن به دختری به نام شاخ نبات و داستان معروف خواستگاری از وی،و در نهایت خواب نما شدن حافظ و الهام گرفتن شعر، به شاعری برجسته تبدیل می شود که خود حافظ در ابیاتش به آن اشاره می کند که مَطلع آن این بیت معروف است:     دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند      و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

وی افزود: بسیاری از کارشناسان بر این باورند که شعر حافظ، محتوایی عرفانی و معنوی دارد و ایشان را صوفی مسلک و عارف می دانند و سخنان آنها همانند سخن گفتن پرندگان است که تنها زبان آنها را سلیمان پیامبر می دانند و لذا اهل معنا متوجه اصطلاحات و عبارات آنها می شوند. لذا وقتی اشاره به واژه هایی مانند بهار یا بوستان می کند مقصودش بهار نیکان و بوستان انسان خیرخواه است، لذا برخی شعرای غربی تلاش کردند تا غزلیات حافظ را با برداشت های خود تفسیر کنند که در نهایت موفق نشدند. و برخی نیز او را تکفیر کردند.

دکتر نظام در پایان گفت: حافظ بر این باور بود کههر اتفاقی که برای انسان رخ دهد، تقدیری از جانب خداوند بوده است. لذا حافظ در اشعارش می گوید که در این دنیا انسان می بیند اما انسانیت را نمی بیند. لذا انسان حقیقی وجود ندارد. عرفان حافظ با دین پیوند خورده بود و عرفانی دینی بود و فصل مشترک آن همان عشق بود و عشق همان امانتی است که خداوند بر آسمان ها و زمین عرضه نمود اما آنها نپذیرفتند و در نهایت این امانت را انسان پذیرفت. بر همین اساس است که آسمان ها و زمین قدرت ادراک ندارند بنابراین این امانت بر دوش انسان افتاد.

اشعار حافظ پس از رحلت او رواج یافت و به زبان های هندی، ترکی، عربی، فرانسوی، آلمانی و انگلیسی ترجمه شد.

در ادامه خانم ایمان عبداللطیف المحمد؛ از کشور عراق، ضمن تأکید بر عرفانی بودن اشعار حافظ، وی را به عنوان قله ادبیات عرفانی ایران و شخصیت ادبی بزرگ جهان معرفی نموده و گفت: تمام شعرای عرفانی که پس از حافظ آمدند از ادبیات او تأثیر پذیرفته اند و این امر تنها منحر به شعرای ایرانی نبوده بلکه در تمام جهان از حافظ شیرازی نکات عرفانی و اسرار آن را دریافت نموده اند.

وی افزود: یکی از مواردی که شرق شناسان در تفسیر اشعار حافظ مورد نقد قرار داده اند دو بُعد حسی یا ظاهری و عرفانی و رمز گونه اشعار حافظ است. اما میراث عرفانی شعر فارسی از شخصیت های بزرگ ادبی مانند جلال الدین مولوی، فرید الدین عطار، سعدی شیرازی و حافظ شیرازی برجای مانده است.

خانم ایمان عبداللطیف المحمد در پایان گفت: بیان مطالب عرفانی نیازمند رسیدن به مقامات عرفانی و ریاضت های نفسانی است و شاعر با رسیدن به این مقامات و کمالات، تجربیات خود را در قالب شعر بیان می کند. و حافظ در اشعارش به این کمالات اشاره می کند و می گوید: چنان پُر شد ،فضــایِ ســـینه از دوســـــت ...... که فکـــــرِ خـــویــش گُــم شــد از ضمــــیــــرم

در بیتی دیگر نیز به ریاضت نفس اشاره می کند و می گوید: دل به امید روی او همدم جان نمی شود.....

جان به هوای کوی او خدمت تن نمی کنـــد

لذا اشعار عرفانی در حقیقت بیان کننده تجربه عملی عرفانی است که صاحب شعر آن را آزموده و در عمل پیاده کرده است.

در پایان برنامه دکتر صادق خورشا، عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات، دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به ابیاتی از حافظ و مقایسه آن با ابیاتی از اشعار ابونؤاس و اشعار عمر بهاءالدین امیری، به بیان زیبایی های ابیات حافظ پرداخته و گفت:  اندیشه روشن حافظ و قلب تپنده، و نفس مسیحیایی او که برخاسته از عطر عشق و جان مشتاق اوست که از چشمه زلال سلسبیل و شراب رحیق پر شده است، باعث شده تا دم از رخ یار و جلال و جمال و جام و شراب و قدح و صهبای عشق بزند.

وی در ادامه افزود: ابن فارض یکی از شعرایی است که از چشمه زلال حافظ نوشیده و اشعارش را بر همان اساس سروده است. ابن فارض می گوید: به یاد دوست شرب مُدام نمودیم...و پیش از این که خلق آفریده شوند مست شدیم(منظور عالم "الست" است). این شعر اقتباس از این بیت حافظ است که می گوید:     

    مقام عَیش مُیَسَّر نمی شود بی رنج                   بلی به حکم بلی بسته اند عهد [روز] ألست

جامی نیز به نوعی دیگر این گونه سروده است:

بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان

                                   که نه از تاک نشان بود ونه ازتاک نشان

دکتر خورشا در ادامه به مجموعه گل و بلبل در اشعار حافظ اشاره نموده و گفت: منظور از مرغ سحر و بلبلی که نغمه خوان است، آیا همان حافظ است که خود چنین می گوید:

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز .....کان سوخته را جان شد وآواز نیامد

وی سپس به شرح معانی مختلف مرغ سحری پرداخت و در پایان به نحوه قرائت غزلیات حافظ و تفسیرها و تأویل هایی که پیرامون اشعار وی وجود دارد، گفت: مکاتب و نظریات مختلفی در این باره وجود دارد که در این مختصر نمی گنجدف اما باید گفت که اشعار حافظ توسط شعرایی به عربی ترجمه شده اند و از آن جمله می توان به: دکتر نادر نظام؛ الشورابی؛ محمد الفراتی؛ دکتر علی عباس زلیخا اشاره نمود. و ما در حال حاضر در عصر نوینی قرار داریم که شاهد تحول تحولات گسترده ای از هنر و ادبیات هستیم که با روش های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زندگی امروزی هماهنگ است. اما به رغم تمام این تحولات و نوآوری ها، با بازگشت به تمدن انسانی در قالب ادبیات و هنر می توانیم جهان در حال پلاسیده شدن را احیا کنیم.