نبضِ تندِ ثروت در تلاطم سیاست؛ چرا دلار و طلا از تبِ تنشهای منطقهای نمیافتند؟
چرا مداخلات بانک مرکزی دیگر اثرگذار نیست؟ گزارشی تکاندهنده از دستهای پشتپردهای که از نوسانات ارز در زمان بحران، ثروتهای افسانهای به جیب میزنند.
دلار در اقتصاد ایران مدتهاست که از نقش یک ارز خارجی خارج شده و به یک «متغیر روانی-امنیتی» تبدیل شده است. هر زمان که تنشهای بینالمللی افزایش مییابد، تقاضای احتیاطی برای خرید ارز بالا میرود. در روزهای اخیر، با رد پیشنهادهای ایران توسط واشینگتن، این انتظار در بازار شکل گرفته که فشار حداکثری و محدودیتهای پولی تشدید خواهد شد. این بار برخلاف دورههای قبل، بازار نه بر اساس دادههای اقتصادی، بلکه بر اساس «پیشبینی ریسک جنگ» قیمتگذاری میکند که همین امر کنترل آن را برای بانک مرکزی دشوارتر از همیشه کرده است.
بازار طلا و سکه نیز به عنوان سنتیترین مأمن سرمایهگذاران ایرانی، در خط مقدم نوسانات قرار دارد. افزایش قیمت جهانی انس طلا از یک سو و جهش نرخ ارز داخلی از سوی دیگر، اهرم دوگانهای را ایجاد کرده که قیمت سکه را به ارقام بیسابقهای رسانده است. در شرایطی که بیاعتمادی به ثبات اقتصادی افزایش مییابد، هجوم نقدینگی به سمت طلای آبشده و سکه، نه برای سودجویی، بلکه به عنوان یک استراتژی «دفاعی» برای حفظ قدرت خرید انجام میشود؛ رفتاری که خود به شعلهورتر شدن حباب قیمتها دامن میزند.
تأثیر این نوسانات بر معیشت، سریعتر و عمیقتر از هر زمان دیگری حس میشود. چسبندگی قیمت کالاها به نرخ دلار باعث شده است که حتی پیش از آنکه محمولههای جدید وارد بازار شوند، برچسب قیمت کالاهای اساسی تغییر کند. این «تورم انتظاری» باعث کوچکتر شدن سبد غذایی طبقه متوسط و ضعیف شده و نااطمینانی از آینده، قدرت برنامهریزی مالی را از خانوادهها سلب کرده است. بحران کنونی تنها در قیمتها خلاصه نمیشود، بلکه در ناپدید شدن تدریجی برخی کالاهای وارداتی و رکود در بازار مسکن و خودرو نیز خودنمایی میکند.
در نهایت، عبور از این طوفان اقتصادی نیازمند یک «دیپلماسی اقتصادی» هوشمندانه در کنار ثبات سیاسی است. اقتصاد ایران بیش از آنکه به تزریق ارز نیاز داشته باشد، به «اطمینان» نیاز دارد. تا زمانی که معاملهگران و مردم عادی، اخبار جنگ و تحریم را جدیتر از بیانیههای اقتصادی دولت میدانند، نوسانات بازار طلا و ارز به عنوان اصلیترین چالش حکمرانی باقی خواهد ماند. ثبات در بازار، تابعی از آرامش در میدان و دیپلماسی است؛ دو عنصری که این روزها کمیابترین کالاهای منطقه محسوب میشوند.