//
یک زن و مردی با یک بار گندم که بار خرشان بود و زن سوار الاغ بود و مرد پیاده، داشتند رو به آسیاب میرفتند. سر راه…
حکایت زن بسیار زیبا و قاضی هوسباز
قصه زیبای آقای هندوانه رو حتما برای دلبندت بخون و سرگرمش کن!
تصمیم یک مدیر برای ایجاد فضایی صمیمی و باز در کارخانه، بستری شد برای شنیدن ایدهای که سالها در سکوت باقی مانده بود…