//
کدخبر: ۵۶۲۲۸۳ //

انتقاد عباس عبدی از کسانی که سخنگوی رهبری شده‌اند

عباس عبدی با انتشار یادداشتی در روزنامه اعتماد از نمایندگان مجلس انتقاد کرد.

 انتقاد عباس عبدی از کسانی که سخنگوی رهبری شده‌اند
به گزارش فرتاک نیوز،

عباس عبدی با انتشار یادداشتی در روزنامه اعتماد از نمایندگان مجلس انتقاد کرد. او در این یادداشت نوشت: گل بود به سبزه آراسته شد؛ پیش از جنگ هم دسترسی به اطلاعات و اخبار معتبر سخت بود، اکنون با وجود وضع امنیتی کشور مرز اخبار واقعی از جعلی مخدوش‌تر شده است. در فضای ملتهب کنونی برخی افراد اخباری را می‌گویند که یا دروغ است یا مرجعی برای تأیید و رد آن‌ها نیست و کسی هم جرأت تکذیب عمومی آن‌ها را ندارد و در این فضای ارتباطی تبعیض‌آمیز، این اخبار برای مخاطبان آن خط خبری، پذیرفته شده تلقی می‌شوند و بر همان اساس موضع‌گیری می‌کنند.

این کار اغلب از طرف تندروهای مجلس است که تحت نام نمایندگی هر چه بخواهند می‌گویند و کسی هم در مقام اصلاح آن‌ها برنمی‌آید، به ویژه که تأیید و رد اخبارشان معنادار و مهم است. البته آنان مثل هر شهروندی حق ابراز نظر ولو بی‌ربط را دارند. ولی از طرف حکومت حرف زدن امر دیگری است.

در کنار اینها تعداد زیادی موضوع وجود دارد که با زندگی روزمره مردم در ارتباط است ولی نه اظهار می‌شود و نه به تناسب مورد بحث و گفت‌وگوی عمومی قرار می‌گیرند. اخبار بیکاری‌ها، از دست دادن کسب و کار و درآمد، تورم و قیمت‌ها، مسائل اجتماعی، رشد اقتصادی، خسارات دیگری که در راه است و… همه اینها می‌تواند درک جامعه و مردم را از آنچه می‌گذرد بهبود بخشد و به واقعیت نزدیک نماید.

برای نمونه یک نماینده ۵ روز پس از محاصره دریایی امریکایی‌ها در توییتر نوشت: «نفت ایران با قیمت تقریبا دو برابر قبل از جنگ در حال فروش است… اخذ عوارض از کشتی‌ها در تنگه هرمز برقرار است… کشور مشکل صادرات و واردات ندارد. ترسوها به سیل خروشان ملت بپیوندند و…». این خبر پس از محاصره امریکا خلاف واقع و گمراه‌کننده است. 

ایران باید بتواند نفت را استخراج و صادر کند تا خسارات بزرگ فنی برای چاه‌ها پیش نیاید و به منابع نفتی کشور خسارت وارد نشود. اکنون و با محاصره مزبور این مشکل کم‌کم به وجود خواهد آمد. مساله مهم‌تر حذف درآمدهای حاصل از این وضع است. همچنین واردات از همسایگان گران‌تر و با ریسک بالاتر خواهد بود. ایرادی ندارد که بگوییم همه اینها را باید تحمل کرد و جنگید، ولی چرا باید واقعیت را نگفت؟ 

آیا همین جعل خبر به معنای آن نیست که فقط با تحریف واقعیات است که می‌توانند دیگران را با اتهام ترسو بودن، دعوت به پیوستن به سیل خروشان ملت کنند؟ و الا معلوم نیست اگر واقعیت را بگویند آیا کسی اطراف آن‌ها خواهد ماند؟ گرچه واقعیت دیر یا زود آشکار خواهد شد ولی آن زمان برای جبران تبعات این جعلیات خیلی دیر خواهد بود.

یکی دیگر از کارهای تندروهای طرفدار جنگ بی‌پایان، ایفای نقش سخنگویی از طرف رهبری است. معلوم نیست، اینها چگونه چنین ارتباطی دارند که خبر را به نحوی می‌گویند که گویی در آنجا حاضر بوده‌اند. این نوع خبرسازی‌ها به جریان‌سازی می‌انجامد و در ذهن و روان تندروها رسوب می‌کند و تبعات خود را به کشور بار خواهد کرد.

دیگری می‌گوید: «وقتی مردم در خیابان از محتوای مذاکره اطلاعی ندارند، چطور با فریادهای خود روی آن تأثیر بگذارند؟! میز مذاکره اگر حمایت خیابان را می‌خواهد، باید با او صادقانه سخن بگوید و اجازه ندهد تا خیابان، اخبار مذاکره را از دشمن بشنود.» خوبه که طرفدار شفافیت شده‌اند، ولی مگر میز مذاکره بدون اجازه مقامات ذی‌صلاح چیده شده؟

به علاوه کافی است خیابان برای طرفداران هر خط مشی، متمایز شود تا وزن آنان معلوم گردد. به این هم نیاز نیست. ابتدا توافق کنند، سپس برای تایید نظر مردم به رفراندوم گذاشته شود هر چه مردم گفتند قبول است. آن دیگری برای نمایش خود همسایگان را با ادبیات ترامپی تهدید می‌کند در حالی که معلوم نیست چه کاره است؟ دیگری در روزنامه خود نوشته که تنگه را باید حداقل ۱۰ سال پیش می‌بستیم ولی غرب‌زده‌ها نگذاشتند. نویسنده یک لحظه هم فکر نمی‌کند، مگر کسی می‌خواست ببندد که غرب‌زده‌ها نگذاشتند؟

مگر این اقدام همچون این‌بار، جز در اختیار رهبری نظام بود؟ به علاوه ۵ سال پیش که همه خودی و یکدست شدید چرا تنگه را نبستید؟ متاسفانه جریان سیاسی طرفدار جنگ با هدف پایان یافتن زیست متعارف در ایران، آزاد است هر رفتار رسانه‌ای داشته باشد. در مقابل، دستان جریان طرفدار کوشش برای رسیدن به توافقی پایدار و به سود ایران به نسبت بسته است و جریان سوم ضد ایرانی نیز آزادانه از رسانه‌های فرامرزی کار خود را می‌کند.

نتیجه این وضعیت به زیان کشور است. آنان بدون اطلاع دقیق از میدان و وضع کشور در پی ادامه جنگ هستند و برای سیاستگذاران جریان‌سازی می‌کنند. قطعا چنین تصمیماتی موفق و به سود کشور نخواهد بود، ولی تندروها مسوولیت هر شکستی را متوجه مجریان سیاست‌های کلان خواهند نمود. بدتر اینکه اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند همدلی نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پیاز.

 

آیا این خبر مفید بود؟
کدخبر: ۵۶۲۲۸۳ //
ارسال نظر