امارات در راهبرد خاورمیانهای چین: فرصت ژئواکونومیک یا سقف نفوذ پکن؟
گسترش نفوذ چین در امارات عربی متحده به ویژه پس از جنگ 40 روزه با محدودیت های جدی مواجه شده است.
خاورمیانه در دهههای اخیر به یکی از مهمترین عرصههای گسترش نفوذ جهانی چین تبدیل شده است. پکن با اتکا به ظرفیتهای اقتصادی، سرمایهگذاریهای زیرساختی، همکاریهای فناورانه و دیپلماسی متوازن، تلاش کرده است جایگاهی پایدار در معادلات منطقهای به دست آورد؛ جایگاهی که بیش از آنکه بر ائتلافهای نظامی و تعهدات امنیتی متکی باشد، بر شبکهای از وابستگیهای اقتصادی و فناورانه استوار است.
در این چارچوب، امارات متحده عربی بهعنوان یکی از مهمترین شرکای چین در منطقه، نقشی کلیدی در راهبرد خاورمیانهای پکن ایفا میکند. موقعیت جغرافیایی ، زیرساختهای پیشرفته لجستیکی، ظرفیتهای مالی گسترده و سیاست خارجی عملگرایانه ابوظبی، این کشور را به یکی از حلقههای اصلی ابتکار کمربند و راه تبدیل کرده است. با این حال، گسترش نفوذ چین در امارات با محدودیتهای مهمی نیز مواجه است؛ زیرا ساختار امنیتی و دفاعی امارات همچنان بهطور عمیق با ایالات متحده و شرکای غربی پیوند خورده است. از این منظر، روابط چین و امارات نمونهای گویا از فرصتها و در عین حال سقف راهبردی نفوذ پکن در خاورمیانه به شمار میرود.
الگوی چینی قدرتافکنی در خاورمیانه
نقش فزاینده چین در خاورمیانه اغلب در چارچوب رقابت ژئوپلیتیکی با ایالات متحده تفسیر میشود، اما هدف اصلی پکن جایگزینی آمریکا بهعنوان ضامن امنیت منطقه نیست. راهبرد چین بیشتر بر ایجاد شبکهای از وابستگیهای اقتصادی، زیرساختی، فناورانه و دیپلماتیک استوار است که بتواند نفوذ این کشور را بدون پذیرش هزینههای سنگین امنیتی گسترش دهد.
در این چارچوب، پروژههای مرتبط با «ابتکار کمربند و راه» شامل نوسازی بنادر در امارات، ایجاد مناطق صنعتی در امتداد کانال سوئز در مصر، ارتقای خطوط ریلی و مخابراتی در کشورهای خلیج فارس و شمال آفریقا، و قراردادهای مهندسی، تأمین و ساخت توسط شرکتهای دولتی چین است. پکن از طریق سرمایهگذاری در بنادر، مناطق صنعتی، زیرساختهای حملونقل و پروژههای انرژی، جایگاه خود را در اقتصاد منطقه تقویت کرده است. چین همچنین بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، روابط بلندمدتی با تولیدکنندگان اصلی انرژی در خلیج فارس برقرار کرده و در صنایع پالایشگاهی، پتروشیمی و پاییندستی سرمایهگذاری کرده است.

در کنار اقتصاد، فناوری به یکی دیگر از ارکان نفوذ چین تبدیل شده است. توسعه زیرساختهای نسل پنجم ارتباطات، پروژههای شهر هوشمند، همکاریهای هوش مصنوعی و گسترش سامانه ناوبری ماهوارهای بیدو، حضور چین را در زیرساختهای دیجیتال کشورهای منطقه افزایش داده است. دیپلماسی متوازن نیز مکمل این راهبرد است؛ بهگونهای که پکن همزمان روابط خود را با بازیگران رقیب منطقه از جمله ایران، عربستان سعودی، اسرائیل، امارات و ترکیه حفظ کرده است.
اگرچه چین در سالهای اخیر همکاریهای نظامی محدودی از جمله فروش تسلیحات و برگزاری رزمایشهای مشترک با برخی کشورهای منطقه را گسترش داده است، اما قدرتافکنی این کشور همچنان عمدتاً ماهیتی اقتصادی و فناورانه دارد. از این منظر، نفوذ چین در خاورمیانه بیش از آنکه بر ائتلافهای امنیتی استوار باشد، بر شبکهای از وابستگیهای اقتصادی، فناورانه و دیپلماتیک متکی است.
توسعه روابط دوجانبه ابوظبی و پکن
پکن بهتدریج در بخشهای اقتصادی، فناورانه و زیرساختی و البته تاحدی بخش نظامی امارات جای پای خود را تثبیت کرده و به یکی از شرکای اصلی راهبرد توسعه این کشور تبدیل شده است. سطح روابط میان چین و امارات در جریان سفر اخیر «خالد بن محمد بن زاید آل نهیان»، ولیعهد امارات به پکن جهش قابلتوجهی پیدا کرد. در جریان این دیدار دو کشور توافق کردند سرمایهگذاریها را افزایش دهند و همکاریهای خود را در حوزههای مختلف عمق ببخشند. در این سفر، پکن و ابوظبی 24 توافقنامه برای تقویت روابط تجاری و سرمایهگذاری امضا کردند. در این چارچوب، حجم تجارت غیرنفتی میان امارات و چین در سال 2025 با رشد 24٫5درصدی نسبت به سال قبل، به 111٫5میلیارد دلار رسید.

چین در سالهای اخیر از طریق ابتکار کمربند و راه، امارات را به یک مرکز حیاتی لجستیکی تبدیل و از بنادر و مناطق آزاد این کشور برای تسهیل جریان تجارت میان خلیج فارس، آفریقا و جنوب آسیا استفاده کرده است. دو کشور همچنین صندوق سرمایهگذاری مشترکی به ارزش 10میلیارد دلار ایجاد کردهاند که هدف آن حمایت از پروژههای چندملیتی و تسهیل سرمایهگذاری بیشتر در طرحهای کمربند و راه در سراسر جهان است. همکاری مالی میان دو کشور نیز گسترش یافته است. امارات بهطور فزایندهای معاملات خود را با یوان چین تسویه میکند و وابستگی خود به دلار آمریکا را کاهش میدهد.

جنگ اخیر در منطقه میتواند فرصتهایی تازه برای شرکتهای چینی در حوزه فناوری ایجاد کند. چنانچه شرکتهای غربی و چندملیتی بهویژه در حوزه فناوری پس از جنگ ایران منطقه خلیج فارس را پرریسک تلقی کنند، شرکتهای چینی خواهند توانست سهم بیشتری از بازار منطقه را تصاحب کنند. با این حال، حتی در صورت گسترش سهم اقتصادی چین، وابستگی امنیتی امارات به آمریکا و شرکای غربی همچنان مانع از تبدیل این نفوذ اقتصادی به نفوذ راهبردی خواهد شد.
همکاریهای نظامی چین و امارات نیز در سالهای اخیر افزایش قابل توجهی داشته است. رزمایش مشترک «سپر شاهین» میان چین و امارات نیز نقطه عطفی در این همکاری به شمار میرود. در این رزمایش، چین جنگندههای J-10، هواپیماهای هشدار زودهنگام و تجهیزات سوخترسانی هوایی را به امارات اعزام کرد. در سال 2021، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد چین در نزدیکی ابوظبی در حال ساخت یک بندر با کاربری نظامی است. اگرچه این موضوع مطرح شد که امارات بنا به درخواست آمریکا اجرای این پروژه را متوقف کرده است با این حال، اسناد اطلاعاتی فاششده آمریکا در اوایل 2026 از افزایش فعالیتهای نظامی چین در امارات خبر میدادند. مهمترین کانون حضور ارتش چین در امارات، شهرک نظامی زاید در ابوظبی است. در کنار آن، بندر خلیفه در ابوظبی نیز به یکی از نقاط مهم حضور چین تبدیل شده است. اگرچه پکن فعالیتهای خود در این بندر را در قالب پروژههای عمرانی توصیف میکند، اما آمریکا مدعی شده است که در محل ساختوسازهای چینی تجهیزات جاسوسی کشف کرده است.
در محوری دیگر، افزایش همکاریهای مصر و امارات و البته حضور نظامی مصر در امارات (حضور نیروهای مصری و جنگندههای «رافال» در امارات) در راستای حمایت از ابتکار «جاده ابریشم نوین نظامی» و حفاظت از منافع خارجی چین قرار دارد. پکن معتقد است این حضور میتواند امنیت مسیرهای دریایی و هوایی این کشور را از پایگاه نظامیاش در جیبوتی تا خلیج فارس تقویت کند. در واقع، جاده ابریشم نظامی چین بر محور جیبوتی، امارات و مصر استوار شده است. جیبوتی نقطه آغاز حضور نظامی چین در شاخ آفریقا محسوب میشود، امارات نقش مرکز لجستیکی پیشرفته را ایفا میکند و مصر مسئولیت تأمین امنیت دریای سرخ را بر عهده دارد.
همچنین جامعهای پرشمار متشکل از بیش از 180هزار نفر از افراد با تبار چینی در امارات زندگی میکنند که بهطور عمده در بخشهای تجاری و ساختمانی مشغول فعالیت هستند. این جامعه به تقویت پیوندهای فرهنگی و اجتماعی میان دو کشور کمک کرده و مکمل روابط رسمی دیپلماتیک به شمار میرود. افزون بر این، تبادلات آموزشی و فرهنگی نیز بهعنوان ابعاد غیر اقتصادی همکاریها، در تقویت درک متقابل و گسترش روابط مردمی نقش مهمی ایفا میکنند.

جمعبندی
اگرچه نفوذ اقتصادی و در این اواخر همکاری نظامی و امنیتی چین در امارات گسترش یافته، اما چارچوب امنیتی امارات همچنان عمیقاً به غرب وابسته است؛ موضوعی که نشاندهنده نوعی موازنهگری دقیق میان «فرصت» و «ضرورت» است. در واقع، با وجود همکاریهای فزاینده اقتصادی، پایه امنیتی امارات همچنان در غرب ریشه دارد. این کشور از مدتها پیش برای حفاظت نظامی، فناوریهای پیشرفته دفاعی و شراکتهای راهبردی به آمریکا و متحدانش وابسته بوده است. اگرچه امارات در حوزه اقتصادی میان چین و غرب موازنه برقرار میکند، با این وجود تعهدات نظامی امارات تصویر متفاوتی ارائه میدهد. واشنگتن در این حوزه همچنان نفوذ تعیینکننده دارد.
نفوذ روبهرشد چین برای امارات یک فرصت محسوب میشود، نه جایگزینی برای روابط ریشهدار این کشور با آمریکا. رهبران امارات بهجای انتخاب میان دو قدرت، راهبردی مبتنی بر تنوعبخشی را دنبال کردهاند: بهرهگیری از همکاری اقتصادی با چین در کنار حفظ روابط حیاتی امنیتی و دفاعی با واشنگتن. در حال حاضر، تعامل امارات با چین بیشتر ماهیتی تاکتیکی دارد تا تحولآفرین.
امارات از این روابط برای کاهش وابستگی بیشازحد به غرب و بررسی گزینههای جایگزین در حوزه تسلیحات استفاده میکند. برای چین نیز این همکاریها پلی برای نفوذ بیشتر در منطقه و تعامل با جهان غرب به شمار میرود. با این حال، نباید از روند تدریجی گسترش نفوذ چین غافل شد. پکن در حال تقویت آرام و مستمر روابط خود با شرکای منطقهای آمریکا است و بهدنبال ایجاد جایگاه راهبردی گستردهتر در خاورمیانه است. این پروژه یک برنامه بلندمدت است؛ برنامهای که هدف آن جایگزینی فوری آمریکا نیست، بلکه ایجاد تدریجی نفوذ، وابستگیهای اقتصادی، فناوری و نظامی در منطقه است.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.