//
کد خبر: 433347

لباس زنان در صدر اسلام

شبهاتی که پیرامون امر پوشش و قوانین حجاب در این یادداشت بررسی می شود.

یکی از شبهاتی که پیرامون امر پوشش و قوانین حجاب همیشه مطرح است؛ نابسمانی اوضاع لباس و پوشش عصر نزول قرآن در عربستان است. گاهی پیرامون این امر که اصلا در آن زمان اعراب از لباس مناسب بهره می ­بردند و یا برهنگی رایج بوده است نکاتی شنیده می­شود و گاهی می­شنویم که در اسلام به دلیل عدم امکانات نساجی و بافندگی در محیط عربستان امکان رعایت پوشش شرعی نبوده است و فقط زنان پیغمبر به منظور حفظ حریم پیامبر خاتم ملزم به حجاب شده­ اند. شبهه‌ی دیگری که می­شنویم این است که اصلا در احکام شریعت اسلام، حکم حجاب وجود نداشته است و یا این الزام برای همه نبوده است و پس از فتح ایران در زمان خلیفه­‌ی دوم پوشش زنان ایرانی توسط خلفا پسندیده و الزامی شده است.

باتوجه به شبهات بیان شده بد نیست نگاهی به وضع پوشش زنان در صدر اسلام و زمان نزول قرآن داشته باشیم. پژوهش جامعه­ شناسانه پیرامون پوشش زنان در فرهنگ عربستان قبل از نزول قرآن بسیار مختصر است. درحالی که با مطالعه­‌ی احادیث و روایات و منابع مکتوب و منقول از ادبا و شاعران(شاعری در آن دوره بسیار ارزشمند بوده است) همان دوران تنوع پوششی را به خواننده منتقل می­نماید. به صورت کلی میتوان از داده­‌های به دست آمده، دسته­­بندی لباس شهرت، لباس ستمگران و بزرگان، لباس عابدان و زاهدان، لباس ساده و ارزان طبقه­‌ی متوسط و لباس کهنه و وصله­‌دار بردگان را مشاهده نمود.

نام ­های متنوع  پوشش زنان در دوره­‌ی جاهلی، فراوانی لباس و پارچه و تنوع سبک پوشش را در کنار طبقه­ بندی پیچیده­‌ی اجتماعی که تعیین کننده­ ی پوشش زنان بوده است نشان می­دهد. زنان دوره­ ی جاهلی لباس های متنوعی برای پوشش از کرک و پوست و چرم داشتند اما بیشترین استفاده‌ی طبقه اشراف ابریشم بوده است. از خاص‌­ترین پوشش زنان به برنس می­توان اشاره داشت که ترکیب پرنیان نازک و حریر ستبر و از جنس ابریشم بوده است. عناوینی مثل بسک، قرقر، جرز، زنبر، جبه، ردا، ذیل و معصفر و... را با کاربردهای متنوعی می­توان در اثار مکتوب و منقول به جای­ مانده مشاهده کرد.

نکته‌­ی جالبی که در پوشش زنان عرب رایج بوده است، بلند بودن پشت ردای ایشان است که اثر پای زنان را پاک کند. از سوی دیگر به کار بردن زیاد پارچه در لباس ایشان موجب نمایش طبقه و سطح رفاه اجتماعی بیشتر ایشان محسوب می­شده است. از سوی دیگر علاوه بر پوشش بدن، زنان عرب بسیار رایج بوده است که در عموم و بازار از انواع برقع استفاده کنند که گاهی تا بالاتنه­‌ی ایشان را می­پوشانده است. البته دقیق نمی­توان مشخص نمود که ظاهر هر لباس دقیقا چگونه است ولی مثلا مجول لباسی بوده است که دختران نابالغ استفاده می­کرده­ اند و قنبع نیز مقنعه­‌ی این دختران بوده است.

طبق آنچه ذکر شد نه تنها جامعه‌ی عرب جاهلی مطابق آنچه فکر میکنیم از مصنوعات در حوزه­ی پارچه و لباس محروم نبوده است؛ بلکه دچار تفاخر ویژه و تجمل­گرایی در این حوزه نیز بوده‌­اند. اشراف عربستان وارد کننده و تجار قهار در حوزه منسوجات محسوب می­ شدند و از کشور­هایی مثل ایران و چین و یمن پوشاک وارد می­ نموده ­اند. پس نمی‌­توان عرب عصر نزول را برهنه و در حوزه­‌ی لباس فقیر دانست که با مواجه‌ی فرهنگی با ایران از حکم حجاب بهره­ مند شده باشد. هرچند نمی­ توان تاثیر تشکیل دولت اسلامی در ایران بر فرهنگ عربستان را نیز نادیده گرفت.