//
کدخبر: ۵۶۸۱۵۳ //

رسانه‌های عبری: نتانیاهو تعادل روانی ندارد

ادعاهای نتانیاهو در نشست خبری باعث شد رسانه‌های عبری سلامت روان نخست‌وزیرشان را زیر سؤال ببرند.

رسانه‌های عبری: نتانیاهو تعادل روانی ندارد
به گزارش فرتاک نیوز،

روزنامه معاریو با اشاره به اظهارات نخست وزیر رژیم صهیونیستی نوشت: «این سخنان، ابعاد شرایط روانی نتانیاهو را برملا کرد.»

یادداشت‌نویس معاریو آورده است: «در کنفرانس مطبوعاتی که نتانیاهو در مورد ایران برگزار کرد، پس از انتقاد از توافق، شکاف بین اهداف اعلام‌شده در ابتدا و نتیجه، و این سؤال که واقعاً چه چیزی به دست آمده است، او جمله‌ای را بیان کرد که به طور خاص توجه من را جلب کرد: "اگر ما اقدام نمی‌کردیم، همه شما در خطر مرگ دسته‌جمعی بودید".

این جمله غیرمعمول است؛ نه به دلیل محتوای آن، بلکه به دلیل طرز فکری که پشت آن قرار دارد. اما قبل از تجزیه و تحلیل آن، باید روی یک کلمه تمرکز کنیم. نه اینکه بگوید "همه ما در خطر مرگ دسته‌جمعی بودید"، بلکه گفت "همه شما".

او خود را تافته‌ای جدابافته می‌داند و معتقد است عموم مردم در خطر بودند و او ناجی بود؛ دو دسته متمایز از مردم که توسط یک نفر بیان شد. این یک سخنرانی برنامه‌ریزی‌شدہ نبود. یک سخنرانی برنامه‌ریزی‌شدہ می‌گفت: "همه ما در خطر بودیم و با هم اقدام کردیم." این ساختار ناخودآگاه بود که آنچه را فکر آگاهانه به خود اجازه بیان صریحش را نمی‌دهد، آشکار کرد تا در اینجا اعلام کند: "من بخشی از این مردم نیستم؛ من بالاتر از آن‌ها هستم. من محافظ آن‌ها هستم."

در روانشناسیِ رهبری خودشیفته، این جدایی بین رهبر و مردم الگویی آشنا است: مردم گله‌ای هستند که نیاز به نجات دارند و رهبر، چوپان است. چوپان نمی‌گوید: "همه ما ترسیده بودیم"؛ چوپان می‌بیند، عمل می‌کند و نجات می‌دهد.

در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: «این جمله به نظر تلاشی برای توضیح عملیات نمی‌رسد، بلکه بیشتر شبیه به تکاپویی برای نجات دادن روایتِ اعلام‌شدہ است.»

برای درک این موضوع، باید از خود رویداد فاصله بگیرید و وضعیت فعلی نتانیاهو را در نظر بگیرید. برای دهه‌ها، او هویت سیاسی خود را حول یک شخصیت واحد بنا کرد: رهبری که ایران را قبل از همه می‌بیند؛ مردی که وقتی دنیا گوش نمی‌دهد، زنگ خطر را به صدا درمی‌آورد؛ کسی که تهدید وجودی را درک می‌کند، می‌داند چگونه با آمریکایی‌ها صحبت کند، می‌داند چگونه در برابر فشار مقاومت کند و می‌داند چگونه آنچه را که دیگران به موقع نمی‌بینند، ببیند. این فقط سیاست نبود، بلکه اسطوره شخصی بود که برای خود ساخته بود.

اکنون آن اسطوره در معرض خطر است. البته این فقط به خاطر شکست در برابر ایران نیست، بلکه به دلیل هرج‌ومرجی است که همه چیز را در هم آمیخته است: اختلافات داخلی در اسرائیل، جلسات محاکمه‌اش، وقایع 7 اکتبر، رابطه پیچیده با ایالات متحده، انتقادات داخلی و این احساس که آنچه به عنوان رفع یک تهدید وجودی ارائه شده بود، منجر به واقعیتی پیچیده‌تر برای اسرائیل شده است. حال با تفاهم ایران و آمریکا و سؤالات بی‌پاسخ در مورد آنچه در واقع به دست آمده، شرایط بغرنج‌تر هم شده است.

وقتی کسی احساس می‌کند روایتش در شرف از دست رفتن است، یک فرایند ذهنی آشنا اتفاق می‌افتد: آن‌ها دیگر سعی نمی‌کنند متقاعد کنند، بلکه سعی می‌کنند مجبور کنند. زبان تندتر می‌شود، چارچوب گسترش می‌یابد و استدلال افراطی‌تر می‌شود؛ نه به این دلیل که شواهد چنین ایجاب می‌کند، بلکه به این دلیل که فرد احساس می‌کند فقط یک چارچوب افراطی می‌تواند تهدید خارجی را مهار و خنثی کند.

وقتی نتانیاهو به کل داستان نگاه می‌کند، متوجه می‌شود که این نقص‌ها صرفاً حاشیه نیستند؛ آن‌ها می‌توانند مستقیماً به میراث او نفوذ کنند و آنچه را که او در تمام طول زندگی خود برای ساختنش تلاش کرده است، تضعیف کنند: تصویر رهبر تاریخی، محافظ و کسی که تهدید وجودی را تشخیص داد و اسرائیل را نجات داد.

به همین دلیل است که عبارت «همه شما در معرض خطر مرگ دسته‌جمعی بودید» بسیار حیاتی است. این عبارت صرفاً به این معنی نیست که ما کار درست را انجام دادیم، بلکه معنای عمیق‌تر و مهم‌تری را در بر دارد: «اگر من نبودم، شما می‌مردید».

روزنامه هاآرتص نیز در مقاله‌ای در این رابطه، نتانیاهو را «مهندس شکست‌ها» توصیف کرد که داعیه نجات اسرائیل از مرگ دسته‌جمعی را دارد. در این مقاله آمده است: «اظهارات و ادعاهای مغرورانه نتانیاهو به همراه اهدافی که برای جنگ با ایران اعلام کرده بود، فروریخته‌اند؛ ریزشی که با متلاشی شدن روابط او با ترامپ همراه بود و اکنون دیگر چیزی جز فروش توهم‌های جدید به مخاطبانش باقی نمانده است».

امروز نخست‌وزیر اسرائیل در قله جایی ایستاده است که هر کارشناسی آن را یک شکست راهبردی ویرانگر برای اسرائیل توصیف می‌کند. تنها چیزی که او در چنته دارد، این ادعا است: "تا زمانی که من نخست‌وزیر باشم، ایران به بمب هسته‌ای دست نخواهد یافت"؛ در حالی که همه می‌دانیم او 30 سال است که این جمله را تکرار می‌کند.

او در این نشست مطبوعاتی اعتراف کرد که اسرائیل در آستانه یک قتل‌عام قرار داشت، اما ظاهراً او مانع از وقوع آن شده است. ولی به نظر می‌رسد در چشم آقای نخست‌وزیر، کشته شدن 1200 اسرائیلی در 7 اکتبر امر کوچکی است؛ چون او ادعا می‌کند صدها هزار نفر را نجات داده است. او این مقایسه وقیحانه را در روز هولوکاست هم انجام داد و این همان جهان فکری است که او در آن زندگی می‌کند.

در بخش دیگری از این مقاله آمده است: «نخست‌وزیر بخش عمده‌ای از اظهارات خود را به عملکرد نیروی هوایی و بمباران‌ها اختصاص داد، اما در مورد این واقعیت که جایگاه سیاسی‌اش به چه روزی افتاده، سخنی نگفت. او همچنین نگفت که هیچ‌یک از این جبهه‌ها بسته نشده است و جبهه ایران به عنوان اصلی‌‌ترین جبهه، حداکثر فاصله را با بسته شدن دارد. دستاوردهای این تفاهم باعث می‌شود تا آن‌ها خرابی‌ها را بازسازی کرده و دو سال و نیم منتظر پایان دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ بنشینند».

هاآرتص در پایان اعتراف کرد: «نشست مطبوعاتی دیشب نتانیاهو، نشست اعلام شکست بود؛ حتى تظاهر به قدرت و خوش‌بینی با آمیزه‌ای از غرور و جاه‌طلبی هم نمی‌تواند سرپوشی بر این شکست باشد و اعلام نامزدی برای انتخابات آتی نیز قادر به انجام این کار نیست».

 

برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.
آیا این خبر مفید بود؟
کدخبر: ۵۶۸۱۵۳ //
ارسال نظر