//
کدخبر: ۵۹۳۵۴۵ //

سازوکار دیده‌شدن مستندهای کودک و نوجوان باید متحول شود

کارگردان و پژوهشگر سینما با تأکید بر ضرورت بازنگری در شیوه عرضه و دیده‌شدن مستندهای کودک و نوجوان گفت: برای ورود مستند به سبد رسانه‌ای این گروه سنی، تنها تغییر در شیوه فیلمسازی کافی نیست و باید ساختار عرضه و ارائه آثار نیز متناسب با نیاز مخاطب کودک و نوجوان تغییر کند.

سازوکار دیده‌شدن مستندهای کودک و نوجوان باید متحول شود
به گزارش فرتاک نیوز،

عطیه ایزدخواه سه‌شنبه‌شب در سومین نشست تخصصی بررسی مستندهای سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان که با موضوع بررسی سه مستند «روایت میناب»، «مشق جنگ» و «پنجره‌ها» در خانه جشنواره برگزار شد، با اشاره به تجربه ۱۳ ساله خود در حوزه آموزش و کار با نوجوانان اظهار کرد: اگرچه در زمینه مستند کودک و نوجوان فعالیت کمتری داشته‌ام، اما به واسطه تجربه آموزشی خود با فرآیند تولید و مواجهه نوجوانان با آثار مستند درگیر بوده‌ام.

وی با اشاره به افزایش تولید آثار مستند در پی تحولات و رویدادهای اجتماعی اخیر افزود: برای بررسی مسئله دیده‌شدن فیلم‌ها، چه آثاری که درباره کودک ساخته می‌شوند و چه فیلم‌هایی که برای کودک تولید می‌شوند، نباید مسئله را صرفاً از نقطه‌نظر فیلمساز بررسی کرد؛ بلکه ساختار سینما و سازوکار عرضه آثار نیز نیازمند تغییر و تحول است.

ایزدخواه ادامه داد: همان‌طور که در حوزه علم میان نظریه‌های بنیادین، راهبردی و کاربردی تفاوت قائل می‌شویم، در سینما نیز برای دیده‌شدن فیلم‌ها نمی‌توان همه چیز را از فیلمساز آغاز کرد و باید ساختارهای مرتبط با عرضه و ارائه اثر را نیز مورد توجه قرار داد.

سبد رسانه‌ای کودک و نوجوان نیازمند بازتعریف است

این پژوهشگر سینما با طرح این پرسش که مستند چگونه می‌تواند وارد سبد رسانه‌ای کودک و نوجوان شود، گفت: حتی اگر مخاطب بزرگسال را کنار بگذاریم، باید بررسی کنیم سبد رسانه‌ای کودک و نوجوان امروز چگونه شکل می‌گیرد و یکی از شاخص‌های مهم آن، نحوه عرضه و ارائه مستندها در جامعه است.

وی با تأکید بر نقش سیاستگذاری تصریح کرد: در سیاستگذاری کلان باید مشخص شود چگونه می‌توان شیوه ارائه و پخش مستند را برای کودک و نوجوان جذاب کرد؛ زیرا عرضه و پخش آثار نیز قواعد و الزامات خاص خود را دارد.

ایزدخواه با اشاره به تفاوت‌های دوره‌های مختلف کودکی و نوجوانی افزود: کودکی و نوجوانی یک بازه یکدست نیست و دوره‌های مختلف کودکی و نوجوانی، ویژگی‌های متفاوتی دارند؛ بنابراین سبد رسانه‌ای این گروه نیز نمی‌تواند یک سبد یکسان و ثابت باشد.

وی ادامه داد: اگر قرار است مستند وارد سبد رسانه‌ای کودک و نوجوان شود، قالب آن باید امکان همذات‌پنداری برای این مخاطب را فراهم کند تا کودک بتواند آنچه را می‌بیند، به نوعی حرف دل و تجربه زیسته خود تلقی کند.

زاویه دید کودک، بخشی از زبان مستند است

این کارگردان و پژوهشگر سینما، زاویه دید را یکی از عناصر تعیین‌کننده در تولید مستند برای کودک و نوجوان دانست و گفت: اینکه فیلمساز از چه زاویه‌ای به موضوع نگاه می‌کند، اهمیت زیادی دارد و این زاویه دید باید به گونه‌ای باشد که مخاطب کودک و نوجوان بتواند خود را در اثر پیدا کند.

ایزدخواه با اشاره به تجربه پژوهشی خود در زمینه سبد فرهنگی و اقتصادی کودکان تهران بیان کرد: در یکی از تجربه‌های پژوهشی و فیلمسازی خود تلاش کردم از زاویه دید کودک به موضوع نگاه کنم و حتی جایگاه دوربین را متناسب با قد و سطح نگاه کودک تغییر دادم؛ زیرا وقتی دوربین به سطح نگاه کودک نزدیک می‌شود، کودک می‌تواند احساس کند این همان چشم اوست که دارد اتفاقات را می‌بیند.

وی افزود: برای ساخت اثر درباره کودک و نوجوان، صرفاً انتخاب موضوع کودکانه کافی نیست و زبان، فرم و زاویه دید اثر نیز باید بتواند مخاطب کودک را در فرآیند دیدن مشارکت دهد.

مستند کودک به جسارت و خلاقیت نیاز دارد

ایزدخواه در ادامه با تأکید بر ضرورت خلاقیت در سینمای مستند کودک و نوجوان گفت: مستندسازی برای کودکان نیازمند جسارت در نگاه و عبور از چارچوب‌های تثبیت‌شده است و نباید قالب‌های مستند را آن‌قدر محدود و قطعی ببینیم که امکان تجربه‌های تازه از بین برود.

وی با اشاره به تنوع قالب‌های مستند اظهار کرد: مستند سینمایی، مستند داستانی، بازسازی و مستند مشاهده‌ای همگی می‌توانند در قلمرو سینمای مستند قرار بگیرند و این تنوع می‌تواند امکان بیشتری برای شکل‌گیری زبان‌های تازه در مستند کودک و نوجوان ایجاد کند.

این پژوهشگر سینما با اشاره به یکی از پرسش‌های همیشگی خود در فرآیند آموزشی گفت: در کلاس‌ها بارها از هنرجویان می‌پرسم کاری که انجام می‌دهید، برای چیست و پاسخ به این پرسش باید بخشی از فرآیند شکل‌گیری اثر باشد؛ زیرا مستند زمانی معنا پیدا می‌کند که در یک نظام رسانه‌ای، فرهنگی و اجتماعی، نیاز و مخاطب مشخصی داشته باشد.

وی افزود: مستندساز بیرون از جامعه خود قرار ندارد و هر مستندساز می‌تواند با زاویه‌ای متفاوت به یک موضوع نگاه کند؛ بنابراین حتی موضوعی مانند میناب را می‌توان از نگاه فردی در خارج از ایران، فردی در داخل کشور، فردی در تهران یا از منظر یک فرد بومی روایت کرد و همین تفاوت زاویه دید، امکان شکل‌گیری روایت‌های متفاوت را فراهم می‌کند.

ثبت لحظه، مقدمه‌ای برای مستندهای آینده ایزدخواه در بخش دیگری از سخنان خود، ثبت رویدادها در زمان وقوع را یکی از کارکردهای مهم مستند دانست و گفت: برخی اتفاقات باید همان لحظه ثبت شوند و این ثبت تاریخی می‌تواند به پله‌ای برای تولید مستندهای بعدی تبدیل شود.

وی ادامه داد: فیلمساز باید در زمان ثبت واقعه، قواعد فرم را مورد توجه قرار دهد، اما این الزام وجود ندارد که ایده ثبت‌شده برای همیشه در همان شکل باقی بماند؛ یک ایده را می‌توان در مراحل بعدی از نگاه مستندساز، شخصیت حاضر در روایت یا حتی مخاطبانی که با آن اتفاق مواجه شده‌اند، دوباره روایت کرد.

این کارگردان و پژوهشگر سینما افزود: حتی می‌توان واکنش آدم‌ها به یک فیلم یا یک اتفاق را به موضوع یک مستند تبدیل کرد؛ زیرا مستند صرفاً ثبت یک واقعه نیست و می‌تواند داده‌ای پژوهشی درباره فرهنگ، تاریخ، جامعه، انسان‌ها و تجربه زیسته آنها باشد.

ایزدخواه در پایان با تأکید بر اهمیت توجه به کودک و نوجوان گفت: کودکی و نوجوانی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا این دوره‌ها بخشی از مسیر شکل‌گیری بزرگسالی هستند و مستندسازی درباره این گروه سنی می‌تواند در ثبت و شناخت بخشی از فرهنگ و تاریخ جامعه نقش داشته باشد.

 

برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.
آیا این خبر مفید بود؟
کدخبر: ۵۹۳۵۴۵ //
ارسال نظر