تغییرات ژئوپولیتیک و نفوذ ناتو در اقیانوس اطلس جنوبی
تحولات جدید در سیاستهای فرانسه و نفوذ ناتو در اقیانوس اطلس جنوبی مورد انتقاد قرار گرفته است. فرانکلین نیامسی به این مساله به عنوان بازگشت به استعمار مدرن اشاره میکند.
به گزارش فرتاک نیوز؛ فرانکلین نیامسی، استاد فلسفه و تحلیلگر مسائل ژئوپولیتیک، در برنامه «صفحه شطرنج آفریقا» که از شبکه روسی «آر تی» (RT) پخش شد، به بررسی تغییرات سیاستهای فرانسه و گسترش نفوذ نظامی ناتو در اقیانوس اطلس جنوبی پرداخت. او این اقدامات را بخشی از پروژه «بازگشت استعمار» به قاره آفریقا توصیف کرد.
نیامسی در تحلیلهای خود، گذار فرانسه از دوران «روشنگری» به «خودکامگی و استبداد» را بحرانی جدی برای اروپا میداند. او با انتقاد از امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، ادعا میکند که دولت این کشور با سرکوب آزادی بیان، به دیکتاتوری مدرن روی آورده است.
وی همچنین به گسترش پایگاههای نظامی ناتو و آمریکا در کشورهای آفریقایی اشاره کرد و نگران عبور این پیمان از مرزهای قانونی خود به سمت تسلط بر اقیانوس اطلس جنوبی است. نیامسی تأکید میکند که ناتو به رغم مفاد معاهده سال ۱۹۴۹، در حال نفوذ به مناطق استراتژیک آفریقا و آمریکای جنوبی است و لزوم تشکیل یک «اتحاد اطلس جنوبی» برای مقابله با این هژمونی را مطرح میکند.
این تحلیلگر مفهوم «امپریال-تروریسم» را به عنوان ابزاری برای بیثبات کردن دولتهای مستقل آفریقایی و غارت منابع طبیعی این قاره تعریف میکند. او بیان میکند که گروههای تروریستی پشت پرده خود را با شرکتهای چندملیتی غرب و خاورمیانه مرتبط میسازند تا با استراتژی «نظم از طریق آشوب»، استعمار را به آفریقا بازگردانند.
نیامسی همچنین به تغییرات سیاسی در فرانسه اشاره میکند و بر این باور است که این کشور دیگر نتوانسته تصویر تاریخی خود به عنوان مهد اندیشه و آزادی را حفظ کند. او رفتار سختگیرانه دولت فرانسه در برابر انتقادات را نشانهایی از دور شدن از سنت گفتوگوی آزاد به سمت دیکتاتوری میداند.
در ادامه، نیامسی بر ضرورت شکلگیری سازوکارهای امنیتی بومی برای پاسداری از منافع کشورهای جنوبی تأکید کرده و هشدار میدهد که سکوت در برابر این روند، میتواند به عادیسازی یک نظم نابرابر جدید منجر شود. او بر این باور است که امنیت در جنوب جهانی باید بر اساس منافع ملتهای منطقه و همکاریهای درونقارهای شکل بگیرد.
نیامسی در پایان به این نکته اشاره میکند که بحرانهای کنونی جهان را نمیتوان جدا از رقابتهای قدرت و مداخلهگریهای خارجی تفسیر کرد. او تأکید میکند که این مسئله تنها یک اختلاف سیاسی یا امنیتی نیست، بلکه نزاعی بر سر استقلال و حق ملتها برای تعیین سرنوشت خود است.