قمار در اسلامآباد؛ دستِ پُر تهران یا عقبنشینی تاکتیکی واشینگتن؟
در حالی که جهان هنوز از شوکِ بهارِ خونین ۱۴۰۵ خارج نشده، هتلهای مجلل اسلامآباد میزبان مردانی هستند که سرنوشت «بمب ساعتی» خاورمیانه را در دست دارند.
این بار صحبت از برجام و کاغذپارهها نیست؛ صحبت از "بقای نظم قدیمی" یا "تولد یک قدرت جدید" است. مذاکرات اسلامآباد، یا کلید خروج از جهنم جنگ خواهد بود، یا آرامشی قبل از طوفانی بزرگتر
۱. بوی باروت زیر کولرهای هتل
مذاکرات در شرایطی آغاز میشود که سایه جنگندهها هنوز از آسمان منطقه نرفته است. صندلیهای لرزانِ میز مذاکره در اسلامآباد، روی زمینی چیده شده که هنوز داغ است. ایران پس از تغییرات بزرگ ساختاری در اسفند گذشته، حالا با چهرهای جدید و غیرقابلپیشبینی به میدان آمده؛ چهرهای که نشان داده برای تثبیت قدرت جدیدش، ترسی از "سرشاخ شدن بزرگ" ندارد.
۲. معامله روی خط قرمز؛ ترامپ چه میخواهد؟
واشینگتن در بنبستی گرفتار شده که خودش ساخته است. از یک سو فشار لابیهای جنگطلب و از سوی دیگر بشکههای نفتی که قیمتش کمر اقتصاد غرب را شکسته. آمریکاییها به اسلامآباد آمدهاند تا بفهمند لیدر جدید ایران، آیتالله مجتبی خامنهای، تا کجا پای "انتقام سخت" ایستاده است. آیا آنها حاضرند بهای سنگینِ عقبنشینی را بپردازند یا فقط به دنبال زمان خریدن برای بازسازی جبهه خود هستند؟
۳. اتاقهای تاریک؛ میانجیگری یا دلالی؟
پاکستان در این میانه فقط یک میزبان نیست؛ او نقش "پیکِ پیامهای محرمانه" چین و روسیه را بازی میکند. شایعات حاکی از آن است که در اتاقهای دربسته، بحث بر سر چیزی فراتر از آتشبس است: "تقسیم جدید مناطق نفوذ". تهران دیگر به "وعده" قانع نیست؛ آنها "تضمین عینی" میخواهند، آن هم در حالی که انگشتها همچنان روی ماشه است.
۴. صلح پایدار یا ویترین سیاسی؟
بزرگترین وحشت تحلیلگران این است که اسلامآباد صرفاً یک «تنفّس مصنوعی» به منطقهای باشد که به خون عادت کرده است. اگر این مذاکرات منجر به لغو واقعی تحریمها و خروج نیروهای بیگانه نشود، آتشبسِ فعلی فقط فرصتی است برای هر دو طرف تا خشابهایشان را برای راند نهایی پر کنند.
نتیجهگیری: انتخاب بین بد و بدتر
مذاکرات اسلامآباد یک نمایش دیپلماتیک نیست؛ یک «جراحی بدون بیهوشی» برای خاورمیانه است. موفقیت این نشست یعنی بازگشت آرامش به سفره مردم و بازار لرزان ارز؛ و شکست آن؟ یعنی بازگشت به روزهایی که آسمان ایران، قرمزتر از همیشه بود. حالا باید دید دیپلماتها جسارتِ تمام کردن این بازی را دارند یا نه.