//
کد خبر: 552598

روایت سرهنگ گروسی از پرونده تکان‌دهنده خواهرکشی و گروگان‌گیری

سرهنگ محمد گروسی، رئیس سابق اداره 11 و اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی تهران از جزئیات رسیدگی به چند پرونده سنگین جنایی پرده برداشت.

از پرونده آدم‌ربایی نوجوانی که با وجود پرداخت پول از سوی خانواده، به قتل رسید، تا جنایت خانوادگی هولناکی که در آن یک دانشجوی دکترای نخبه، خواهر خود را به قتل رساند و پس از مثله‌کردن جسد، بقایای آن را در حاشیه جاده ساوه رها کرد.

برخی پرونده‌های جنایی، فراتر از یک حادثه، به زخمی عمیق در افکار عمومی تبدیل می‌شوند؛ پرونده‌هایی که نه‌تنها ابعاد حقوقی و انتظامی، بلکه بار سنگین روانی و اجتماعی دارند و سال‌ها در حافظه جمعی جامعه باقی می‌مانند. آدم‌ربایی‌هایی که به قتل می‌انجامند، یا جنایت‌هایی که در بستر خانواده رخ می‌دهند، از جمله همین پرونده‌ها هستند.

در همین چارچوب، سرهنگ محمد گروسی، رئیس سابق اداره 11 و اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی تهران، درگفت‌وگوی اختصاصی خود با رکنا، به بازخوانی چند پرونده خاص و کم‌سابقه پرداخت؛ پرونده‌هایی که به گفته او، رسیدگی به آن‌ها از دشوارترین مأموریت‌های پلیس آگاهی بوده و بازتاب اجتماعی گسترده‌ای داشته است.

آدم‌ربایی‌ای که با وجود پرداخت پول، به قتل انجامید

یکی از معدود پرونده‌هایی که به‌شدت احساسات عمومی جامعه را جریحه‌دار کرد، مربوط به نوجوانی بود که ربوده شد و با وجود پرداخت پول از سوی خانواده‌اش، جان خود را از دست داد. اگر اشتباه نکنم، با حضور شما، پیکر این فرد پس از چند روز کشف شد. این پرونده در خاطرتان هست؟

سرهنگ محمد گروسی در پاسخ گفت:بله، این پرونده کاملاً در خاطرم هست و مربوط به دوره‌ای بود که بنده از اداره مبارزه با آدم‌ربایی به اداره عملیات ویژه منتقل شده بودم.

وی ادامه داد:همیشه یکی از الطاف الهی را این می‌دانم که در سال‌هایی که مسئولیت اداره ویژه مبارزه با آدم‌ربایی، فقدان و مفقودی افراد را بر عهده داشتم، حتی یک مورد آدم‌ربایی منجر به قتل نداشتیم. تمام افراد ربوده‌شده آزاد شدند و حتی یک ریال هم پول پرداخت نشد.

پرونده‌ای که پس از انتقال، سرانجامی تلخ داشت

رئیس اسبق اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی تهران افزود:این پرونده اما پس از انتقال بنده، به‌دلیل طولانی شدن روند رسیدگی، با تصمیم فرمانده وقت پلیس آگاهی تهران و فرمانده انتظامی تهران بزرگ به اداره عملیات ویژه ارجاع شد.

وی با لحنی تأمل‌برانگیز گفت:متأسفانه در این پرونده، آدم‌ربایان علاوه بر دریافت پول، فرد ربوده‌شده را نیز به قتل رساندند؛ اتفاقی که برای ما و افکار عمومی بسیار تلخ بود.

کشف جسد از داخل چاه در یافت‌آباد

یکی دیگر از پرونده‌هایی که به تیتر نخست بسیاری از رسانه‌ها تبدیل شد، قتل یک خواهر توسط برادرش بود؛ پرونده‌ای که  جسد مقتول از داخل یک چاه در حوالی یافت‌آباد کشف شد. لطفاً درباره این پرونده توضیح می‌دهید؟

سرهنگ محمد گروسی در پاسخ گفت:این پرونده مربوط به دختر و پسری به نام توماج و بهروز بود. در این پرونده، برادر، خواهر خود را به قتل رسانده بود.

وی در ادامه با تشریح جزئیات این پرونده گفت:برادر از دانشجویان دکترای نخبه یکی از دانشگاه‌های معتبر کشور بود و خواهر نیز در یکی از بیمارستان‌های خصوصی مشغول به کار بود.

از قتل تا مثله‌کردن و رهاسازی جسد

سرهنگ گروسی افزود:بر اساس اعترافات، پس از این مدت، برادر در جریان آنچه خودش شوخی یا بازی عنوان می‌کرد، خواهرش را به قتل می‌رساند. سپس جسد را تکه‌تکه، بسته‌بندی و چند روز در شهرهای مختلف کشور جابه‌جا می‌کند.

وی گفت:در نهایت، در شبی که به دو روز تعطیلی متصل بود، مقابل همان دانشگاه معتبر می‌نشیند، یک وانت را متوقف می‌کند، کارت دانشجویی نشان می‌دهد و مدعی می‌شود داخل چمدان مواد سمی وجود دارد که باید برای امحا منتقل شود.

57 روز سکوت یک نابغه

رئیس اسبق اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی تهران ادامه داد:پرونده از روز اول با دقت بررسی شد. افسر پرونده، سروان نفیسی ـ که بعدها به درجه سرهنگی رسیدند و اکنون وکیل دادگستری هستند ـ همان ابتدا به ارتباط غیراخلاقی و وقوع قتل پی برد.

وی افزود:با این حال، 57 روز طول کشید تا متهم به قتل اعتراف کند. چون مدرک کافی برای بازداشت دائم وجود نداشت، او را احضار می‌کردیم، بازجویی می‌شد و دوباره آزاد می‌شد.

سرهنگ گروسی در پایان تأکید کرد:این متهم نابغه بود و دقیقاً همان حرفی را که در روز اول بازجویی زده بود، در روز آخر هم تکرار می‌کرد. این پرونده نشان می‌دهد افسران پلیس آگاهی تا چه اندازه باید باهوش، صبور و حرفه‌ای باشند تا حتی پیچیده‌ترین ذهن‌ها را به حقیقت نزدیک کنند.

منبع: رکنا