نه بیماری، نه تصادف؛ دست انسان پشت مرگ دستهجمعی پرندگان ساحل انزلی
مرگ دستهجمعی پرندگان دریایی در ساحل انزلی نه حادثه است، نه تقدیر و نه بلای طبیعی؛ این یک فاجعه کاملاً انسانی است که زیر سایه بیبرنامگی، نبود نظارت و سکوت مسئولان هر روز تکرار میشود.
مرگ دستهجمعی پرندگان دریایی در ساحل بندر انزلی، زنگ خطری جدی برای محیطزیست کشور است؛ هشداری که اگر نادیده گرفته شود، میتواند به نابودی تدریجی یکی از مهمترین زیستبومهای دریای خزر منجر شود. لاشههای پرندگان باکلان که این روزها در سواحل انزلی دیده میشوند، تنها تصویر تلخی از طبیعت نیستند؛ بلکه سندی روشن از یک بحران انسانیاند.
بررسیها نشان میدهد این تلفات نه بر اثر بیماری، آلودگی ویروسی یا پدیدههای طبیعی، بلکه مستقیماً ناشی از فعالیتهای صیادی بدون برنامه و نبود هماهنگی میان نهادهای مسئول است. پرندگانی که برای تغذیه به ماهیها حمله میکنند، در تورهای صیادی گرفتار شده و بهسادگی خفه میشوند؛ اتفاقی که سالهاست در سواحل خزر رخ میدهد، اما امسال برای نخستینبار با چنین ابعاد گستردهای در انزلی دیده شده است.
سؤال اصلی اینجاست: چرا باید چنین فاجعهای تکرار شود؟ چرا با وجود تجربههای تلخ سالهای گذشته، هنوز هیچ سازوکار بازدارنده مؤثری برای کاهش این تلفات اجرا نشده است؟ چرا فعالیتهای صیادی در روزهای طوفانی، که بیشترین خطر را برای پرندگان جوان و کمتجربه دارد، بدون محدودیت و برنامهریزی ادامه پیدا میکند؟
واقعیت این است که قربانیان اصلی این بیتدبیری، پرندگانی هستند که نقشی کلیدی در تعادل اکوسیستم دریای خزر دارند. حذف تدریجی آنها نهتنها یک فاجعه زیستمحیطی، بلکه تهدیدی برای زنجیره غذایی و حتی آینده صید و معیشت صیادان خواهد بود؛ چرخهای معیوب که در نهایت همه را متضرر میکند.
اگرچه حفظ معیشت صیادان اهمیت بالایی دارد، اما این موضوع نباید به بهای نابودی حیاتوحش تمام شود. راهحل، تقابل صیاد و محیطزیست نیست؛ بلکه نیازمند تصمیمگیری مشترک، نظارت جدی، بازنگری در زمان و شیوه صید و مسئولیتپذیری واقعی دستگاههای مرتبط است.
مرگ پرندگان دریایی در انزلی یک «اتفاق» نیست؛ یک هشدار است. هشداری که اگر امروز شنیده نشود، فردا شاید دیگر پرندهای نماند که صدای آن به گوش برسد.