//
کد خبر: 571433

چرا این روزها همه فکر می‌کنند به ADHD مبتلا هستند؟

چرا این روز‌ها بسیاری از افراد تصور می‌کنند به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی مبتلا هستند و مرز میان حواس‌پرتی طبیعی و یک اختلال واقعی کجاست؟

 این روز‌ها واژه‌ای به نام‌ای‌دی اچ‌دی (اختلال نقص توجه/ بیش‌فعالی) بیش از هر زمان دیگری شنیده می‌شود. جملاتی از قبیل «من اصلاً نمی‌توانم تمرکز کنم، حتماً‌ای‌دی اچ‌دی دارم!» یا «چقدر حواس‌پرت هستم، احتمالا اختلال بیش‎فعالی دارم»، به بخشی از ادبیات روزمره تبدیل شده است. به عنوان یک روان‎شناس، باید پرسشی اساسی را مطرح کنم: آیا واقعاً جامعه در بحبوحه یک اپیدمی بزرگ از‌ای‌دی اچ‌دی است، یا ما در حال «خودتشخیصی» بر اساس ویژگی‌های عمومی انسانی هستیم؟ در مطلب امروز به این موضوع پرداختیم و آن را بررسی کردیم:

​​​​​​​مرز میان «ویژگی» و «اختلال» کجاست؟

درباره این مسئله، اولین نکته‌ای که باید به آن توجه شود، تفاوت میان ویژگی‌های شخصیتی و اختلال بالینی است. همه انسان‌ها در مقاطعی از زندگی، حواس‌پرت می‌شوند، در انجام کار‌های تکراری بی‌حوصله می‌شوند یا وقتی تحت فشار هستند، توانایی تمرکز خود را از دست می‌دهند. اینها بخشی از طیف وسیع رفتار انسانی و واکنش‌های طبیعی مغز به استرس، خستگی یا محرک‌های محیطی هستند. اما در روان‌شناسی، ما زمانی از واژه «اختلال» استفاده می‌کنیم که این ویژگی‌ها از یک خط قرمز عبور کنند. این خط قرمز سه ویژگی اصلی دارد:

تداوم| این رفتار‌ها گذرا نیستند و از کودکی یا سال‌های پیش تاکنون ادامه داشته‌اند.

شدت| شدت این بی‌توجهی یا بیش‌فعالی به قدری است که فرد را از عملکرد عادی بازمی‌دارد.

اختلال در عملکرد| این مهم‌ترین معیار است. آیا این ویژگی باعث شده روابط عاطفی فرد ازهم بپاشد؟ آیا در شغل یا تحصیل او نقص جدی ایجاد شده است؟ آیا در مدیریت امور روزمره و ساده زندگی، شکست می‌خورد؟

اگر پاسخ به اینها «بله» نباشد، احتمالاً ما نه با یک اختلال، بلکه با یک «وضعیت گذرا» یا «ویژگی شخصیتی» روبه رو هستیم.

چرا عده زیادی فکر می‌کنند‌ای‌دی اچ‌دی دارند؟

عوامل مختلفی وجود دارد که باعث رواج یک فکر در بین افراد یک جامعه می‌شوند. چند عامل مهم‌تر را که باعث شده این پدیده رواج یابد، باهم مرور می‌کنیم:

۱ دنیای پر از محرک

ما در عصر «اقتصاد توجه» زندگی می‌کنیم. طراحی اپلیکیشن‌ها، نوتیفیکیشن‌های مداوم، ویدئو‌های کوتاه و سرعت بالای اطلاعات، مغز ما را به سمت پاداش‌های سریع سوق می‌دهند. این محیط، دقیقاً همان چیزی را بازتولید می‌کند که در افراد‌ای‌دی اچ‌دی دیده می‌شود: «ناتوانی در تمرکز طولانی‌مدت». در واقع، محیط مدرن دارد مغز ما را مشابه یک فرد‌ای‌دی اچ‌دی می‌کند، بدون این که لزوماً ساختار عصبی ما تغییر کرده باشد.

۲ اثر تکرار در رسانه‌های اجتماعی

محتوای کوتاه در تیک‌تاک و اینستاگرام، علایم‌ای‌دی اچ‌دی را به صورت فهرست‌های ساده ارائه می‌دهند مثلاً: «اگر میزتان شلخته است، پس‌ای‌دی اچ‌دی دارید!». این ساده‌سازی‌های خطرناک، باعث می‌شود افراد علایم عمومی را با تشخیص‌های سنگین پزشکی اشتباه بگیرند.

۳افزایش آگاهی بخشی مثبت

نباید از این موضوع غافل شد که بخشی از این پدیده، نشانه خوبی است؛ یعنی آگاهی جامعه از سلامت روان بالا رفته است و دیگر برخورد با این اختلالات، انگاره‌ای منفی و پنهان نیست. اما نکته مهم این است که خودتشخیصی بر اساس مطالبی که در اینترنت می‌خوانید، می‌تواند دو نتیجه داشته باشد: یا باعث اضطراب بی‌مورد در شما می‌شود، یا بدتر از آن، باعث می‌شود ریشه واقعی مشکل خود را نادیده بگیرید. شاید بی‌تمرکزی شما ناشی از اضطراب باشد، شاید افسردگی پنهان، شاید کم‌خوابی مزمن و.

اگر احساس می‌کنید رفتار‌های شما فراتر از یک «روز بد» یا «یک عادت ساده» است و این وضعیت در زندگی شما چرخ‌دنده‌ها را متوقف کرده، راهکار اول، مراجعه به روان‎شناس است، نه جست‎وجو در گوگل. تشخیص دقیق، اولین قدم برای رسیدن به آرامش و مدیریت درست زندگی است.