تلکه میلیاردی با طعم عشق؛ پایان دراماتیک رابطه پنهانی پیرمرد و دختر تهرانی
بررسی حقوقی پرونده محمد و دشواریهای اثبات جرم در روابطی که بدون مدرک و بر پایه اعتماد واهی شکل گرفته است.
تنهایی پس از مرگ همسر و مخالفت فرزندان با ازدواج مجدد، محمد ۷۰ ساله را به مسیری کشاند که پایان آن چیزی جز بحران عاطفی و ضرر مالی سنگین نبود. او که در جستجوی همدم بود، با زنی به نام «مینا» آشنا شد و چنان در دام وابستگی عاطفی گرفتار گشت که نه تنها تمام اطلاعات شخصیاش را در اختیار او گذاشت، بلکه هزینههای گزافی را نیز متقبل شد.
این رابطه که یک سال به طول انجامید، با اجاره خانهای لوکس در بالاشهر تهران و خریدهای پیدرپی آغاز شد، اما به محض اینکه محمد در برابر زیادهخواهیهای مالی مینا ایستادگی کرد، نقاب از چهره این رابطه فرو افتاد. مینا بلافاصله با مسدود کردن تمامی راههای ارتباطی و تهدید به افشای رابطه پنهانی، محمد را با دنیایی از سوال و سرخوردگی تنها گذاشت. اکنون این پیرمرد مالباخته در کلانتری نیاوران مدعی است که بیش از یک میلیارد تومان هزینه کرده، در حالی که حتی از هویت واقعی زنی که گمان میکرد شریک زندگیاش است، اطمینان ندارد.
کارشناسان اجتماعی با تحلیل این پرونده تأکید میکنند که نیازهای عاطفی در سنین بالا نباید نادیده گرفته شود، اما راه حل آن در پنهانکاری و اعتماد بیچون و چرا به افراد ناشناس نیست. عدم درک متقابل بین فرزندان و والدین در خصوص ازدواج مجدد، اغلب راه را برای کلاهبرداران عاطفی باز میکند تا با سوءاستفاده از خلاءهای روحی، طعمههای خود را از لحاظ مالی و روانی تخلیه کنند.