استقلال نوین؛ تاجرنیا ساختار را عوض کرد، انتقادها ماند
استقلال نوین برای ساماندهی فعالیتهای غیر باشگاه استقلال ثبت شده، اما همزمان انتصاب ساعده سیما در مدیریت فوتبال و فوتسال زنان، بحثهای تازهای درباره شیوه مدیریت علی تاجرنیا بهراه انداخته است. این تصمیم در حالی گرفته شده که استقلال در فصل گذشته با ایرادهای حقوقی درباره فعالیت رشتههای غیر روبهرو بود.
به گزارش فرتاک نیوز؛ باشگاه استقلال برای رفع ایرادهای حقوقی مربوط به فعالیت رشتههای غیر ، شرکتی با نام «استقلال نوین» ثبت کرده است. با این حال، در ساختار تازه نیز نامهایی دیده میشود که پیشتر درباره عملکردشان پرسشهایی مطرح شده بود؛ از جمله ساعده سیما که با تصمیم علی تاجرنیا از سخنگویی باشگاه به مدیریت سازمان فوتبال و فوتسال زنان رسیده است.
استقلال فصل گذشته با تصمیمی بحثبرانگیز، فعالیت در بیش از ۲۰ رشته ورزشی را آغاز کرد، بیآنکه از ابتدا سازوکار حقوقی لازم برای چنین توسعهای را فراهم کرده باشد. اساسنامه باشگاه، فعالیت رشتههای غیر از فوتبال را به رسمیت نمیشناخت و الزامات مربوط به تفکیک شرکت فوتبال از سایر فعالیتها نیز رعایت نشده بود. حتی فعالیت برخی تیمها در شهرستانها نیز با توجه به محدوده مجوز باشگاه، با ایراد قانونی مواجه شد.
اکنون تاجرنیا برای حل این وضعیت، «استقلال نوین» را ثبت کرده تا فعالیتهای غیر در قالبی مستقل ادامه پیدا کند. با این حال، پرسش اصلی همچنان باقی است که آیا قرار است فقط نام شرکت تغییر کند یا مدل مدیریت استقلال هم دگرگون شود.
این پرسش زمانی پررنگتر میشود که یکی از چهرههای خبرساز ماههای گذشته نهتنها از ساختار کنار گذاشته نشده، بلکه مسئولیتی مهمتر گرفته است. ساعده سیما در مقطعی به عنوان سخنگوی باشگاه استقلال معرفی شد؛ جایگاهی که باید ارتباط شفاف میان باشگاه، رسانهها و هواداران را برقرار میکرد.
اما عملکرد او در آن مسئولیت با انتقادهای جدی روبهرو شد و در مواردی، نحوه اطلاعرسانی و مواضع باشگاه به بخشی از حاشیههای استقلال تبدیل شد. با وجود این، پایان آن دوره به کنار رفتن او از مدیریت منجر نشد و برعکس، جایگاه تازهای برایش تعریف شد.
اکنون سیما مدیریت سازمان فوتبال و فوتسال زنان استقلال را بر عهده دارد؛ تصمیمی که این سؤال را ایجاد میکند که کدام بخش از کارنامه مدیریتی او، تاجرنیا را به این نتیجه رسانده است که شایسته چنین ارتقایی است. اگر عملکرد او در دوره سخنگویی موفق بوده، چرا بخش قابل توجهی از انتقادها متوجه همان دوره شد؟ و اگر آن عملکرد موفق نبوده، چرا باید نتیجه آن، مسئولیتی بزرگتر باشد؟
حضور سیما در استقلال از ابتدا با بحثها و گمانهزنیهایی درباره مناسبات مدیریتی و سیاسی همراه بوده است. اگر این انتصاب صرفاً بر پایه تخصص و کارنامه انجام شده، باشگاه باید درباره سوابق تخصصی و مدیریتی او برای اداره فوتبال و فوتسال زنان توضیح دهد. هواداران استقلال حق دارند بدانند معیار انتخاب مدیران در این باشگاه چیست؛ تخصص، تجربه، کارنامه یا اعتماد شخصی مدیر بالادستی.
قرار است در ساختار جدید، فوتبال و رشتههای غیر از هم جدا شوند و برای زنان و مردان نیز ساختار مدیریتی مستقل شکل بگیرد. حتی برای هر رشته ورزشی مدیر اختصاصی در نظر گرفته شده است. این تفکیک روی کاغذ میتواند اقدامی مثبت باشد، اما ساختار حرفهای فقط با چارت سازمانی ایجاد نمیشود.
اگر استقلال قرار است از اشتباهات فصل گذشته درس بگیرد، باید در انتخاب مدیران هم بازنگری کند. نمیشود از استانداردهای AFC، استقلال حقوقی، شفافیت مالی و مدیریت حرفهای سخن گفت، اما در حوزه منابع انسانی همان منطق گذشته را ادامه داد.
ماجرای لوگوی تیمهای غیر نیز نمونهای از همین بیدقتی ساختاری است؛ تیمهایی که فصل گذشته با لوگوی دو ستاره استقلال در مسابقات حاضر شدند، در حالی که این نشان اساساً متعلق به بخش فوتبال و آکادمی باشگاه است و برای تیمهای غیر باید از نشان متناسب استفاده میشد.
اکنون قرار است برای «استقلال نوین» لوگوی جداگانه طراحی شود، اما پرسش بزرگتر این است که آیا برای مدیریت این ساختار هم معیارهای تازهای تعریف میشود یا همان شیوه قبلی ادامه پیدا میکند.
استقلال برای عبور از مشکلات گذشته، فقط به ثبت یک شرکت جدید نیاز ندارد؛ این باشگاه باید تکلیف خود را با شیوه مدیریت و انتخاب مدیران روشن کند. اگر ساعده سیما به دلیل تخصص و کارنامه مدیریتی انتخاب شده، باشگاه باید این کارنامه را برای افکار عمومی توضیح دهد.
اگر انتخاب او به دلیل تجربه در حوزه فوتبال و فوتسال زنان بوده، سوابق مرتبطش باید روشن شود. و اگر دلیل دیگری برای این انتصاب وجود دارد، هواداران استقلال حق دارند آن را بدانند. آنچه نمیتوان پذیرفت، انتقال مدیری با کارنامهای پرحاشیه از جایگاه سخنگویی به مسئولیتی بالاتر، بدون ارائه توضیح روشن درباره عملکرد اوست.
استقلال نوین قرار است مشکل حقوقی باشگاه را حل کند، اما اگر همان تفکر مدیریتی و همان مناسبات در قالبی تازه ادامه پیدا کند، این شرکت جدید چیزی فراتر از تغییر نام نخواهد بود. استقلال امروز بیش از هر چیز به پاسخگویی نیاز دارد؛ پاسخ به این پرسش که مدیرانش بر چه اساسی انتخاب میشوند و چرا بعضیها پس از کارنامههای بحثبرانگیز، به جای پاسخگویی، ارتقا میگیرند.
اگر «استقلال نوین» قرار است آغاز دورهای تازه باشد، نخستین نشانه آن باید شفافیت در انتصابها باشد؛ وگرنه تغییر نام شرکت و طراحی لوگوی جدید، مدیریت قدیمی را به مدیریت نو تبدیل نمیکند.