//
کدخبر: ۵۶۶۱۴۹ //

جنگ و بازگشت کابوس تورم جهانی؛ چرا دنیا دوباره نگران شد؟

جهش هزینه انرژی، امید به کاهش تورم در اقتصادهای بزرگ را با تردید جدی روبه‌رو کرده است.

جنگ و بازگشت کابوس تورم جهانی؛ چرا دنیا دوباره نگران شد؟
به گزارش فرتاک نیوز،

بیش از 90 روز از جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران می گذرد، جنگی که در ظاهر یک منازعه نظامی در غرب آسیاست، مدت‌هاست از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و به «عامل تعیین‌کننده» در اقتصاد جهانی تبدیل شده است. بازار انرژی اولین جایی بود که واکنش نشان داد، اما پیامدها در همان نقطه متوقف نماند؛ از نرخ تورم و تصمیم بانک‌های مرکزی گرفته تا آشفتگی بازار اوراق، کند شدن موتور تولید در آسیا و حتی تشدید شکاف طبقاتی در آمریکا، همه به‌نوعی در امتداد همان خط قرار دارند چراکه نااطمینانی ژئوپلیتیک، وقتی به گلوگاه انرژی وصل شود، به سرعت جهانی می‌شود.

همزمان، اخبار موجود حاکی از تداوم تبادل پیام‌ها میان ایران و آمریکاست؛ دو طرف درباره متن تفاهم‌نامه احتمالی، اصلاحیه‌هایی را به‌صورت متناوب ردوبدل می‌کنند. با این حال، تا این لحظه هیچ تفاهمی نهایی نشده و احتمال منتفی شدن هرگونه تفاهم نیز وجود دارد. در همین فضا، تجربه برجام بار دیگر به‌عنوان هشدار جدی در تحلیل‌ها برجسته شده است.

تنگه هرمز؛ نقطه اتصال جنگ و اقتصاد جهانی

همانطور که بارها گفته شده و در این مدت هم ثابت شده است آنچه جنگ را از یک بحران منطقه‌ای به یک بحران بین‌المللی تبدیل می‌کند، صرفاً حجم درگیری نیست؛ «مکان» درگیری است. تنگه هرمز، شاهراه انرژی جهان است و هر سطحی از اخلال یا حتی احتمال اخلال، به‌سرعت خود را در قیمت‌ها نشان می‌دهد. بازار فقط کاهش واقعی عرضه را قیمت‌گذاری نمی‌کند؛ بازار، ترس از اختلال را هم قیمت‌گذاری می‌کند. همین «حق بیمه ریسک» است که حتی در دوره‌های آتش‌بس یا کاهش تنش هم می‌تواند قیمت‌ها را بالا نگه دارد و فرآیند عادی‌سازی را طولانی کند.

شوک انرژی؛ از نفت تا سوخت و سپس تورم

نتیجه روشنِ تداوم نااطمینانی، جهش هزینه انرژی و اثر دومینویی آن بر اقتصاد واقعی است. گزارش‌ها از افزایش قیمت سوخت در برخی کشورها حکایت دارد؛ از جمله بنگلادش که طی هفته‌های اخیر دوباره قیمت بنزین و نفت سفید را بالا برده و فشار تورمی را سنگین‌تر کرده است. در امارات نیز روند افزایش قیمت‌ها، به‌خصوص در گازوئیل، مورد توجه قرار گرفته؛ سوختی که مستقیماً هزینه حمل‌ونقل و قیمت تمام‌شده کالاها را بالا می‌برد.

این یک قاعده ساده است، وقتی انرژی گران می‌شود، حمل‌ونقل و تولید گران می‌شود؛ و وقتی حمل‌ونقل و تولید گران شد، تورم دیر یا زود به سفره مردم می‌رسد.

آمریکا؛ جنگ وقتی «قبض ماهانه» می‌شود

در آمریکا، جنگ بیش از هر جا در قالب هزینه زندگی قابل مشاهده است. برآوردهای اقتصادی منتشرشده نشان می‌دهد شوک انرژی، هزینه اضافه‌ای را به خانوار تحمیل کرده و اگر قیمت‌ها بالا بماند، این فشار در مقیاس سالانه بسیار سنگین‌تر خواهد شد. معنای اجتماعی این اتفاق روشن است: جنگ از یک موضوع امنیتی-سیاست خارجی، به یک مسئله معیشتی تبدیل می‌شود.

در چنین شرایطی، بخشی از جامعه که سهم بیشتری از درآمدش را صرف سوخت، غذا و قبوض می‌کند، زودتر و شدیدتر آسیب می‌بیند. همین جاست که بحث نابرابری پررنگ می‌شود؛ چون تورم انرژی معمولاً برای طبقات پایین و متوسط، «سریع‌تر و دردناک‌تر» عمل می‌کند.

بازار اوراق و بانک‌های مرکزی؛ بازگشت کابوس تورم

همزمان با فشار روی معیشت، بازارهای مالی هم وارد فاز حساس شده‌اند. گزارش‌ها از تلاطم در بازار جهانی اوراق بدهی خبر داده‌اند؛ جایی که نگرانی از تورم و سطح بالای بدهی دولت‌ها، بازدهی اوراق را بالا برده و سرمایه‌گذاران را نسبت به هر خبر جدید از جنگ یا دیپلماسی، واکنش‌پذیرتر کرده است.

چرخه اقتصادی این وضعیت، ساده اما خطرناک است؛ انرژی گران، تورم را تحریک می‌کند؛ تورم، بانک مرکزی را محتاط‌تر یا سخت‌گیرتر می‌کند؛ سخت‌گیری پولی، نرخ بهره را بالا نگه می‌دارد یا افزایش می‌دهد؛ و نرخ بهره بالاتر، هزینه استقراض دولت‌ها و بخش خصوصی را سنگین‌تر می‌کند. نتیجه، رشد ضعیف‌تر و فشار بیشتر بر بازار کار و مصرف‌کننده است.

اروپا و آسیا؛ رشد شکننده زیر سایه شوک جدید

اروپا که از قبل با رشد ضعیف و چالش‌های انرژی و صنعتی درگیر بود، حالا با موج جدید نااطمینانی مواجه است. هشدارهایی که درباره سناریوهای تورمی و اثر منفی بر رشد مطرح شده، نشان می‌دهد تداوم بحران می‌تواند مسیر سیاست پولی و اقتصاد اروپا را پیچیده‌تر کند.

در شرق آسیا نیز نشانه‌هایی از کندی دیده می‌شود. داده‌های مربوط به فعالیت تولیدی چین و افت سفارش‌های صادراتی، یک پیام مشخص دارد: همزمانی «تقاضای ضعیف» و «هزینه‌های بالاتر»، برای موتور تولید جهانی خبر خوبی نیست؛ زیرا افت تولید و تجارت، می‌تواند رکود را به دیگر اقتصادها صادر کند.

دیپلماسی؛ تجربه برجام و وسوسه توافق‌های کوتاه‌عمر

در کنار این تصویر اقتصادی، مسیر دیپلماسی هم زیر ذره‌بین است. اخبار از ادامه تبادل پیام‌ها میان ایران و آمریکا می‌گوید؛ اما هنوز هیچ متن نهایی شکل نگرفته و احتمال شکست مذاکرات هم وجود دارد. از نگاه تحلیل‌های داخلی منتشرشده، تجربه برجام یک هشدار جدی است: بدترین خطای راهبردی آن تجربه، این بود که «هر توافقی بهتر از عدم توافق» فرض شد؛ در حالی که توافقی که مولفه‌های قدرت را تضعیف کند و دست طرف مقابل را برای فشارهای بعدی باز بگذارد، می‌تواند هزینه‌ای سنگین‌تر از عدم توافق داشته باشد.

در این چارچوب، یک نکته کلیدی پررنگ می‌شود، زمان. در وضعیتی که فشارهای اقتصادی ناشی از نااطمینانی در گلوگاه انرژی، روی آمریکا و متحدانش سنگینی می‌کند، طرف مقابل می‌تواند به دنبال تنظیم یک تفاهم باشد که فشار را از روی خود بردارد اما فشار را به شکل دیگری بر ایران حفظ کند. به همین دلیل است که در این تحلیل‌ها تأکید می‌شود مدیریت زمان و جزئیات هر متن احتمالی، از اصلِ امضا مهم‌تر است.

جنگ تمام نشده، شکلش عوض شده است

به گفته پژوهشگران اقتصادی حتی اگر سطح درگیری کاهش پیدا کند، اثرات جنگ به این زودی‌ها از اقتصاد جهان خارج نمی‌شود. انرژی، بیمه، حمل‌ونقل، تورم، نرخ بهره و بدهی دولت‌ها شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته ساخته‌اند که با یک جرقه در هرمز، در چند قاره واکنش نشان می‌دهد. جهان وارد مرحله‌ای شده که در آن ژئوپلیتیک دوباره به قلب اقتصاد برگشته است؛ و در چنین شرایطی، هم بازارها و هم دولت‌ها می‌دانند، جنگ ممکن است در میدان نبرد متوقف شود، اما در قیمت‌ها و معیشت مردم، می‌تواند ادامه پیدا کند.

برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.
آیا این خبر مفید بود؟
کدخبر: ۵۶۶۱۴۹ //
ارسال نظر