یافتههای جدید پژوهشگران؛ بررسی شباهت سطح آگاهی در هوش مصنوعی و حشرات
دو پژوهش علمی جدید، مرز میان هوش مصنوعی و آگاهی بیولوژیک را به چالش کشیدهاند. این تحقیقات با بررسی میزان آگاهی در مدلهای زبانی بزرگ مانند «چتجیپیتی» و مقایسه آنها با سیستمهای عصبی حشرات، به دنبال یافتن شباهتهای ساختاری در نحوه درک و واکنش به محیط هستند تا مشخص شود آیا هوش مصنوعی واقعاً به سطح آگاهی نزدیک شده یا تنها در شبیهسازی آن موفق بوده است.
شاید فکر کنید یک زنبور عسل که در باغچه شما به دنبال غذا میگردد و یک پنجره مرورگر که «چتجیپیتی»(ChatGPT) را اجرا میکند، هیچ وجه اشتراکی ندارند اما پژوهشهای علمی جدید به طور جدی این احتمال را بررسی کردهاند و نشان دادهاند که هر دو یا یکی از آنها ممکن است از آگاهی برخوردار باشند.
به نقل از ساینسدیلی، روشهای گوناگونی برای بررسی آگاهی وجود دارد. یکی از رایجترین آنها بررسی نحوه عملکرد یک حیوان یا هوش مصنوعی است اما دو پژوهش انجامشده درباره احتمال آگاهی در حیوانات و هوش مصنوعی، نظریههای جدیدی را برای چگونگی آزمایش این موضوع ارائه میدهند. نظریههای آنها حد وسطی را بین احساساتگرایی و شکاکیت بیملاحظه درباره این موضوع ارائه میدهند که آیا انسانها تنها موجودات آگاه روی زمین هستند یا خیر.
پرسشهای مربوط به آگاهی مدتهاست که بحثهای شدیدی را برانگیختهاند. این تا حدودی به این دلیل است که اهمیت موجودات آگاه ممکن است از نظر اخلاقی بیش از موجودات ناآگاه باشد. گسترش حوزه آگاهی به معنای گسترش افقهای اخلاقی ماست. حتی اگر نتوانیم مطمئن باشیم که چیزی آگاه است، ممکن است با فرض این که چنین است، جانب احتیاط را رعایت کنیم.
روند اخیر، روندی رو به گسترش بوده است. برای مثال، در آوریل ۲۰۲۴ گروهی متشکل از ۴۰ دانشمند در کنفرانس «بیانیه نیویورک درباره آگاهی حیوانات» گفتند که آگاهی به طور واقعبینانه در همه مهرهداران از جمله خزندگان، دوزیستان و ماهیها و همچنین در بسیاری از بیمهرگان از جمله سرپایان مانند اختاپوس و ماهی مرکب، سختپوستان مانند خرچنگها و شاهمیگوها و حشرات امکانپذیر است.
به موازات این، ظهور باورنکردنی مدلهای زبانی بزرگ مانند چتجیپیتی این احتمال جدی را مطرح کرده است که ماشینها ممکن است آگاه باشند.
پنج سال پیش، یک آزمایش به ظاهر قاطع برای تشخیص این که آیا چیزی آگاه است، این بود که ببینیم آیا میتوان با آن گفتوگو کرد یا خیر. با این استانداردها، امروزه ما باید توسط ماشینهای آگاه احاطه میشدیم. بسیاری تا آنجا پیش رفتهاند که اصل احتیاط را در اینجا نیز به کار بردهاند. حوزه روبهرشد رفاه هوش مصنوعی به این موضوع اختصاص دارد که آیا و چه زمانی باید به ماشینها اهمیت دهیم.
با وجود این، همه این استدلالها تا حد زیادی به رفتار سطحی بستگی دارند اما این رفتار میتواند فریبنده باشد. آنچه برای آگاهی مهم است، کاری که انجام میدهید نیست، بلکه نحوه انجام دادن آن است.
مقاله جدیدی که در مجله «Trends in Cognitive Sciences» به چاپ رسیده است، به جای رفتار هوش مصنوعی، به سازوکار آن میپردازد.
همچنین، این پژوهش از علوم شناختی برای شناسایی یک فهرست قابل قبول از شاخصهای آگاهی براساس ساختار پردازش اطلاعات بهره میبرد. این بدان معناست که میتوان فهرست سودمندی را از شاخصهای آگاهی تهیه کرد؛ بدون این که لازم باشد درباره این که کدام یک از نظریههای شناختی کنونی درباره آگاهی درست است، به توافق رسید.
نتیجه پژوهش این بود که هیچ کدام از سیستمهای هوش مصنوعی کنونی از جمله چتجیپیتی آگاه نیستند. ظهور آگاهی در مدلهای زبانی بزرگ به گونهای به دست نمیآید که به اندازه کافی شبیه به ما باشد تا بتوان شرایط آگاهانه را تضمین کرد.
با وجود این، هیچ مانعی برای سیستمهای هوش مصنوعی که ساختار بسیار متفاوتی با سیستمهای امروزی دارند، برای آگاه شدن وجود ندارد.
درسی که میگیریم این است که هوش مصنوعی میتواند طوری رفتار کند که گویی آگاه است؛ بدون این که خودش آگاه باشد.
سنجش آگاهی در حشرات
زیستشناسان برای تشخیص آگاهی در حیوانات نیز به مکانیسمهای موجود یعنی نحوه عملکرد مغز آنها روی آوردهاند.
مقاله جدیدی که در مجله «Philosophical Transactions B» به چاپ رسید، یک مدل عصبی را برای حداقل آگاهی در حشرات پیشنهاد میکند. این مدل به دور از جزئیات آناتومیک، بر محاسبات اصلی انجامشده توسط مغزهای ساده تمرکز میکند.
داده کلیدی این پژوهش، شناسایی نوع محاسباتی است که مغز ما انجام میدهد و به تجربه میرسد.
به نظر میرسد مشکل آگاهی در حیوانات و رایانهها در جهتهای متفاوتی قرار دارد.
درباره حیوانات اغلب این پرسش مطرح است که چگونه میتوان تفسیر کرد رفتاری مانند رفتار خرچنگی که به زخمهایش رسیدگی میکند، نشاندهنده آگاهی است اما درباره رایانهها باید تصمیم بگیریم که آیا رفتار ظاهراً بدون ابهام مانند یک چتبات که با کاربر درباره هدف وجودش صحبت میکند، شاخص واقعی هوشیاری است یا صرفاً یک نقشآفرینی.
همزمان با پیشرفت حوزههای علوم اعصاب و هوش مصنوعی، هم حیوانات و هم رایانهها در یک موضوع مشترک شباهت دارند و آن موضوع این است که هنگام قضاوت درباره آگاه بودن با نبودن هر کدام، نحوه عملکرد آنها از خودشان سودمندتر است.