//
کدخبر: ۵۷۸۹۵۶ //

برج ایفل فروخته شد؛ دولت فرانسه توان هزینه نگهداری نداشت/ ماجرا چه بود؟

ویکتور لوستیگ بدون مالکیت برج ایفل، آن را فروخت؛ داستانی که نشان می‌دهد کلاهبرداری بیش از فناوری، به اعتماد انسان وابسته است.

برج ایفل فروخته شد؛ دولت فرانسه توان هزینه نگهداری نداشت/ ماجرا چه بود؟
به گزارش فرتاک نیوز،

حدود یک قرن پیش، ویکتور لوستیگ وارد پاریس شد؛ مردی که نه مالک برج ایفل بود، نه در ساخت آن نقشی داشت و نه حتی اختیار یک پیچ از این سازه مشهور را در اختیار داشت، اما توانست یکی از بزرگ‌ترین کلاهبرداری‌های تاریخ را رقم بزند و برج ایفل را به یک تاجر آهن قراضه «بفروشد».

لوستیگ در سال ۱۹۲۵ با جعل هویت یک مقام دولتی، تعدادی از تاجران آهن قراضه را به جلسه‌ای محرمانه دعوت کرد. او مدعی شد نگهداری برج ایفل هزینه سنگینی برای دولت فرانسه ایجاد کرده و دولت قصد دارد این سازه را مخفیانه به فروش برساند. در میان حاضران، تاجری به نام آندره پویسون فریب این داستان را خورد و برای معامله‌ای پول پرداخت کرد که اساساً وجود خارجی نداشت.

اما بخش عجیب‌تر ماجرا این نیست که لوستیگ چگونه برج ایفل را فروخت؛ سؤال اصلی این است که چرا یک نفر حاضر شد برج ایفل را بخرد؟

پاسخ را باید در روش لوستیگ جست‌وجو کرد. او پیش از فروش چیزی، اعتماد می‌فروخت. ظاهر آراسته، عنوان دولتی جعلی، اسناد ساختگی، جلسه رسمی و داستانی باورپذیر، مجموعه‌ای را ایجاد کرده بود که قربانی را به واقعی بودن معامله متقاعد می‌کرد.

امروز نیز با وجود تغییر فناوری، اصول بسیاری از کلاهبرداری‌ها همان است. تماس جعلی از سوی بانک، پیامک درباره بسته پستی، لینک‌های تقلبی، وعده سرمایه‌گذاری با سودهای غیرواقعی و افرادی که خود را نماینده سازمان‌های معتبر معرفی می‌کنند، همگی تلاش می‌کنند پیش از گرفتن پول، اعتماد قربانی را به دست آورند.

کلاهبرداری مدرن تنها از ناآگاهی استفاده نمی‌کند؛ بلکه روی احساساتی مانند ترس، طمع، عجله و اعتماد به افراد صاحب‌عنوان حساب باز می‌کند. جمله‌هایی مانند «همین حالا اقدام کنید» یا «حساب شما تا چند دقیقه دیگر مسدود می‌شود» دقیقاً برای از بین بردن فرصت فکر کردن طراحی شده‌اند.

ورود هوش مصنوعی نیز این تهدید را پیچیده‌تر کرده است. امروز ساخت تصویر جعلی، شبیه‌سازی صدا، تولید اسناد رسمی و حتی ساخت ویدئوهای جعلی بسیار آسان‌تر از گذشته شده است. اگر لوستیگ برای ایجاد اعتبار جعلی به هتل مجلل و اسناد ساختگی نیاز داشت، کلاهبردار امروزی می‌تواند بخش زیادی از این ظاهر را با چند ابزار دیجیتال ایجاد کند.

با این حال، مهم‌ترین نقطه ضعف همچنان انسان است. کلاهبردار موفق الزاماً بهترین دروغ را نمی‌سازد؛ بلکه دروغی را انتخاب می‌کند که قربانی دوست دارد آن را باور کند. پویسون شاید فقط یک معامله جعلی را نخرید؛ او رؤیای یک معامله استثنایی را خرید.

صد سال پس از ماجرای ویکتور لوستیگ، ابزارها تغییر کرده‌اند اما فرمول فریب همچنان پابرجاست: ساخت اعتماد، ایجاد عجله و سوءاستفاده از خواسته‌ها و ترس‌های انسان. لوستیگ برای فروش برج ایفل به خود برج نیازی نداشت؛ فقط به کسی نیاز داشت که داستانش را باور کند.

منبع: جام جم
آیا این خبر مفید بود؟
کدخبر: ۵۷۸۹۵۶ //
ارسال نظر