ازدواج اجباری نابودم کرد/ روایت تلخ مرد ۲۸ساله از زندگی که به فنا رفت+جزییات
ترس از مخالفت با مادر، یک عشق نافرجام و ازدواجی بدون علاقه، سرنوشت مرد جوانی را تغییر داد؛ پروندهای که اکنون در مرکز مشاوره پلیس بررسی شده است.
پروندهای که بهتازگی در مرکز مشاوره پلیس مورد بررسی قرار گرفته، بار دیگر موضوع دخالت خانواده در انتخاب همسر و پیامدهای آن را به یکی از بحثهای مهم اجتماعی تبدیل کرده است. مردی ۲۸ ساله در روایت زندگی خود از سالها فشار روانی، ترس از مخالفت با مادر و ازدواجی سخن گفته که به اعتقاد او، هرگز بر پایه علاقه و انتخاب آزادانه شکل نگرفت.
او میگوید از دوران کودکی، مادرش تصمیمگیرنده اصلی خانواده بود و همه اعضای خانواده، حتی پدرش، از مخالفت با او پرهیز میکردند. همین فضای خانوادگی باعث شد او نیز خواستهها و احساسات واقعی خود را سالها پنهان کند.
عشقی که هرگز فرصت بیان پیدا نکرد
این مرد جوان در توضیح ماجرا گفته است که در سال آخر دبیرستان به دختری به نام «پروانه» علاقهمند شده بود، اما ترس از واکنش مادر باعث شد هرگز احساس خود را با خانواده در میان نگذارد.
مدتی بعد، وقتی متوجه شد دختر مورد علاقهاش با فرد دیگری ازدواج کرده، دچار آسیب روحی شد. با این حال، زندگی ادامه یافت؛ او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی و خدمت سربازی، با حمایت مالی مادرش صاحب یک شرکت مهندسی شد، اما استقلال شغلی نیز نتوانست استقلال شخصی برای او به همراه داشته باشد.
به گفته این مرد، مادرش بدون توجه به نظر واقعی او، مقدمات ازدواجش با دختر یکی از دوستان خود را فراهم کرد و این ازدواج در نهایت بدون علاقه و تفاهم آغاز شد.
ازدواجی که به جدایی انجامید
او میگوید همسرش رفتاری مشابه مادرش داشت و اختلافهای خانوادگی از همان روزهای نخست زندگی مشترک آغاز شد. به گفته وی، هر اختلاف کوچکی با تهدید به طلاق یا مطالبه مهریه همراه بود و آرامش از زندگی مشترکشان رخت بربست.
چند ماه بعد، همسرش تصمیم گرفت برای ادامه زندگی به خارج از کشور برود و این زندگی مشترک عملاً به پایان رسید.
در همین دوران، او بهطور اتفاقی دوباره با پروانه روبهرو شد؛ زنی که پس از جدایی از همسرش به خانه پدری بازگشته بود. آشنایی دوباره آنها باعث شد احساسات گذشته زنده شود و دو طرف با توافق یکدیگر ازدواج موقت کنند.
اما این آرامش نیز دوام چندانی نداشت. به گفته این مرد، مادرش پس از اطلاع از این موضوع، با مراجعه به منزل خانواده پروانه و سپس محل کار او، رفتارهای تندی از خود نشان داد که به درگیری، تخریب وسایل دفتر کار و حتی ضربوشتم وی انجامید.
کارشناسان: احترام به استقلال فرزندان از بروز بسیاری از اختلافات جلوگیری میکند
این مرد در پایان روایت خود گفته است که با وجود همه اتفاقات تلخ، نتوانسته از مادرش شکایت کند؛ زیرا همچنان او را مادر خود میداند. او تنها خواستهاش را داشتن حق تصمیمگیری درباره آینده و زندگی شخصیاش عنوان کرده است.
پس از بررسی این پرونده، جلسات مشاوره خانوادگی با حضور اعضای خانواده آغاز شده تا از طریق گفتوگو و کاهش تنشها، راهکاری برای حل اختلافات پیدا شود.
کارشناسان مرکز مشاوره پلیس نیز با اشاره به این پرونده تأکید کردهاند که حمایت خانواده از فرزندان امری ضروری است، اما تصمیمگیری کامل به جای آنان میتواند پیامدهایی مانند کاهش اعتمادبهنفس، وابستگی، نارضایتی از زندگی مشترک و افزایش اختلافات خانوادگی را به دنبال داشته باشد. به اعتقاد این کارشناسان، گفتوگوی صمیمانه، احترام به استقلال فرزندان و مشارکت دادن آنها در تصمیمهای مهم، از عوامل مؤثر در پیشگیری از ازدواجهای ناموفق و تنشهای خانوادگی است.