//
کدخبر: ۵۷۱۶۵۴ //

راز رفتارهای نسل Z؛ آنچه کمتر کسی درباره این نسل می‌داند

این روز‌ها اگر بخواهید درباره ما نسل زدی‌ها چیزی بخوانید، انگار دارید درباره دو سیاره کاملاً متفاوت مطالعه می‌کنید.

راز رفتارهای نسل Z؛ آنچه کمتر کسی درباره این نسل می‌داند
به گزارش فرتاک نیوز،

 این روز‌ها اگر بخواهید درباره ما نسل زدی‌ها چیزی بخوانید، انگار دارید درباره دو سیاره کاملاً متفاوت مطالعه می‌کنید. یک روز تیتر می‌زنند که ما افسرده‌ترین و تنهاترین جوانان تاریخیم؛ نسلی که همه‌چیزش -از خواب تا تمرکز- در سراب اسکرول کردن افتاده؛ اما فردای آن روز گزارش دیگری می‌آید که برعکس، ما را باسوادتر، ثروتمندتر و خوش‌شانس‌تر از تمام نسل‌های قبل خطاب می‌کند. خلاصه اینکه، هرکسی از ظن خود شد یار ما نسل‌زدی‌های طفلک!

تغییر مزه نوجوانی

جدا از اینکه کدام روایت به واقعیت نزدیک‌تر است، آدم این وسط گیج می‌شود که آیا نسل زد واقعاً به تهِ خط رسیده یا صرفاً لق‌لقه زبان رسانه‌ها شده؟ البته وقتی می‌گوییم رسانه‌ها؛ یعنی داریم از آدم‌حسابی‌هایی مثل «جاناتان هایت» و «جین توئنج» حرف می‌زنیم که موی خود را در این مسیر سفید کرده‌اند و سال‌ها بابت این قضیه رنج کشیده‌اند. ترجمان از قول «جاناتان هایت» می‌نویسد: دوران کودکی کم کم از توی کوچه و پسکوچه‌ها و حیاط مدرسه اسباب‌کشی کرده و آمده توی صفحه نمایش. قدیما دعوای بچه‌ها سر گل زدن با توپ پلاستیکی بود؛ اما حالا همه چیز بند لایک و ویو شده است. تازه، درد اصلی نه زیاد پای گوشی نشستن؛ بلکه بیشتر بسته به الگوریتم‌هایی است که قسم خورده‌اند ما را زمینگیر کنند. هرچه بیشتر اسکرول می‌کنی، بیشتر در برزخ مقایسه گیر می‌افتی؛ مقایسه زندگی شلخته خودت با زندگی‌های اتوکشیده و فیلترخورده دیگران. در نتیجه اگر اضطراب و تنهایی مزمن، مثل سایه روی زندگی‌تان نیفتد، جای تعجب دارد. «توئنج» هم بعد از زیر و رو کردن دیتای میلیون‌ها جوان در سرتاسر دنیا، حجت را تمام کرده و می‌گوید: فناوری فقط سبک زندگی‌شان را عوض نکرده؛ بلکه مزه نوجوانی را تغییر داده است. حالا نوجوان‌ها کمتر دور هم جمع می‌شوند و بیشتر وقتشان را در خلوت دیجیتالی‌شان می‌گذرانند و این یعنی در حالی که دورتادورشان پر از آدم است، عملاً دارند با تنهایی خودشان دست و پنجه نرم می‌کنند.

وکیل مدافع نسل زد

حالا زود نتیجه‌گیری نکنید؛ چون قرار است یک متهم دیگر هم به این لیست اضافه شود؛ البته اگر بشود اسمش را متهم یا مقصر گذاشت. شاید بهتر باشد بگوییم وکیل مدافع این نسل. نشریه «اکونومیست» آمده و با یک گزارش حسابی، کلاً مسیر نگاه را عوض کرده و می‌گوید:

«بس کنید. نمی‌شود که همیشه حال بچه‌های چند کشور پولدار را به حساب کل دنیا گذاشت». قضیه این است که نزدیک به ۸۰ درصد نسل زد، در کشور‌های در حال توسعه زندگی می‌کنند. کشور‌هایی که در همین دو دهه اخیر، انگار از زمین تا آسمان فرق کرده‌اند؛ در آموزش، بهداشت، درآمد و حتی دسترسی به همین تکنولوژی لعنتی، جهش بزرگی کرده‌اند.

این یعنی اگر یک جوان در بمبئی، جاکارتا یا نایروبی زندگی کند، شانس بیشتری دارد که بتواند نسبت به پدر و مادرش بهتر درس بخواند، شغل بهتری پیدا کند و یا حتی یک کسب‌وکار راه بیندازد. حتی در کشور‌های پیشرفته هم اوضاع آن‌قدر‌ها که در بوق و کرنا کرده‌اند، تیره و تار نیست. نسل Z وارد بازاری شده که خیلی از جا‌ها آدم کم آورده‌اند. نرخ بیکاری جوانان در اقتصاد‌های بزرگ، به پایین‌ترین حد خودش در سال‌های اخیر رسیده و دستمزد‌ها هم، در خیلی از شغل‌ها، بالا رفته‌اند. تازه، خیلی از این جوان‌ها سر از رشته‌هایی مثل مهندسی، پزشکی و علوم درآورده‌اند که هنوز بازارشان داغ داغ است. اکونومیست حتی این باور غلط رایج را هم نشانه رفته: «اینکه جوانان امروز لزوماً فقیرتر از نسل‌های قبل هستند». شاید خریدن خانه آن‌قدر که قیمت‌ها سر به فلک کشیده، سخت و غیر ممکن شده باشد؛ اما رشد درآمد‌ها و پیدا شدن فرصت‌های تازه باعث شده تصویر اقتصادی نسل زد، حسابی رنگی‌تر و پر از جزئیات جالب به نظر برسد.

فشار دیده شدن

خب، حالا برگردیم به اصل مطلب. اگر اوضاع آن‌قدر‌ها هم که می‌گویند سیاه نیست، پس این همه غصه و ناامیدی از کجا می‌آید؟ راستش را بخواهید، اعداد و ارقام هم دارند حرف دیگری می‌زنند. مثلاً مؤسسه «گالوپ» می‌گوید حدود ۷۳ درصد از نسل زد در آمریکا، خودشان را تا حدی یا خیلی شاد می‌دانند؛ اما نکته کلافه‌کننده این است که هرچه پای این بچه‌ها در شبکه‌های اجتماعی بیشتر می‌ماند، احتمال اینکه دچار اضطراب و افسردگی شوند، بیشتر خواهد بود. اما قبل از اینکه به شبکه‌های اجتماعی برچسب قاتل سلامت روان را بزنید، بد نیست بدانید در دنیای علم، ارتباط داشتن لزوماً به معنای علت بودن نیست و وقتی دو چیز با هم می‌آیند، لزوماً یکی باعث دیگری نشده است؛ بنابراین شاید شبکه‌های اجتماعی درکنار فشار اقتصادی، رقابت بی‌رحمانه تحصیلی، تغییر سبک زندگی، بحران‌های جهانی، آن دوران سیاه و همه‌گیری کرونا و یا حتی همین که مردم امروز نسبت به سلامت روان آگاه‌تر شده‌اند، همگی دست به دست هم داده‌اند تا این فضا را بسازند؛ اما اکونومیست یک گوشه کار را خیلی ظریف و دقیق می‌زند و می‌گوید شاید شبکه‌های اجتماعی زندگی را بدتر نکرده‌اند؛ اما احساس بدتر بودن زندگی را در آدم‌ها بزرگ کرده‌اند. این ماجرا مثل این است که شما در یک اتاق تاریک باشید؛ اما با دیدن نور درخشان زندگی فیلترشده دیگران (همان سفرها، موفقیت‌ها، بدن‌های بدون نقص و خنده‌های زیاد)، ناخودآگاه حس کنید از قافله جا مانده‌اید؛ حتی اگر در واقعیت، اوضاع زندگی‌تان اصلاً بد نباشد! به همین خاطر است که متخصص‌ها دیگر نمی‌توانند خیلی ساده یا یک‌طرفه نظر بدهند. مثلاً «کندیس اوجرز»، استاد روان‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید فناوری نه کاملاً بی‌اثر است و نه همه‌چیز ماجرا. واقعیت نسل زد هم میانه این دو چیز است؛ نسلی که از یک طرف، بیشتر از هر زمانه دیگری به دانش، اطلاعات و فرصت‌های جهانی دسترسی دارد؛ اما از طرف دیگر، زیر بار مقایسه‌های بی‌پایان، بمباران اطلاعات و فشار لعنتی دیده شدن، دارد دچار نفس‌تنگی می‌شود.

 

آیا این خبر مفید بود؟
کدخبر: ۵۷۱۶۵۴ //
ارسال نظر