پرسپولیس؛ از مدعی قهرمانی تا تیمی سرگردان در «محله برو و بیا»
تغییرات پیاپی روی نیمکت، ضعف در مدیریت نقلوانتقالات و بالا رفتن میانگین سنی تیم، پرسپولیس را از یک مدعی جدی قهرمانی به تیمی بیثبات و قابل پیشبینی تبدیل کرده است؛ تیمی که حالا حتی برای سهمیه هم باید بجنگد.
امین یزدانی؛ پرسپولیس در دو فصل اخیر بیش از آنکه مسیر ثبات و برنامهریزی را طی کند، وارد چرخهای از تغییرات پیاپی مدیریتی و فنی شده است؛ چرخهای که این تیم را از یک مدعی قدرتمند قهرمانی به مجموعهای ناهماهنگ و پراشتباه تبدیل کرده است. ضعف در مدیریت نقلوانتقالات، از دست دادن مهرههای کلیدی و ناتوانی در جذب جانشینان شایسته، پایههای فنی تیم را متزلزل کرد.
در ابتدای این مسیر، سیاستهای مدیریتی نتوانست مانع جدایی بازیکنان مؤثر شود. اصرار بر رعایت سقف قرارداد در شرایطی که بسیاری از رقبا به شیوههای مختلف آن را دور میزدند، باعث شد پرسپولیس از کورس رقابت در بازار نقلوانتقالات عقب بماند. خروجیهای مهم، جای خود را به خریدهایی دادند که یا کیفیت لازم را نداشتند یا متناسب با نیازهای تاکتیکی تیم نبودند.
با حضور گاریدو، تیم وارد فاز جدیدی شد؛ اما استفاده از بازیکنان در پستهای غیرتخصصی و ناتوانی در مدیریت رختکن، بیثباتی را تشدید کرد. پس از او، کارتال با وجود محدودیتهای فنی نتایج نسبتاً قابل قبولی گرفت، اما اختلافنظر با مدیریت درباره جذب بازیکنان مورد نظرش، همکاری را نیمهکاره گذاشت. هاشمیان نیز با رویکردی منضبط و محتاطانه آمد، اما عدم ارتباط مؤثر با بازیکنان و نتایج ضعیف، پایان زودهنگام کارش را رقم زد.
بازگشت اوسمار ویرا امیدهایی ایجاد کرد؛ مربیای که پیشتر توانسته بود تیم را به قهرمانی برساند. اما این بار شرایط متفاوت بود. تغییر مدیریت، ناهماهنگی در تصمیمگیریها و ضعف در تقویت پستهای کلیدی، اجازه نداد ساختار تیم ترمیم شود. پرسپولیس در پستهای مدافع کناری و هافبک دفاعی مدرن با کمبود جدی مواجه است؛ پستهایی که در فوتبال امروز نقش حیاتی دارند.
میانگین سنی بالا در خط دفاعی و افت جسمانی برخی مهرههای باتجربه، باعث شده تیم در مواجهه با فشار حریفان آسیبپذیر باشد. تنها خرید قابل توجه نیمفصل، ایگور سرگیف بود؛ مهاجمی که به دلیل ضعف در تغذیه از جناحین و نبود خلاقیت کافی در میانه میدان، کمتر فرصت بروز تواناییهایش را پیدا کرده است.

وابستگی شدید تیم به اوستون اورونوف نیز به یک چالش تبدیل شده است. پرسپولیس زمانی برنده است که او در اوج آمادگی باشد، اما مصدومیتهای متوالی و شرایط جسمانی خاص این بازیکن، استمرار تأثیرگذاریاش را دشوار کرده است. چنین وابستگیای برای تیمی مدعی، زنگ خطر محسوب میشود.
نتایج نیمفصل دوم گویای بحران عمیقتر است. شکستهای متعدد مقابل تیمهای میانه و پایین جدول، نشاندهنده افت روحی، ضعف ذهنی و ناهماهنگی تاکتیکی است. پرسپولیس در صورت دریافت گل اول، بهندرت توان بازگشت دارد؛ مسئلهای که از نبود انسجام و اعتمادبهنفس کافی حکایت میکند.
امروز پرسپولیس تیمی کند، کمتحرک و قابل پیشبینی است. دوندگی و شادابی گذشته جای خود را به بازیای محتاطانه و بیریسک داده که در آن خلاقیت فردی جایگزین ساختار منسجم تیمی شده است. اگر تغییرات بنیادین در مدیریت و برنامهریزی فنی رخ ندهد، این تیم نهتنها از کورس قهرمانی فاصله خواهد گرفت، بلکه برای حفظ سهمیه آسیایی نیز با چالش جدی مواجه خواهد شد.