قمارِ سرخ در دولتآباد؛ محاکمه دوباره پسری که به خاطر یک دختر «قاتل» شد
جزییات بررسی بلوغ فکری قاتل جوانی که مدعی است برای دفاع از ناموسِ دوستش دست به چاقو شده است.
پرونده جنجالی درگیری مرگبار در محله دولتآباد، با نقض حکم قصاص در دیوان عالی کشور به ایستگاه دوم رسید. متهم جوانی که مدعی است برای پایان دادن به مزاحمتهای مقتول و در دفاع از ناموسِ دوستش دست به چاقو شده، حالا با تأیید بلوغ فکری از سوی پزشکی قانونی، در یک قدمی تصمیمی سخت از سوی قضات قرار گرفته است.
جرقهی یک تراژدی در شامگاه خرداد
همه چیز از یک گزارش درگیری خونین در خردادماه سال گذشته در محله دولتآباد آغاز شد. زمانی که مأموران پلیس به محل رسیدند، با پیکر نیمهجان جوانی به نام «سعید» روبرو شدند که بر اثر ضربه چاقو به شدت مجروح شده بود. با وجود انتقال به بیمارستان، سعید جان باخت و «مسعود» به عنوان متهم اصلی بازداشت شد. اعتراف صریح مسعود به قتل، پرونده را وارد فاز کیفری کرد، اما انگیزهای که او بیان کرد، مسیر پرونده را به سمت پیچیدگیهای حقوقی سوق داد.
ادعای دفاع از حریم؛ از مزاحمت تا ضربه نهایی
مسعود در تمام جلسات بازجویی و دادگاه بر یک روایت پافشاری کرد: «دفاع». او مدعی است مقتول برای دختر مورد علاقه دوستش مزاحمت ایجاد میکرده و درگیری آنها ریشه در یک غیرتطلبی دوستانه داشته است. متهم در آخرین دفاعیات خود لحظه جنایت را اینگونه توصیف کرد که مقتول با استفاده از گاز اشکآور به او حمله کرده و او تنها برای رهایی از مهلکه، چاقو کشیده است؛ ادعایی که با اظهارات برخی شهود مبنی بر شروع درگیری از سوی مسعود، در تناقض است.
تیغِ دو لبهی قانون و ماده مربوط به متهمان جوان
حکم اولیه این پرونده «قصاص» بود، اما با اعتراض متهم، پرونده به دیوان عالی کشور رفت. قضات دیوان با نگاهی دقیق به سن کم متهم در زمان وقوع جرم، حکم را نقض کردند. طبق قوانین جاری، اگر در بلوغ فکری و رشد عقلی متهم زیر ۱۸ سال در زمان جنایت تردیدی وجود داشته باشد، حکم قصاص میتواند به مجازاتهای جایگزین تبدیل شود. این فرصت دوباره، مسعود را از پای چوبه دار بازگرداند تا وضعیت روانی او به دقت بررسی شود.
مهر تأیید پزشکی قانونی بر بلوغ فکری متهم
در دور دوم رسیدگی، گزارش پزشکی قانونی ورق را به ضرر متهم برگرداند. کارشناسان اعلام کردند که مسعود در زمان ارتکاب قتل، دارای بلوغ فکری کامل بوده و ماهیت عمل مجرمانه خود را کاملاً درک میکرده است. با این تأییدیه، او بار دیگر در شعبه ۴ دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت. در این جلسه نیز اولیای دم بدون عقبنشینی از موضع خود، بار دیگر تقاضای قصاص و اعدام متهم را مطرح کردند.
در انتظارِ رأی نهایی؛ بخشش یا قصاص؟
اکنون با پایان دومین جلسه محاکمه، قضات وارد شور شدهاند تا میان ادعای «دفاع مشروع» متهم و درخواست «قصاصِ» خانواده مقتول، حکم نهایی را صادر کنند. این پرونده بار دیگر زنگ خطر را درباره حمل سلاح سرد توسط جوانان و عواقب جبرانناپذیر درگیریهای خیابانی به صدا درآورده است. سرنوشت مسعود حالا در گروی تصمیمی است که نشان خواهد داد آیا دادگاه ادعای او مبنی بر ناچاری در قتل را میپذیرد یا طناب دار سرنوشت محتوم او خواهد بود.
---