کتاب «عشای ربانی» جیدی ونس؛ جستجوی ایمان یا تحولی سیاسی؟
کتاب «عشای ربانی: یافتن راه بازگشت به ایمان» نوشته جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری ایالات متحده، به بررسی سفر شخصی او از بیدینی به ایمان میپردازد. این اثر در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶ منتشر شده و در آن ونس از تأثیر ایمان بر فعالیتهای سیاسی خود سخن میگوید.
به گزارش فرتاک نیوز؛ بر اساس گزارشها، ناشر این کتاب، انتشارات هارپرکالینز، آن را به عنوان روایت صمیمانهای از دلایل فاصله گرفتن ونس از مسیحیت و عواملی که او را دوباره به ایمان بازگرداند، معرفی کرده است. ونس به وضوح نشان میدهد که چگونه ایمانش بر فعالیتهای عمومی و سیاسیاش تأثیر گذاشته و چه تصوری از آینده آمریکا در ذهن دارد.
کتاب به ظاهر، داستانی از تحول شخصی و معنوی ونس را روایت میکند؛ مردی که در مقطعی از زندگی خود به این نتیجه میرسد که موفقیتهای تحصیلی و مالی نمیتوانند جایگزین معنا و ایمان شوند. اما انتشار این اثر در شرایطی صورت میگیرد که ونس دیگر تنها یک نویسنده یا سیاستمدار عادی نیست؛ او معاون رئیسجمهور آمریکا و یکی از چهرههای کلیدی نسل جدید جمهوریخواهان به شمار میآید.
به همین دلیل، بسیاری از منتقدان نتوانستهاند روایت معنوی او را از فعالیتهای سیاسیاش جدا کنند. سوال اصلی منتقدان این است که آیا «عشای ربانی» واقعا بازگشت به ایمان است، یا تلاشی برای بازسازی تصویر سیاسی جیدی ونس به منظور آمادگی برای آینده سیاسیاش؟

آسوشیتدپرس در گزارشی که همزمان با انتشار کتاب منتشر شد، به بررسی سفر ونس از کودکی مذهبی تا پیوستن به کلیسای کاتولیک پرداخته است. در این گزارش بیان شده که ونس در خانوادهای با پیشینه مسیحی پروتستان بزرگ شده، اما به تدریج از دین فاصله گرفته و در مقاطعی خود را بیخدا میدانسته است.
این فاصلهگیری نه تنها ناشی از اختلاف فکری ساده، بلکه به دلیل مواجهه ونس با اندیشهها و چهرههای فکری مختلف بوده است. «آین رند» یکی از شخصیتهای تأثیرگذار در این مسیر بوده و ونس در جوانی به فردگرایی و عقلگرایی او علاقهمند شده است.
تحصیل در دانشگاه ییل نیز به تغییر نگاه ونس به دین کمک کرده است. اما او به این نتیجه رسیده که موفقیتهای تحصیلی و شغلی نتوانستهاند معنای زندگیاش را تأمین کنند.
آسوشیتدپرس همچنین به نقش «پیتر تیل» در تغییر نگرش ونس اشاره میکند. آشنایی ونس با تیل که برخلاف تصور او از رابطه میان هوش و ایمان، فردی تحصیلکرده و مسیحی بود، بر نگاه او تأثیر گذاشت.
رابطه ونس با اوشا و تشکیل خانوادهاش نیز در مسیر بازگشت او به ایمان اهمیت دارد و نهایتا در سال ۲۰۱۹ به کلیسای کاتولیک پیوسته است.
این بخش از زندگی ونس، هدف اصلی کتاب را تشکیل میدهد: نه تنها تغییر سیاسی، بلکه تغییر در نگرش او به معنای زندگی.
اما منتقدان از زاویهای دیگر مطرح میکنند که آیا این تجربه مذهبی میتواند تنها یک تجربه خصوصی باشد وقتی که متعلق به یک سیاستمدار در سطح عالی است؟
آتلانتیک: مسأله جاهطلبی سیاسی ونس
نقد مهمی که اخیرا در مجله آتلانتیک منتشر شده، به ساختار روایت و تناقضهای درونی کتاب ونس میپردازد. منتقد در این نقد به این نکته اشاره میکند که ونس در کتابش از بیمعنایی جاهطلبی و موفقیت صحبت میکند، در حالی که خود او به سرعت از یک نویسنده جوان به سناتور و سپس معاون رئیسجمهور تبدیل شده است.
این نقد به این نتیجه میرسد که ونس در کتاب فرصت مهمی را برای تأمل در موضوع جاهطلبی سیاسی خود از دست داده است. اگر او واقعا به این نتیجه رسیده که موفقیت و قدرت نمیتواند معنای زندگی را تأمین کند، انتظار میرود که درباره جاهطلبی سیاسیاش نیز تأمل کند.
با این حال، این بخش از زندگی او به میزان لازم مورد بررسی قرار نگرفته است. به عبارت دیگر، مسأله آتلانتیک این نیست که ونس حق ندارد جاهطلب باشد، بلکه این است که کتابی که باید رابطه ایمان و معنا را توضیح دهد، باید نشان دهد این ایمان چه نسبتی با عطش قدرت و موفقیت دارد.
این نقد، شکاف میان «ونسِ کتاب» و «ونسِ سیاست» را بهخوبی نمایان میکند.

نیویورکر: چرا روایت بازگشت به ایمان سرد است؟
نیویورکر از زاویهای متفاوت به «عشای ربانی» نگاه کرده و منتقد جسیکا وینتر در این باره مینویسد که آیا ونس توانسته تجربه مذهبی خود را به یک روایت ادبی قانعکننده تبدیل کند یا نه. او معتقد است که ونس درباره آیینها و اعتقاداتش توضیح میدهد، اما روایت او فاقد شدت عاطفی است که معمولاً از خاطرات تحول مذهبی انتظار میرود.
این نقد از این جهت مهم است که اگر هدف کتاب نشان دادن چگونگی بازگشت ونس از خلأ معنوی به ایمان بوده است، طبیعی است که خواننده بتواند این تحول را احساس کند، نه اینکه صرفاً شرحی عقلانی از آن دریافت کند.
والاستریت ژورنال: وقتی «عشای ربانی» از ایمان فراتر میرود
والاستریت ژورنال به بخشهایی از کتاب توجه کرده که از روایت شخصی و مذهبی فراتر رفته و وارد مباحث اقتصادی و سیاسی میشود. این نقد کتاب را ادامه تحول فکری ونس میداند؛ مردی که در «مرثیه هیلبیلی» تصویری متفاوت از سیاست و اقتصاد ارائه کرده و اکنون از نقش خانواده و دولت سخن میگوید.
نقد والاستریت ژورنال به برخی استدلالهای اقتصادی ونس میپردازد و او را به سادهسازی دیدگاههای مخالفانش متهم میکند. این نقد نشان میدهد «عشای ربانی» تنها یک کتاب درباره ایمان نیست، بلکه ونس سعی دارد از تجربه مذهبیاش به نتایج اجتماعی دست یابد و در اینجا کتاب وارد قلمرو سیاست میشود.
نیو ریپابلیک: رستگاری شخصی و آینده سیاسی
نیو ریپابلیک یکی از صریحترین خوانشهای سیاسی کتاب را ارائه کرده و به فاصلهای که میان زندگی شخصی ونس و رفتار سیاسیاش وجود دارد، اشاره میکند. در این خوانش، ونس از خانواده، کار و ارزشهای اخلاقی سخن میگوید، اما در سیاست عملی با چالشهای جدی روبهرو میشود.
به اعتقاد منتقد، «عشای ربانی» ممکن است به بازتعریف ونس برای مرحله بعدی زندگی سیاسیاش کمک کند، اما باید توجه داشت که این ادعا به معنی این نیست که کتاب بهطور خاص برای نامزدی ریاستجمهوری نوشته شده باشد.

آزمون ایمان؛ وقتی مسأله از زندگی شخصی به جنگ میرسد
یکی از مهمترین پرسشها درباره کتاب زمانی مطرح میشود که روایت شخصی ونس در کنار رفتار سیاسیاش قرار گیرد. ونس بیان میکند که ایمانش بر زندگی عمومیاش تأثیر گذاشته است. بنابراین، پرسش طبیعی این است که این ایمان در تصمیمگیریهای مرتبط با جنگ و زندگی انسانها چه تأثیری دارد.
مسأله جنگ ایران در اینجا اهمیت مییابد. نیویورکر در مقالهای مستقل به این سوال پرداخته که آیا ونس میتواند به تعهدات مذهبیاش وفادار بماند و در دولت دونالد ترامپ نقش خود را ایفا کند. این مقاله مسأله جنگ ایران را به عنوان یکی از آزمونهای این دو نقش بررسی میکند.
این مقاله به وضوح نمیگوید که کتاب درباره جنگ ایران نوشته شده، بلکه پرسش اصلی این است که چرا کتابی که ادعا میکند ایمان ونس بر زندگی عمومیاش تأثیر گذاشته، درباره چگونگی تأثیر این ایمان بر تصمیمات بزرگ توضیح بیشتری نمیدهد.
در نتیجه، جنگ ایران به عنوان آزمون بیرونی ادعاهای کتاب درباره نقش ایمان در زندگی سیاسی ونس مطرح میشود.
واتیکان و مهاجرت؛ جایی که ایمان با سیاست اصطکاک پیدا میکند
اختلاف ونس با مقامهای واتیکان یکی از ملموسترین نمونههای برخورد میان ایمان مذهبی و سیاست عملی اوست. واشنگتنپست در گزارشی مستقل درباره کتاب نوشته است که ونس در «عشای ربانی» از دیدار با مقامهای واتیکان و نارضایتیاش از رویکرد آنها نسبت به مسأله مهاجرت سخن میگوید.
این گزارش اهمیت زیادی دارد، چرا که این اختلاف تنها میان دو سیاستمدار نیست؛ بلکه یک طرف معاون رئیسجمهور آمریکاست که نماینده سیاست مهاجرتی دولت ترامپ است و طرف دیگر نمایندگان یک نهاد مذهبی است که ونس خود را به آن پیوند زده است.
این مسأله درونیتر از آن است که منتقدان کاتولیک مطرح میکنند. اگر ونس کاتولیسم را به عنوان چارچوب اخلاقی زندگی خود پذیرفته، آیا باید آموزههای اجتماعی کلیسا را حتی زمانی که با سیاست دولت آمریکا در تعارض هستند، بپذیرد؟

نقد از درون کلیسا
مجله آمریکایی «آمریکا»، که یک نشریه کاتولیکی است، از زاویهای متفاوت به کتاب نگاه میکند. اهمیت این نقد در آن است که منتقد نه از بیرون، بلکه از درون سنت کاتولیک به داوری درباره برداشت ونس از ایمان میپردازد. در این نقد، مسأله اصلی این است که ونس بیشتر درباره ایمان شخصی و رابطه فرد با خدا سخن میگوید، در حالی که سنت کاتولیکی بر مسئولیت اجتماعی نیز تأکید دارد.
این نقد از این نظر حائز اهمیت است که نشان میدهد پرسش درباره سازگاری ایمان و سیاست ونس تنها از سوی منتقدان سکولار مطرح نشده، بلکه در درون جامعه کاتولیک نیز سؤالاتی وجود دارد.
آزمون فضای سیاسی در زمان انتشار کتاب
آسوشیتدپرس گزارش کرده است که ونس در روزهای تبلیغ کتاب در یک برنامه تلویزیونی حاضر شد و بحث به موضوعاتی فراتر از کتاب، از جمله پرونده اپستین، کشیده شد. این اتفاق از نظر رسانهای قابل توجه است، زیرا ونس در حال معرفی کتابی بود که قرار بود روایت بازگشت او به ایمان باشد، اما فضای سیاسی آمریکا اجازه نداد گفتوگو در همین سطح باقی بماند.
پرونده اپستین به عنوان نمونهای از محیط سیاسی مطرح میشود که ونس در آن تلاش میکند تصویری از خود به عنوان یک سیاستمدار دارای چارچوب اخلاقی و مذهبی ارائه دهد.