راز افزایش فرزندان تراجنسیتی در خانوادههای مشهور هالیوود از زبان یک روانشناس
در سالهای اخیر، موضوع هویت جنسیتی فرزندان برخی چهرههای مشهور هالیوود بارها خبرساز شده و بحثهای گستردهای را در رسانهها و محافل تخصصی به دنبال داشته است.
از فرزندان شر و شارلیز ترون گرفته تا خانوادههای ایلان ماسک، جیمی لی کرتیس و اخیراً جنیفر لوپز، آنچه برخی ناظران از آن با عنوان «شیوع فرزندان ترنس در هالیوود» یاد میکنند، به موضوعی جنجالی تبدیل شده است.
در همین رابطه، دکتر اریکا اندرسون، روانشناس بالینی با ۳۰ سال تجربه و عضو پیشین هیئتمدیره انجمن جهانی سلامت تراجنسیتیها (WPATH)، در یادداشتی در دیلیمیل دیدگاههای خود را درباره دلایل این پدیده، نقش خانوادهها، شبکههای اجتماعی و فضای فرهنگی جوامع ثروتمند و مشهور مطرح کرده است.
او که خود نیز ترنسجندر است و سالها با نوجوانان و جوانان درگیر پرسشهای مربوط به جنسیت و گرایش جنسی کار کرده، میگوید در برخی خانوادههای مرفه و مشهور، داشتن فرزند ترنسجندر گاهی نه فقط پذیرفته، بلکه علنی و حتی جشن گرفته میشود.
![]()
اندرسون این بحث را پس از انتشار تصاویر تازهای از فرزند ۱۸ ساله جنیفر لوپز مطرح کرده است؛ فرزندی که با نام اِمه به دنیا آمد و حالا در صفحه اینستاگرام مدرسهاش با نام تازه «اُسکار» دیده شده است. اندرسون تأکید میکند که خانواده لوپز را نمیشناسد و در عشق و حمایت جنیفر لوپز از فرزندش تردیدی ندارد، اما بهعنوان روانشناس و درمانگر، این پرسش را مطرح میکند که چرا در میان فرزندان برخی چهرههای مشهور، موضوع پرسش درباره هویت جنسیتی بیشتر به چشم میآید.
![]()
او در این یادداشت به خانوادههایی مانند شر، شارلیز ترون، ایلان ماسک و جیمی لی کرتیس اشاره کرده و نوشته است که به نظر او، میزان دیدهشدن هویتهای ترنسجندر در میان فرزندان سلبریتیها از آنچه در جمعیت عمومی دیده میشود بیشتر است. اندرسون در عین حال یادآور میشود که هویتهای ترنسجندر پدیدهای تازه نیستند، اما در سالهای اخیر پذیرش اجتماعی آنها افزایش یافته است.
او در ادامه به تغییر فضای فرهنگی آمریکا اشاره میکند و میگوید در جوامع بسیار پیشرو، بهویژه در هالیوود، حمایت نکردن از موضوعات مرتبط با ترنسجندرها میتواند پیامدهای اجتماعی و حرفهای سنگینی داشته باشد.
با این حال، او میان پذیرش هویت ترنسجندر در بزرگسالان و مسیر نوجوانان تفاوت میگذارد. به گفته اندرسون، یک بزرگسال بالغ میتواند هویت خود را با آگاهی و تجربه بیشتری تعریف کند، اما درباره نوجوانان باید با احتیاط بیشتری برخورد کرد، چون برخی تصمیمها ممکن است آنها را وارد مسیر درمانهای دارویی یا مداخلات پزشکی غیرقابل بازگشت کند.
![]()
اندرسون همچنین از نقش مدارس، شبکههای اجتماعی و فضای فرهنگی سخن میگوید. به باور او، برخی مدارس در جوامع مرفه و لیبرال، از سنین پایین درباره «تنوع جنسیتی و هویت» آموزش میدهند و این آموزشها گاهی به شکلی ارائه میشود که کودکان تصور میکنند جنسیت چیزی کاملاً قابل انتخاب و تغییرپذیر است. او این رویکرد را برای کودکان کمسنوسال نامناسب میداند.
او همچنین مدعی است شبکههای اجتماعی و الگوریتمها میتوانند نوجوانان آسیبپذیر را در فضای فکری بسته قرار دهند و سردرگمی آنها درباره هویت جنسیتی را تشدید کنند. اندرسون این روند را نوعی «سرایت اجتماعی» توصیف میکند؛ تعبیری که البته در مباحث مربوط به هویت جنسیتی محل اختلاف و بحث فراوان است.
در بخش دیگری از یادداشت، اندرسون میگوید برخی والدین، بهویژه والدین مشهور و پیشرو، ممکن است از ترس برچسب «ترنسهراسی» نتوانند درباره تصمیم فرزندشان پرسشهای جدی بپرسند یا نظر تخصصی بگیرند. او میگوید والدین آگاه و دلسوز نیز گاهی آنقدر از قضاوت اجتماعی میترسند که از تردیدهای خود عبور میکنند.
![]()
او با این حال میان والدینی که موضوع هویت فرزندشان را خصوصی نگه میدارند و والدینی که آن را علنی میکنند تفاوت میگذارد. اندرسون میگوید برخی چهرهها این روند را بهعنوان مسئلهای خانوادگی و شخصی مدیریت میکنند، اما برخی دیگر آن را عمومی میکنند و به نظر او، این علنیسازی میتواند بازگشت یا بازنگری احتمالی نوجوان در آینده را دشوارتر کند.
اندرسون در پایان مینویسد که همه تغییرات هویت جنسیتی لزوماً نهایی نیستند و گروهی از جوانان پس از مدتی از تصمیم خود بازمیگردند. او معتقد است تا زمانی که پیامدهای تصمیمهای شتابزده بهتر شناخته نشود، باید درباره نوجوانان با احتیاط بیشتری سخن گفت و مسیرهای درمانی را با بررسی عمیقتر، زمان بیشتر و بدون فشار اجتماعی دنبال کرد.