اعتراف اندیشکدههای آمریکایی به بحران بیسابقه انرژی در آمریکا
شوک نفتی و بنزین 5 دلاری و اقتصاد رو به افول، آمریکا را ناچار به توافق با ایران کرد.
بخش عمدهای از تحلیلهای اخیر رسانهها و مراکز مطالعاتی غربی در دو هفته گذشته، به کانون بحران اقتصادی پدیدآمده ناشی از درگیریهای اخیر اختصاص یافته است. ناظران بینالمللی صراحتاً اذعان میکنند که جهان وارد یک «وضعیت اضطراری انرژی» بهویژه در آسیا شده و عصر امنیت مطلق انرژی در تنگه هرمز عملاً به پایان رسیده است؛ موضوعی که حیات اقتصادی غرب را با چالش موجودیتی مواجه کرده است.
شوک 13 میلیون بشکهای به بازار جهانی و بنزین 5 دلاری در آمریکا
بر اساس گزارشهای منتشرشده توسط منابع معتبر اقتصادی غرب از جمله بلومبرگ، رویترز و فایننشال تایمز، خروج 13 میلیون بشکه نفت از بازار جهانی، شوک سنگینی به ساختار اقتصادی کشورهای غربی وارد آورده است. این بحران بیسابقه سبب شده است که قیمت بنزین در ایالات متحده به بالای 5 دلار در هر گالن برسد که یک رکورد بحرانزا برای کاخ سفید به شمار میرود.
رسانههای غربی در افشاگریهای خود پرده از این واقعیت برداشتهاند که ارتش آمریکا در مواجهه با این بحران شدید، ناچار به اجرای یک مأموریت مخفیانه برای انتقال 100 میلیون بشکه نفت از سواحل عمان با فرستندههای خاموش شده است؛ اقدامی که نشاندهنده عمق استیصال واشنگتن در تأمین و تثبیت بازار انرژی است.
تنگه هرمز؛ از آبراه بینالمللی تا «باجه عوارض خصوصی ایران»
اندیشکدههای آمریکایی نظیر «فارنپالیسی» در تحلیلهای خود اعتراف کردهاند که برتری دریایی آمریکا در تأمین امنیت کشتیرانی (مبتنی بر دکترین کارتر) برای نخستینبار پس از چند دهه بهطور کامل فروپاشیده است. روایت غالب در این رسانهها این است که تنگه هرمز اکنون از یک آبراه بینالمللی به یک «باجه عوارض خصوصی برای ایران» تبدیل شده است.
خط تحلیلی مشترک در میان کارشناسان غربی نشان میدهد که حتی در صورت برقراری آتشبس و بازگشایی این آبراه استراتژیک، وضعیت به دوران پیش از جنگ باز نخواهد گشت؛ چرا که جمهوری اسلامی به قدرت فلجکننده خود در این گلوگاه پی برده و نظارت حاکمیتی خود را در قالب اخذ عوارض یا کنترل ترافیک دریایی تثبیت خواهد کرد.
انشقاق در بدنه «ماگا» و قربانی کردن منافع صهیونیستها برای نجات اقتصاد آمریکا
این گزارش خبری میافزاید: تورم ساختاری ناشی از بحران انرژی، به اصلیترین نقطه آسیبپذیری دولت ترامپ تبدیل شده است. این تورم لجامگسیخته انشقاق بیسابقهای را در میان اتحاد طرفداران ترامپ (جنبش ماگا) ایجاد کرده و هراس از شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای را به شدت افزایش داده است.
به اذعان رسانههای تحلیلی غرب، عمق بحران اقتصادی به حدی است که ترامپ حاضر است برای دستیابی به یک توافق اضطراری با ایران و نجات اقتصاد کشورش، منافع رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان را کاملاً نادیده بگیرد؛ چرا که از نظر افکار عمومی، شعارهای نتانیاهو مبنی بر «پیروزی مطلق» به یک سراب تبدیل شده و او اکنون به یک سربار سیاسی و اقتصادی برای واشنگتن مبدل گشته است.
فرصتها و چالشهای اقتصادی پیشروی ایران از دیدگاه غرب
در بخش دیگری از تحلیلهای اندیشکدههای آمریکایی، به ابعاد اقتصادی این تحولات برای جمهوری اسلامی ایران اشاره شده است. غرب معتقد است این بحران فرصتهای اقتصادی مهمی برای تهران ایجاد میکند که عبارتند از: 1. افزایش بیسابقه هزینههای انتخاباتی و سیاسی جناح رقیب در آمریکا. 2. بازگرداندن بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران و استفاده از آن به عنوان اهرمی جهت تثبیت اقتصادی. 3. اثبات این واقعیت که شبکه نفوذ ایران علیرغم فشارهای نظامی، از نظر اقتصادی و ساختاری کاملاً دستنخورده باقی مانده است.
با این حال، کارشناسان غربی مدعی هستند که ایران در دوران پس از آتشبس با چالشهای اقتصادی نظیر ضرورت عبور از مرحله بازسازی زیرساختهای آسیبدیده و مدیریت تورم ساختاری ناشی از هزینههای جنگ مواجه خواهد بود.
برآورد نهایی؛ فرار از فروپاشی اقتصاد جهانی با «صلح سرد»
در جمعبندی گزارشهای اندیشکدههای غربی تأکید شده است که جهتگیری کلی واشنگتن، ناامیدی از پیروزی نظامی و تقلا برای توجیه یک «خروج آبرومندانه» است. سناریوی محتمل در هفتههای آینده، تن دادن غرب به یک «توافق موقت برای توقف جنگ» با هدف مهار فروپاشی اقتصاد جهانی است؛ توافقی که البته به دلیل اختلافات بنیادین بر سر سطح غنیسازی و مسائل منطقه، بیشتر یک «صلح سرد» یا آتشبس تاکتیکی طولانیمدت خواهد بود، نه یک توافق پایدار و پایاندهنده به تنشها.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.