//
کدخبر: ۵۶۸۷۸۶ //

۴ علامتی که افراد وسواسی دارند + راه درمان وسواس

حتما برای شما هم پیش آمده که درباره وسواس گفتگویی داشته باشید.

راستش را بخواهید، این روزها کلمه «وسواس» خیلی راحت و گاهی اشتباه به کار می‌رود. اما وسواس واقعی، آن چیزی نیست که در مکالمات روزمره می‌گذرد.

وسواس واقعی یعنی ساعتها در روز اسیر یک فکر مزاحم بودن. یعنی می‌دانید دستتان تمیز است اما دوباره و دوباره می‌شویید. یعنی خودتان هم می‌دانید این کارها بی‌معنی هستند، اما نمی‌توانید جلویشان را بگیرید. در اینجا ۴ علامت اصلی وسواس را طوری توضیح می‌دهیم که خودتان بتوانید بفهمید مرز میان تمیزی و وسواس کجاست. ب

عد هم راه‌های درمان را قدم به قدم مرور می‌کنیم؛ از دارو تا روان‌درمانی و نقش خانواده. اگر احساس می‌کنید علائمتان شدیدتر از چیزی است که بتوانید تنها مدیریت کنید، جای نگرانی نیست. متخصصان خوبی در این حوزه کار می‌کنند که میتوانید به آنها مراجعه کنید.

وسواس چیست و چه فرقی با دقت و نظم عادی دارد؟

بیایید اول یک چیز را روشن کنیم: منظم بودن، دقت بالا، یا حتی دوست داشتن تمیزی، وسواس نیست. یک فرد منظم، کتاب‌هایش را مرتب می‌کند و بعد با خیال راحت می‌رود سراغ کارش. اما یک فرد مبتلا به وسواس، کتاب‌ها را آنقدر مرتب می‌کند تا «حس درستی» بگیرد. اگر یک میلی متر جابجا شود، تمام وجودش به هم می‌ریزد. فرق اصلی این است: در وسواس واقعی، افکار و رفتارها بی‌اراده، تکراری، و زمان‌بر هستند (معمولا روزانه بیش از یک ساعت وقت می‌گیرند). خود فرد می‌داند که این افکار و رفتارها بی‌معنی یا اغراق‌آمیز هستند، اما نمی‌تواند جلویشان را بگیرد. همین دانستن و ناتوانی در توقف، یکی از آزاردهنده‌ترین بخش‌های وسواس است. در DSM-5، وسواس به عنوان اختلالی طبقه‌بندی می‌شود که در آن فرد یا افکار مزاحم دارد، یا رفتارهای اجباری، یا هر دو. حالا بیایید ببینیم این دو دقیقا چه شکلی هستند.

علامت اول – افکار مزاحم و تکراری

وسواس فقط دست شستن و قفل چک کردن نیست. برای خیلی از افراد، وسواس از درون ذهن شروع می‌شود. افکاری که خودشان نمی‌خواهند بیایند، اما مرتب و مکرر هجوم می‌آورند.

نمود این افکار به این صورت هستند که مثلا یک مادر مهربان ناگهان فکر می‌کند «نکند به بچه‌ام آسیب بزنم؟» (در حالی که هرگز چنین کاری نمی‌کند). یا یک فرد مذهبی مدام فکر می‌کند «نکند وضویم درست نبوده؟»، «نکند نمازم قبول نشود؟» یا یک فرد عادی با شنیدن خبر یک بیماری، مدام فکر می‌کند «حتما من هم به این بیماری مبتلا شده‌ام».

این افکار به این علت آزاردهنده هستند چون فرد می‌داند این افکار غیرمنطقی هستند. می‌داند که قرار نیست به بچه‌اش آسیب بزند. می‌داند که وضویش درست بوده. اما این دانستن به او کمک نمی‌کند. فکرها برمی‌گردند و برمی‌گردند، مثل یک آهنگ تکراری که پخشش قطع نمی‌شود. این دسته از وسواس را «وسواس فکری» می‌نامند و شایع‌ترین نوع وسواس در میان بزرگسالان است. اگر شما هم افکاری دارید که نمی‌توانید از ذهنتان بیرون کنید و این افکار روزانه حداقل یک ساعت از وقتتان را می‌گیرند، احتمالا با وسواس فکری مواجه‌اید.

علامت دوم – رفتارهای اجباری تکراری (آیین‌هایی که نمی‌توانید رهایشان کنید)

رفتار اجباری پاسخ ذهن به همان افکار مزاحم است. ذهن می‌گوید «اگر این کار را نکنی، اتفاق بدی می‌افتد». و فرد مجبور می‌شود آن کار را انجام بدهد تا اضطرابش موقتا کم شود.

رایج‌ترین رفتارهای اجباری:

  • شستن مداوم دست‌ها (تا جایی که پوست ترک می‌خورد)

  • چک کردن مکرر (قفل در، گاز، برق، حتی ده‌ها بار)

  • مرتب کردن و تقارن (همه چیز باید متقارن و سر جایش باشد)

  • شمردن (مجبور است کارها را تا یک عدد خاص بشمارد)

  • تکرار کلمات یا حرکات (مثلاً چند بار از در وارد و خارج شود)

تفاوت این رفتارها با عادت‌های معمولی در شدت و زمان است. اگر یک بار در روز دستتان را ضدعفونی می‌کنید، طبیعی است. اما اگر روزی ۵۰ بار و هر بار ۵ دقیقه، یعنی ۴ ساعت از روزتان رفته‌اید. آن وقت دیگر وسواس است.

علامت سوم – شک و تردید بیمارگونه (همیشه در حال چک کردن)

این علامت بسیار نزدیک به دو علامت قبلی است، اما آنقدر مهم و شایع است که باید جداگانه به آن بپردازیم. افراد مبتلا به وسواس، یک «شک مریض» درونشان دارند که هیچ‌چیز آن را قانع نمی‌کند.

در زندگی روزمره این علامت چطور دیده می‌شود؟

گاز را خاموش کرده‌اید. با چشم دیده‌اید. اما دو دقیقه بعد شک می‌کنید: «نکند خاموش نکرده بودم؟» برمی‌گردید چک می‌کنید. خاموش است. با خیال راحت می‌روید. یک دقیقه بعد دوباره شک می‌کنید. این چرخه می‌تواند ساعت‌ها طول بکشد. همین داستان برای قفل در، بستن شیر آب، خاموش کردن اتو، و حتی بستن زیپ کیف پول. این افراد هیچ‌وقت «مطمئن» نیستند. همیشه یک تردید ریز وجود دارد که می‌گوید «شاید اشتباه کردی». این شک و تردید، به مرور زمان اعتماد به نفس فرد را نابود می‌کند و باعث می‌شود از تصمیم‌گیری در مسائل واقعی زندگی هم عاجز بماند.

علامت چهارم – اجتناب (از موقعیت‌هایی که افکار بد را تحریک می‌کنند، فرار میکنید)

آخرین علامت، اجتناب است. فرد مبتلا به وسواس، به مرور زمان می‌فهمد چه موقعیت‌هایی افکار مزاحمش را بدتر می‌کنند. راه حل طبیعی ذهنش این است که از آن موقعیت‌ها فرار کند. برخی مثال‌های اجتناب در وسواس در زیر آورده شده است:

  • فردی که وسواس آلودگی دارد، از دست دادن با دیگران، استفاده از سرویس‌های بهداشتی عمومی، یا رفتن به مکان‌های شلوغ اجتناب می‌کند.

  • فردی که وسواس مذهبی دارد، از لمس کردن بعضی چیزها یا رفتن به بعضی مکان‌ها اجتناب می‌کند.

  • فردی که وسواس آسیب دارد، از دست زدن به چاقو، لباس مشکی، یا حتی تنها ماندن با نوزاد اجتناب می‌کند.

اجتناب، کوتاه‌مدت اضطراب را کم می‌کند، اما در بلندمدت دامنه وسواس را گسترده‌تر می‌کند. چون فرد هر روز از چیزهای بیشتری فرار می‌کند و زندگی‌اش روز به روز محدودتر می‌شود. به همین دلیل، یکی از اهداف اصلی درمان، «از بین بردن اجتناب» است.

راه‌های درمان وسواس

خبر خوب این است که وسواس یکی از درمان‌پذیرترین اختلالات روانی است. شاید باورش سخت باشد، اما بیش از ۷۰ درصد افراد مبتلا به وسواس با درمان مناسب به بهبودی قابل توجه می‌رسند. اما شرطش این است که خودتان و خانواده تان، درمان را جدی بگیرید.

درمان دارویی (کاهش شدت علائم در کوتاه مدت)

داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین (SSRI) مانند فلوکستین، فلووکسامین، سرترالین و کلومیپرامین، خط اول درمان دارویی وسواس هستند. این داروها با تنظیم سطح سروتونین در مغز، شدت افکار مزاحم و اضطراب ناشی از آنها را کاهش می‌دهند. معمولا ۸ تا ۱۲ هفته طول می‌کشد تا اثر کامل دارو دیده شود. دارو به تنهایی معمولا وسواس را به طور کامل برطرف نمی‌کند، اما بستر را برای روان‌درمانی فراهم می‌کند. حتما دارو را فقط زیر نظر روانپزشک مصرف کنید.

درمان شناختی- رفتاری (CBT) و مواجهه‌سازی (ERP)

ERP یعنی مواجهه با محرک وسواس، اما انجام ندادن رفتار اجباری. این روش طلایی درمان وسواس است و در بیش از ۸۰ درصد موارد مؤثر است. یک مثال ساده: فردی که وسواس آلودگی دارد و مدام دست می‌شوید. در ERP، درمانگر از او می‌خواهد یک دستگیره (که فکر می‌کند کثیف است) را لمس کند، و بعد ۳۰ دقیقه صبر کند تا دستش را بشوید. نه یک ساعت، نه یک روز. ۳۰ دقیقه. اولش اضطرابش به ۱۰ از ۱۰ می‌رسد. اما اگر صبر کند، می‌بیند که بعد از ۲۰ دقیقه اضطراب خودش پایین می‌آید. مغز یاد می‌گیرد که «همیشه اتفاق بدی نمی‌افتد». درمان ERP را فقط و فقط با یک تراپیست آموزش‌دیده انجام دهید. انجام اشتباه آن می‌تواند اوضاع را بدتر کند.

نقش خانواده در درمان وسواس

خانواده می‌تواند یا بخشی از راه حل باشد یا بخشی از مشکل. متاسفانه خیلی از خانواده‌ها از سر دلسوزی، رفتارهای اجباری بیمار را تایید یا تسهیل می‌کنند. مثلا می‌گویند «باشه دوباره برو دستت را بشور» یا «خودم قفل را چک می‌کنم، تو نگران نباش». این کار در کوتاه مدت اضطراب بیمار را کم می‌کند، اما در بلندمدت وسواس را محکم‌تر می‌کند. خانواده باید یاد بگیرد که چطور «تسهیل کننده» نباشد. جلسات خانواده‌درمانی یا آموزش خانواده بخش مهمی از درمان کامل وسواس است. چنین متخصصی هم دانش دارویی دارد، هم در درمان ERP مهارت بالایی دارد، و هم می‌تواند خانواده را در مسیر درمان همراه کند.

جمع‌بندی

وسواس یک اختلال واقعی و درمان‌پذیر است. ۴ علامت اصلی آن را مرور کردیم: افکار مزاحم و تکراری (که خود فرد می‌داند بی‌معنی هستند اما نمی‌تواند جلویشان را بگیرد)، رفتارهای اجباری (که برای کاهش اضطراب انجام می‌شوند)، شک و تردید بیمارگونه (هیچ‌چیز قانعش نمی‌کند)، و اجتناب (که روز به روز زندگی را محدودتر می‌کند). راه درمان ترکیبی از دارو (SSRIها) و روان‌درمانی (به خصوص ERP که طلایی‌ترین روش است) می‌باشد. نقش خانواده هم در موفقیت درمان حیاتی است. اگر شما یا یکی از نزدیکانتان این علائم را دارید، بدانید که تنها نیستید و کمک وجود دارد. امروزه درهر شهری که باشید میتوانید متخصص وسواس را در شهرتان پیدا کنید. به عنوان مثال اگر در اصفهان زندگی می‌کنید و به متخصصی نیاز دارید که سال‌ها در این زمینه کار کرده باشد، جستجوی خودتان را محدود کنید به یک فوق تخصص وسواس اصفهان. پلتفرم‌هایی آنلاینی هستند که به شما این امکان را می‌دهند چنین متخصصانی را پیدا کنید. امروز اولین قدم را بردارید. وسواس قابل شکست است.

آیا این خبر مفید بود؟
کدخبر: ۵۶۸۷۸۶ //
ارسال نظر