ساپینتوی جانسخت؛ بازگشت در اوج ناامیدی/پیروزی روی لبه تیغ
هیچ مدیری بهدنبال شکست تیمش نیست، اما تساوی دیرهنگام و پرماجرای استقلال مقابل شمسآذر میتوانست فرصتی باشد تا مدیران باشگاه تکلیف خود را با ریکاردو ساپینتو روشن کنند؛ سرمربیای که مدتهاست روی لبه تیغ حرکت میکند.
ریکاردو ساپینتو در یکی از دشوارترین مقاطع دوران مربیگریاش هدایت استقلال را بر عهده گرفت. آغاز کار او با استقبال مناسب هواداران همراه بود، اما نتایج ضعیف در ادامه فصل، بهویژه شکست سنگین مقابل الوصل در دبی، شرایط را بهشدت علیه این مربی پرتغالی تغییر داد. از آن مقطع به بعد، تقریباً پس از هر مسابقه، سایه اخراج بالای سر ساپینتو سنگینی میکرد.
این بیاعتمادی ریشه در گذشته هم داشت. ساپینتو در دوره قبلی حضورش در استقلال نیز نتوانسته بود آنطور که انتظار میرفت، انتظارات را برآورده کند. به همین دلیل، با هر لغزش، دوباره در جایگاه مربیای قرار میگرفت که هواداران و مدیران اطمینان کامل به عملکرد فنیاش ندارند. هرچند واقعیت این است که او در فصل نخست حضورش، با تکیه بر وینگرهایی چون مهدی قایدی و محمد محبی، تیمی ساخته بود که مدعی قهرمانی بهحساب میآمد.
با این حال، ساپینتو در بخشی از دوران حضورش در ایران، حداقل میزان اعتماد را تجربه کرد؛ اما به شکلی جانسختانه از بحرانها عبور کرد و درست در لحظاتی که همهچیز برای برکناریاش آماده بود، دوباره به صحنه رقابت بازگشت. پیروزی سهگله مقابل المحرق در آسیا و صعود استقلال به مرحله بعدی لیگ قهرمانان، یکی از همین نقاط عطف بود. در لیگ هم، با وجود بسته بودن پنجره نقلوانتقالات و جدایی بازیکنانی چون رامین رضاییان، استقلال با امتیازی برابر با تراکتور در صدر جدول قرار گرفت؛ اتفاقی که کمتر کسی آن را پیشبینی میکرد.
در مسابقه روز گذشته مقابل شمسآذر اما همهچیز برای قربانی شدن ساپینتو مهیا بود. او که به فوتبال تهاجمی علاقه دارد، استقلال را با آرایشی هجومی روی چمن نامناسب ورزشگاه شهرقدس به میدان فرستاد و از همان ابتدا، عرصه را بر حریفی تنگ کرد که در شش بازی قبلی گل نخورده بود. استقلال میتوانست خیلی زود با حریفی ۱۰ نفره روبهرو شود، اما تصمیم بحثبرانگیز داور این اتفاق را به تأخیر انداخت تا مدافع شمسآذر دقایقی بعد اشتباه خود را تکرار کند و اخراج شود.
پس از ۱۰ نفره شدن حریف، استقلال فشار بیشتری وارد کرد و پیش از پایان نیمه اول به گل رسید؛ گلی که توسط بازیکنی به ثمر رسید که شاید با کمی سختگیری باید زودتر از زمین اخراج میشد، اما داور تکل خشن ابوالفضل جلالی را مستحق کارت قرمز ندانست تا او در زمین بماند و گل نخست تیمش را به ثمر برساند.
در نیمه دوم نیز استقلال صاحب توپ و میدان بود و با شلیک محکم سحرخیزان به گل دوم رسید. با این حال، از دست رفتن چند موقعیت مسلم توسط منیر و دیگر بازیکنان، کار را پیچیده کرد. در شرایطی که استقلال گل سوم را هم به ثمر رسانده بود، ورود VAR همهچیز را تغییر داد؛ گل نازون مردود شد و همان صحنه به یک ضربه پنالتی برای شمسآذر تبدیل شد تا اختلاف به حداقل برسد.
دقایقی بعد، در حالی که استقلال به طولانی بودن وقتهای اضافه اعتراض داشت، شمسآذر با استفاده از اشتباهات زنجیرهای چهار بازیکن استقلال، گل تساوی را به ثمر رساند؛ گلی که ورزشگاه شهرقدس را در بهت فرو برد. خود ساپینتو بعدها اعتراف کرد که در آن لحظات، امیدی به پیروزی نداشته است.
اما فوتبال بار دیگر روی غیرقابل پیشبینی خود را نشان داد. استقلال که در خلق موقعیت مهارت بالایی دارد، بار دیگر نازون را در موقعیت گلزنی قرار داد و این مهاجم اهل هائیتی، در دقیقههای پایانی، از فاصلهای نزدیک گل سوم را زد تا استقلال به پیروزی برسد؛ بردی بزرگ در اوج ناامیدی، بردی که میتوانست آینده ساپینتو را نجات دهد.

با وجود این پیروزی، ساپینتو از عملکرد تیمش رضایت کامل نداشت. او در نشست خبری پس از بازی، از بازیکنانش انتقاد کرد و هدر رفتن فرصتهای فراوان را زیر سؤال برد. اما مهمترین سؤال نشست، زمانی مطرح شد که خبرنگاران درباره احضار او به باشگاه پرسیدند؛ احضاریهای که ظاهراً بهدلیل اظهارات تندش پس از دیدار با استقلال خوزستان و انتقاد از حضور علی تاجرنیا در رختکن صادر شده بود.
ساپینتو که مربیای حرفهای و باتجربه است، برخلاف ظاهر تند و تیزش، با زیرکی از پاسخ مستقیم به این سؤال طفره رفت و دوباره بحث را به سمت برد دشوار تیمش و دقایق پایانی مسابقه برد. شاید او ترجیح داد شادی کمرمقِ پیروزی و صدرنشینی مشترک تیمش را با حمله مستقیم به مدیریت تحتالشعاع قرار ندهد.
با این حال، واقعیت این است که تیره شدن روابط میان ساپینتو و مدیران باشگاه بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. اگر مدیران اعتقادی به این سرمربی ندارند، بهتر است با شهامت تکلیف را روشن کنند؛ چرا که ادامه این جنگ سرد، نه به سود تیم است و نه به سود باشگاه.
ساپینتو همچنان در حال سپری کردن یکی از عجیبترین سالهای مربیگری خود در ایران است؛ مربیای که بارها در آستانه خروج قرار گرفته، اما هر بار درست در لحظهای که مأموریتش تمامشده به نظر میرسید، از مقابل در خروجی برگشته، به سمت سکوها رفته و دستانش را به نشانه پیروزی بالا برده است.