از ازدواج اجباری در ۱۳ سالگی تا جنایت در حمام؛ سرنوشت عجیب عروس نوجوان
زن نوجوانی که همسرش را با ضربههای چاقو به قتل رسانده بود، گفت که عاشق پسر دیگری بوده و شوهرش او را کتک میزده است.
مرداد سال ۱۴۰۲ با گزارش قتل مردی در خانهاش واقع در جنوب تهران، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی راهی محل شدند. ماموران پس از حضور در خانه با جسد خونین شهابالدین، ۲۸ ساله، در حمام روبهرو شدند.
پدر مقتول که موضوع را به پلیس اطلاع داده بود، در تحقیقات گفت: عروسم با من تماس گرفت و گفت جسد شهابالدین را در حمام پیدا کرده است. خودم را به خانه رساندم و با پلیس تماس گرفتم.
تناقض گویی عروس جوان و دستگیری او
در ادامه، همسر مقتول به نام شیرین مورد تحقیق قرار گرفت. او ابتدا مدعی شد هنگام بازگشت از خرید با جسد شوهرش مواجه شده و از عامل یا عاملان قتل اطلاعی ندارد. این در حالی بود که ماموران در بررسیهای خود به تناقضهایی در اظهارات او رسیدند.
تحقیقات ادامه یافت تا اینکه شیرین لب به اعتراف گشود و قتل شوهرش را پذیرفت. او دلیل این جنایت را رفتارهای خشن و بدرفتاریهای مقتول عنوان کرد.
با توجه به اینکه شیرین هنگام وقوع حادثه کمتر از ۱۸ سال داشت، پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران، ویژه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان ارسال شد و متهم به کانون اصلاح و تربیت انتقال یافت. در جلسه دادگاه، اولیایدم برای عروس خود درخواست قصاص کردند.
عاشق پسر دیگری بودم/ مرا کتک میزد
سپس شیرین در جایگاه قرار گرفت و درباره زندگی مشترکش با مقتول گفت: ۱۳ ساله بودم که در افغانستان عاشق پسری شدم و قصد ازدواج با او را داشتم، اما خانوادهام مخالفت کردند. پدرم از شهابالدین (مقتول افغانستانی) شیربها گرفته بود و توان بازگرداندن آن را نداشت، به همین دلیل مجبور شدم با او ازدواج کنم. پس از آن هم همراه شوهرم و خانوادهاش به ایران آمدیم.
وی ادامه داد: در طول زندگی مشترک اجازه ندادم به من نزدیک شود. هر بار اختلاف پیدا میکردیم، مرا کتک میزد. چند بار به خانه خواهر و برادرم رفتم، اما آنها هم مرا مجبور به بازگشت کردند. از این شرایط خسته شده بودم.
آخرین بار که با هم درگیر شدیم، با چاقو به او ضربه زدم، جسدش را به حمام بردم، آثار خون را پاک کردم و با خانوادهاش تماس گرفتم.
ردپای پسر غریبه در قتل
اما اظهارات شیرین با پرسشهای رئیس دادگاه وارد مرحله تازهای شد.
قاضی با اشاره به جثه متهم گفت: با توجه به شرایط جسمی تو بعید است بهتنهایی توانسته باشی شوهرت را که جثه قویتری داشته به قتل برسانی و جسدش را جابهجا کنی. اگر حقیقت را بگویی، به تو کمک میکنم.
پس از صحبتهای رئیس دادگاه و مشاور کانون اصلاح و تربیت، شیرین این بار مدعی شد فرد دیگری نیز در قتل حضور داشته است.
وی گفت: با پسری ایرانی به نام آرش در پارک آشنا شده بودم. از او خواستم در مقابل گرفتن طلاهایم کمک کند تا شوهرم را بکشم. روز حادثه از شهابالدین خواستم با هم مشروب بخوریم. بعد از خوردن مشروب حالش بد شد و روی تخت افتاد. با آرش تماس گرفتم و او به خانه آمد. آرش دست و پای شوهرم را گرفت و من با چاقوی آشپزخانه به او ضربه زدم.
رئیس دادگاه با اشاره به گزارش پزشکی قانونی درباره وجود ۱۳ ضربه چاقو روی بدن مقتول، از او پرسید چرا تعداد ضربهها با گفتههایش مطابقت ندارد.
شیرین پاسخ داد: ضربه اول را که زدم، تیغه چاقو خراب شد و بقیه ضربهها را با چاقوی دیگری زدم. بعد هم آرش چاقوها را برد. من ۳ ضربه را به یاد دارم.
متهم در پاسخ به سؤال قاضی درباره رابطهاش با آرش نیز گفت: قصد ازدواج با او را نداشتم و علاقهای هم به او نداشتم. قرار بود در مقابل کمکش طلاهایم را به او بدهم. او فقط کمک کرد جسد را به حمام ببریم.
شیرین در پایان درباره انگیزه قتل گفت: شهابالدین همیشه به من شک داشت، تلفن همراه و رفت و آمدهایم را کنترل میکرد و فکر میکرد در ایران هم با کسی رابطه دارم. از تحقیر و کتکهایی که میخوردم، خسته شده بودم و به همین دلیل او را کشتم.
صدور حکم و درخواست قاتل از دادگاه
پس از پایان دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات دادگاه دستور تحقیقات درباره آرش را صادر کردند، اما متهم اطلاعاتی که منجر به دستگیری آرش شود، ارائه نکرد. در پایان، قضات با توجه به اینکه متهم در زمان قتل زیر سن قانونی بود و ماهیت جرم را درک نکرده بود، او را به حبس و پرداخت دیه محکوم کردند.
با گذشت ۳ سال از این جنایت، شیرین با ارسال نامهای به دادگاه درخواست اعسار از پرداخت دیه را مطرح کرد. به این ترتیب جلسه رسیدگی به این درخواست برگزار شد و شاهدان اعلام کردند خانواده شیرین توان پرداخت دیه را به صورت یکجا ندارند.
شیرین هم عنوان کرد خانوادهام با کار در خانه دیگران هزینه زندگیشان را تامین میکنند و توان پرداخت دیه را ندارند. خیرین اعلام کردهاند، در صورت پذیرش اعسار، حاضر به پرداخت پیشقسط هستند. خودم هم اگر آزاد شوم با کارگری میتوانم اقساط دیه را پرداخت کنم. پس از رسیدگی به این درخواست، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند .