سرطانِ بیدارو در کردستان؛ بیماران سرگردانند
کمبود و گرانی داروهای بیماران سرطانی در سنندج، بیماران را میان داروخانهها و بازار سیاه سرگردان کرده است.
در داروخانه بیمارستان توحید سنندج، مرد میانسالی نسخهای مچالهشده را بارها در دستش جابهجا میکند. چهرهاش خستهتر از آن است که بتواند نگرانیاش را پنهان کند. میگوید؛ سه روز است برای پیدا کردن داروی همسرش، داروخانههای شهر را زیر پا گذاشته اما هنوز دست خالی است. صدایش آرام اما پر از استیصال است؛ «بیمار سرطانی وقت ندارد، اما ما باید هر روز از این داروخانه به آن داروخانه بدویم.»
این فقط روایت یک خانواده نیست؛ روایتی تکراری از درد مشترک دهها بیمار سرطانی در کردستان است. بیمارانی که این روزها نهفقط با بیماری، بلکه با بحران نایاب شدن دارو، قیمتهای سرسامآور و بازار سیاهی مواجهاند که آرامآرام جای نظام رسمی تأمین دارو را گرفته است.
در مقابل برخی داروخانههای سنندج، بیماران و همراهانشان نسخه به دست ایستادهاند؛ نسخههایی که بیشتر از آنکه امید درمان باشند، به برگههای سرگردانی تبدیل شدهاند. بسیاری میگویند داروها یا «نیست» یا اگر پیدا شود، قیمت آن گزاف است.
یکی از بیماران مبتلا به سرطان که حاضر نبود نامش منتشر شود، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم میگوید: بعضی داروها را در هیچ داروخانهای پیدا نمیکنیم اما چند ساعت بعد، شماره دلالها به دستمان میرسد. همان دارویی که داروخانه میگوید ندارد، در بازار آزاد پیدا میشود؛ البته با قیمت چند برابری.
او با گلایه ادامه میدهد: برای هر دارو باید پول اضافی به واسطه بدهیم. انگار عدهای از درد بیماران کسب درآمد راه انداختهاند و هیچ نظارتی هم وجود ندارد.
روایت بیماران از بازار دارو در سنندج، تصویری نگرانکننده از شکلگیری یک شبکه غیررسمی توزیع دارو ارائه میدهد؛ شبکهای که در آن بیماران ناچارند میان ترس از عقب افتادن درمان و پرداخت هزینههای سنگین، یکی را انتخاب کنند.
در این میان، گرانی دارو زخم دیگری بر پیکر خانوادههاست. بسیاری از بیماران میگویند هزینه داروها حتی با وجود بیمه، کمرشکن شده و برخی خانوادهها برای ادامه درمان مجبور به فروش دارایی یا قرض گرفتن شدهاند.
یکی از همراهان بیمار در مقابل داروخانهای در سنندج میگوید: وقتی دارو پیدا نمیشود، بیمار از درد و اضطراب نابود میشود. وقتی هم پیدا میشود، قیمتش آنقدر بالاست که آدم نمیداند باید هزینه درمان بدهد یا خرج زندگی.
آنچه نگرانی بیماران را بیشتر کرده، فاصله آشکار میان واقعیت بازار دارو و مواضع رسمی برخی مسئولان است. در حالی که خانوادهها ساعتها و روزها در جستوجوی دارو سرگردانند، برخی مسئولان حوزه سلامت در کردستان همچنان از نبود کمبود جدی سخن میگویند!؛ ادعایی که بیماران آن را «بیتوجهی به واقعیت» میدانند.
این تناقض، پرسشهای جدی ایجاد کرده است؛ اگر کمبودی وجود ندارد، چرا بیماران باید برای تهیه یک آمپول یا داروی حیاتی، روزها در سطح شهر بگردند؟ اگر توزیع دارو کنترل میشود، چگونه همان داروها سر از بازار آزاد و دست دلالان درمیآورد؟
واقعیت این است که بحران داروی بیماران خاص و سرطانی در کردستان دیگر یک گلایه پراکنده نیست؛ این یک هشدار جدی درباره ضعف نظارت، اختلال در توزیع و رهاشدگی بیماران در یکی از حساسترین حوزههای درمان است.
دانشگاه علوم پزشکی کردستان و دستگاههای نظارتی نمیتوانند صرفاً با آمار و مصاحبه، صورت مسئله را پاک کنند. مردمی که هر روز مقابل داروخانهها سرگردانند، بهتر از هر گزارش اداری میدانند در بازار دارو چه میگذرد. بحران وقتی خطرناکتر میشود که بیمار، ناامید از سیستم رسمی، به بازار سیاه پناه ببرد؛ بازاری که سلامت مردم در آن قربانی سودجویی میشود.
امروز مطالبه بیماران سرطانی در کردستان فقط تأمین دارو نیست؛ مطالبه آنان صداقت، شفافیت و برخورد جدی با شبکه دلالی دارو است. مسئولان باید پاسخ دهند چرا بیماری که باید انرژیاش صرف مبارزه با سرطان شود، ناچار است در خیابانهای سنندج دنبال داروی حیاتی بگردد؟
اگر نظارت مؤثر وجود دارد، پس این بازار سیاه چگونه شکل گرفته است؟ اگر کمبودی نیست، پس این گرفتاری، صفهای طولانی و نسخههای بیپاسخ چیست؟
سکوت و انکار، درمان این بحران نیست. بیماران سرطانی کردستان بیش از هر چیز نیازمند اقدام فوری، مدیریت شفاف و پایان دادن به آشفتگی بازار دارو هستند؛ پیش از آنکه هزینه این بیتدبیری، با جان انسانها پرداخت شود.
خبرنگار تسنیم در گزارشات بعدی نیز وضعیت داروی بیماران سرطانی را مورد بررسی قرار خواهد داد.