افزایش افسارگسیخته قیمتها ماه رمضان و شب عید را به کام مردم تلخ کرد
در حالی که ویترینهای بازار میوه مملو از کالا است، افزایش افسارگسیخته قیمتها دسترسی بخش بزرگی از خانوادهها به میوه شب عید و سفره افطار را به چالشی جدی تبدیل کرده است.
با نزدیک شدن همزمان ایام نوروز و ماه مبارک رمضان، بازار میوه بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه و نگرانی خانوارها قرار گرفته است. میوه که هم در سنتهای نوروزی و هم در سبد مصرفی ماه رمضان جایگاه ثابتی دارد، امسال با قیمتهایی در ویترین مغازهها دیده میشود که فاصله معناداری با توان خرید بخش بزرگی از جامعه ایجاد کرده است؛ فاصلهای که حتی وفور عرضه نیز نتوانسته آن را پُر کند.
بازار پُر، جیب خالی
مشاهدات میدانی از سطح شهر و بازارهای میوه و ترهبار نشان میدهد که از نظر تأمین، کمبود محسوسی وجود ندارد. دکهها و مغازهها مملو از انواع میوههای داخلی و وارداتی هستند و شبکه توزیع نیز فعال است. با این حال، قیمتها بهگونهای افزایش یافته که برای بسیاری از خانوارها، تماشای این وفور بیش از خرید آن سهم روزمره شده است. این وضعیت بهروشنی نشان میدهد که چالش اصلی بازار میوه نه کمبود کالا، بلکه گرانی و کاهش قدرت خرید مردم است.
نوروز و رمضان؛ فشار مضاعف بر تقاضای خانوار
نزدیکی نوروز و ماه رمضان بهطور سنتی تقاضا برای میوه را افزایش میدهد، اما امسال این افزایش تقاضا با واقعیتی متفاوت مواجه شده است. بسیاری از خانوارها ناچار شدهاند تعداد اقلام خرید خود را کاهش دهند، به میوههای ارزانتر بسنده کنند یا خرید را به حداقلهای ضروری و مناسبتهای خاص موکول کنند. این تغییر الگوی مصرف، نشانهای از عمیقتر شدن شکاف میان قیمتها و درآمد خانوارهاست؛ شکافی که نگرانیها را درباره تأمین مایحتاج شب عید و سفرههای افطار تشدید کرده است.
وعده وفور، واقعیت گرانی
مسئولان بارها از وفور میوه و آمادگی بازار برای پاسخگویی به نیاز شب عید سخن گفتهاند، اما تجربه مصرفکنندگان روایت دیگری دارد. زمانی که قیمت هر کیلو میوه از آستانه تحمل بودجه خانوار عبور میکند، وفور عملاً کارکرد خود را از دست میدهد و به یک مفهوم آماری بدل میشود. در چنین شرایطی، وفور عرضه نهتنها آرامشبخش نیست، بلکه با برجستهکردن فاصله طبقاتی در مصرف، بر نارضایتی اجتماعی میافزاید.
نگرانی اجتماعی در سایه گرانی
گرانی میوه در آستانه این دو مناسبت مهم، فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه به دغدغهای اجتماعی تبدیل شده است. برای بسیاری از خانوادهها، ناتوانی در تهیه میوه برای شب عید یا سفره افطار، فراتر از یک کمبود مادی، احساسی از حذفشدن از آیینها و سنتهای جمعی را بههمراه دارد. این نگرانی در گفتوگوهای روزمره مردم و فضای بازار بهوضوح قابل مشاهده است.
در مجموع، آنچه امروز در بازار میوه دیده میشود، تصویری روشن از یک تناقض است؛ بازاری پُر از کالا، اما خالی از دسترس برای بخش بزرگی از مصرفکنندگان. تا زمانی که سیاستگذاریها بهجای تمرکز صرف بر تأمین، به مهار قیمتها و ترمیم قدرت خرید نپردازد، وفور میوه نیز نمیتواند خیال مردم را در آستانه نوروز و رمضان آسوده کند.
در همین رابطه، مهدی نبیزاده، کارشناس اقتصادی و فعال بخش خصوصی، با انتقاد از تداوم گرانی میوه در بازار و تشدید آن در آستانه نوروز و ماه رمضان، ریشههای این وضعیت را فراتر از عوامل مقطعی دانست و به اقتصاد ۲۴ گفت: آنچه امروز در بازار میوه مشاهده میکنیم، نتیجه یک اختلال مزمن در زنجیره تولید تا توزیع است، نه صرفاً افزایش تقاضای فصلی. سالهاست که درباره اصلاح الگوی کشت، ساماندهی نظام توزیع و کاهش نقش واسطههای غیرمولد صحبت میشود، اما در عمل تغییر محسوسی رخ نداده است و هزینه این تعلل مستقیماً به مردم منتقل میشود.
وی با اشاره به اینکه وفور ظاهری میوه لزوماً به معنای دسترسی واقعی مردم نیست، افزود: زمانی که قیمتها چندین برابر رشد درآمد خانوار افزایش پیدا میکند، وفور کالا عملاً به یک آمار بیاثر تبدیل میشود. این تناقض که بازار پر باشد، اما سفره مردم خالیتر شود، نشاندهنده شکست سیاستهای تنظیم بازار است، نه موفقیت آن که هر روز تاکید می شود.
نبیزاده، گرانی میوه در این مقطع زمانی را عاملی برای تشدید فشار روانی بر جامعه دانست و تصریح کرد: نوروز و ماه رمضان فقط مناسبتهای تقویمی نیستند؛ این ایام با سنتها، آیینها و هویت فرهنگی مردم گره خوردهاند. وقتی یک خانواده نگران تأمین میوه شب عید یا سفره افطار است، این نگرانی صرفاً اقتصادی نیست، بلکه به احساس حذفشدگی اجتماعی و تضعیف سرمایه اجتماعی منجر میشود.
این کارشناس اقتصادی با انتقاد از سیاستهای مقطعی کنترل قیمتها گفت:دخالتهای دیرهنگام و دستوری، بدون اصلاح ساختارها، معمولاً نتیجه معکوس دارد. اگر هزینه تولید، حملونقل و نهادهها کنترل نشود و همزمان نظام توزیع شفاف نباشد، فشار قیمت در نهایت روی مصرفکننده تخلیه میشود. بخش خصوصی بارها هشدار داده که تنظیم بازار بدون مشارکت واقعی تولیدکننده و توزیعکننده، کارایی ندارد.
وی تأکید کرد: تا زمانی که سیاستگذاری اقتصادی بهجای نگاه بلندمدت و ساختاری، اسیر تصمیمهای کوتاهمدت و مناسبتی باشد، هر سال در آستانه نوروز یا ماه رمضان با همین سناریو مواجه خواهیم بود؛ بازار پر، قیمت بالا و مردمی که با نگرانی بیشتری به استقبال مناسبتها میروند.
انتقال مستقیم بار ناکارآمدی به دوش مصرفکننده
گرانی میوه در آستانه نوروز و ماه رمضان را نمیتوان صرفاً با شاخصهای عرضه و آمارهای رسمی توضیح داد. مسئله اصلی، شکافی است که میان وفور اعلامی و دسترسی واقعی مردم شکل گرفته؛ شکافی که هر سال عمیقتر میشود و اینبار، بیش از گذشته خود را در قالب یک دغدغه اجتماعی نشان میدهد.
تناقض آشکار بازار امروز - بازاری پر از کالا، اما خالی از قدرت خرید- نشان میدهد که سیاستگذاریها سالهاست در سطح تأمین متوقف ماندهاند و از مواجهه با ریشه اصلی بحران، یعنی ناترازی قیمتها با درآمد خانوار، طفره رفتهاند. تأکید مداوم بر «نبود کمبود» زمانی کارکرد دارد که مردم توان خرید داشته باشند؛ در غیر این صورت، وفور کالا بیشتر به یک گزاره تبلیغاتی شبیه است تا نشانهای از موفقیت تنظیم بازار.
اظهارات کارشناسان نیز مؤید همین واقعیت است: اختلال در زنجیره تولید تا توزیع، حضور پررنگ واسطههای غیرمولد، هزینههای فزاینده حملونقل و نبود شفافیت در نظام قیمتگذاری، سالهاست بدون اصلاح باقی ماندهاند و نتیجه آن، انتقال مستقیم بار ناکارآمدی به دوش مصرفکننده است. در چنین شرایطی، دخالتهای مقطعی و دستوری نهتنها درمان نیست، بلکه اغلب به تشدید بیاعتمادی و بیثباتی بازار منجر میشود.