//
کد خبر: 576547

سرگرمی| بهلول

آموزنده ترین داستانی که تا حالا شنیدید!

فرتاک نیوز: نام او وهیب بن عمرو بود. بُهلول ('بهلول دانا، بهلول مجنون کوفی یا ابو وهیب بن عمرو صیرفی کوفی، ) یکی از عقلای مجانین سدهٔ دوم هجری و معاصر هارون‌الرشید بود. وی در کوفه رشد و نمو یافت و مردم محل او را با نام فارسی بهلول دانا می‌نامیدند.

هارون و خلفای دیگر از او موعظه می‌طلبیدند. بهلول شیعه و احتمالاً در سال ۱۸۸ق/ ۸۰۴م بود که هارون‌الرشید را ملاقات کرد. بهلول را از شاگردان امام کاظم دانسته‌اند. زمانی که از سوی هارون‌الرشید در معرض خطر قرار گرفت خود را به دیوانگی زد ولی در مواقع لزوم به مردم پند و اندرز می‌داد. 

شکار رفتن بهلول و‌ هارون الرشید

روزی خلیفه‌ هارون الرشید و جمعی از درباریان به شکار رفته بودند. بهلول با آنها بود. در شکارگاه آهویی نمودار شد. خلیفه تیری به سوی آهو انداخت ولی به هدف نخورد.

بهلول گفت: احسنت!

خلیفه غضبناک شد و گفت: مرا مسخره می‌کنی؟

بهلول جواب داد: احسنت من برای آهو بود که خوب فرار نمود.

 

****حکایت های بهلول****

 

ارزش سلطنت از دید بهلول

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد

خلیفه گفت:

مرا پندی بده

بهلول پرسید:

اگر در بیابانی بی‌آب ، تشنگی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی

در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟

هارون الرشید گفت:

صد دینار طلا

بهلول پرسید:

اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟

هارون الرشید گفت:

نصف پادشاهی‌ام را

بهلول گفت:

حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی

چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟

هارون الرشید گفت:

نیم دیگر سلطنتم را

بهلول گفت:

پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است

تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی