هرمز و بابالمندب؛ گلوگاههای کلیدی انرژی بدون جایگزین
یک رسانه لبنانی به تحلیل اهمیت گذرگاههای هرمز و بابالمندب در اقتصاد جهانی پرداخته و چالشهای مسیرهای جایگزین را مورد بررسی قرار داده است.
به گزارش فرتاک نیوز؛ به گزارش عصر سهشنبه از الاخبار، پس از اعلام صنعا مبنی بر مسدود کردن عبور کشتیهای سعودی از تنگه بابالمندب، قیمت نفت مجدداً افزایش یافت. بهای نفت خام برنت برای مدتی از ۱۰۰ دلار در هر بشکه گذشت، اما سپس کاهش یافت. تحلیلگران بازار نفت و مراکز مطالعات بینالمللی بر این باورند که اگر واشنگتن دامنه عملیات نظامی خود را در منطقه گسترش دهد، قیمت نفت به سطوح جدیدی خواهد رسید؛ سناریویی که چندین عامل آن را تقویت میکند.
نخستین عامل، احتمال حمله آمریکا به زیرساختهای انرژی ایران است. انتظار میرود تهران در پاسخ، مراکز مشابهی را در منطقه هدف قرار دهد که بسیاری از آنها به فعالیت شرکتهای نفتی آمریکایی مربوط میشود.
دوم، نقش فزاینده تنگه بابالمندب در این تنشها است. این رسانه اشاره میکند که در حال حاضر صنعا فقط نفتکشهای سعودی را هدف قرار میدهد، اما اگر آمریکا حملات خود به یمن را تشدید کند، احتمال بسته شدن کامل این تنگه وجود دارد. در هر دو حالت، صادرات نفت عربستان از طریق بابالمندب که روزانه بیش از چهار میلیون بشکه برآورد میشود، متوقف شده و زنجیرههای تأمین در یکی از گذرگاههای مهم دریایی جهان مختل خواهد شد.
سومین نگرانی، وابستگی روزافزون به ذخایر راهبردی و تجاری نفت برای جبران کمبود عرضه است. گزارش آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که گرچه ذخایر جهانی نفت ماه گذشته برای نخستین بار در چهار ماه اخیر حدود ۲۱ میلیون بشکه افزایش یافته است، اما بازسازی این ذخایر پس از بزرگترین برداشت تاریخ که در سهماهه دوم امسال حدود پنج میلیون بشکه در روز برآورد شده، نیازمند زمان، ثبات بازار و افزایش جریان عرضه نفت است. با نزدیک شدن فصل زمستان، این چالش حتی جدیتر خواهد شد. در صورت ادامه جنگ و تبدیل آن به وخیمترین سناریوی ممکن برای اقتصاد جهانی، پیامدهای آن چه خواهد بود؟
خسارت ناشی از چنین وضعیتی تنها به اختلال طولانیمدت در عرضه نفت و گاز و کاهش ذخایر راهبردی محدود نخواهد ماند.
قیمت نفت در معاملات امروز (سهشنبه) همزمان با ادامه گمانهزنیها درباره تلاش ایران و آمریکا برای دستیابی به راهحلی به منظور پایان درگیریها و کاهش نگرانیها از اختلال در عرضه انرژی، بیش از یک دلار در هر بشکه کاهش یافت. به نوشته رویترز، بهای نفت خام برنت تا ساعت ۰۳:۲۶ (به وقت گرینویچ) با کاهش یک دلار و ۴۷ سنتی معادل ۱.۶۶ درصد، به ۸۶ دلار و ۸۹ سنت در هر بشکه رسید که پایینترین سطح آن از ۲۰ ژوئیه (۲۹ تیر) به حساب میآید. نفت خام وست تگزاس اینترمیدیت (WTI) آمریکا نیز با افت یک دلار و ۴۵ سنتی معادل ۱.۷۶ درصد، در ۸۱ دلار و ۱۶ سنت معامله شد که پایینترین قیمت این شاخص از ۲۰ ژوئیه بود.
تهدیدی که از خود جنگ بزرگتر است
به نوشته الاخبار، بزرگترین تهدید برای اقتصاد جهانی دیگر خود جنگ نیست، بلکه احتمال حملات به زیرساختهای انرژی است. چنین تحولی میتواند جرقه رکود تورمی فراگیر در سطح جهان باشد، امنیت غذایی صدها میلیون نفر را تضعیف کند، میلیونها شغل را از بین ببرد و بیش از همه به کشورهای عربی در منطقه آسیب برساند.
این رسانه لبنانی در ادامه یکی از سناریوهای احتمالی را بررسی کرده است که بر اساس آن، آمریکا اهداف خود را گسترش ندهد و از حملات گسترده به تاسیسات انرژی خودداری کند. در این صورت، ایران نیز احتمالاً پاسخ متناسبی خواهد داد؛ سناریویی که اقتصاد جهانی با چالشهایی آشنا روبهرو خواهد شد از جمله افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی و کاهش مصرف نفت.
از منظر هزینه، عوارض ترانزیت، زمان تحویل و دسترسی به بازارهای هدف، مسیرهای فعلی هنوز برتری دارند.
در سناریوی دیگری، فرض بر این است که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، ادعای خود برای حمله به تاسیسات انرژی ایران را عملی کند و در پی آن، تهران نیز اقدام متقابلی خواهد کرد. قیمت نفت و گاز به شدت افزایش خواهد یافت و برخی برآوردها نشان میدهد که قیمت نفت خام ممکن است برای مدتی بالای ۱۵۰ دلار در هر بشکه باقی بماند زیرا احیای زیرساختهای آسیبدیده به زمان و هزینه زیادی نیاز دارد.
به نوشته این رسانه، سناریوی دیگری وقوع یک جنگ منطقهای را ترسیم میکند که میتواند اقتصادهای منطقه را ویران کند و دستاوردهای چندین دهه توسعه را به کلی از بین ببرد. در این سناریو، خسارتها تنها به اختلال طولانیمدت در عرضه نفت و گاز و کاهش ذخایر راهبردی محدود نخواهد شد، بلکه یکی از مناطق بنیادی جهان را از چرخه سرمایهگذاری، تجارت و اشتغال جهانی خارج خواهد کرد و منجر به فروپاشی امنیت و ثبات بینالمللی میشود.
مسیرهای جایگزین، بیشتر از پاسخ، پرسش و ابهام مطرح میکنند
پیش از ارزیابی طرحهای مرتبط با مسیرهای جایگزین، باید میان طرحهای بلندمدتی که هنوز در حد پیشنهاد هستند و واقعیتهای موجود تمایز قائل شد. تا زمانی که این مسیرهای جایگزین به بهرهبرداری نرسند، تنگه هرمز و بابالمندب همچنان شاهراه اصلی صادرات نفت، گاز و محصولات پتروشیمی کشورهای خلیج فارس خواهند بود.
در طرحهای ارائهشده تحت حمایت آمریکا، ایجاد شبکهای از خطوط لوله میان کشورهای خلیج فارس، اردن، سوریه، لبنان و ترکیه ترسیم شده است تا کریدورهای جدید انرژی ایجاد شود که بسته به سرنوشت جنگ کنونی، بتوانند مکمل تنگه هرمز یا تا حدی جایگزین آن باشند.
نفت کشورهای خلیج فارس عمدتاً به سمت آسیا میرود، در حالی که به نظر میرسد مسیرهای پیشنهادی بیشتر برای تأمین بازار اروپا طراحی شدهاند.
با این حال، این پروژهها با سؤالات و چالشهای اساسی مواجه هستند. هزینههای بسیار بالای احداث، تأمین مالی نامشخص، سود کمتر برای صادرکنندگان و عوارض ترانزیتی کشورهای واقع در مسیر، از مهمترین ابهامات این طرحها هستند. همچنین، بازار هدف نیز بسیار حائز اهمیت است، زیرا نفت کشورهای خلیج فارس عمدتاً به سمت آسیا میرود، در حالی که به نظر میرسد مسیرهای پیشنهادی بیشتر برای تأمین بازار اروپا طراحی شدهاند.
همه این مولفهها، طرحهای مذکور را پس از بازگشت شرایط عادی به هرمز و بابالمندب، با چالشهای جدی مواجه خواهد کرد. هزینه حملونقل، عوارض ترانزیتی، زمان تحویل و بازارهای مقصد، همه به نفع مسیرهای فعلی هستند. نمونه مشابه این وضعیت در جریان جنگ غزه نیز مشاهده شد، جایی که کشتیها برای دوری از بابالمندب، مسیر طولانی «دماغه امید نیک» را انتخاب کردند؛ اما به محض بهبود شرایط امنیتی، به سرعت به مسیر کوتاهتر بازگشتند.
الاخبار در پایان این گزارش آورده است که به همین دلیل، یک کارشناس انرژی، این طرحهای پیشنهادی را صرفاً برنامههایی برای «تنوعبخشی به مسیرها» و نه «جایگزینی» کریدورهای تاریخی منطقه توصیف کرده است؛ کریدورهایی که به لحاظ اقتصادی حیاتی هستند.