شعر در عصر شبکههای اجتماعی؛ گفتوگو با یاسر یزدانی درباره نسبت هنر و ذائقه مخاطب
یاسر یزدانی معتقد است شبکههای اجتماعی فرصت بزرگی برای شاعران ایجاد کردهاند، اما هشدار میدهد که دیده شدن نباید جای ماندگاری را بگیرد و شعر نباید قربانی سرعت و الگوریتمها شود.
به گزارش فرتاک نیوز؛ در سالهای اخیر، شبکههای اجتماعی تنها شیوه انتشار شعر را تغییر ندادهاند، بلکه بر نحوه خواندن، انتخاب و حتی قضاوت آثار ادبی نیز تأثیر گذاشتهاند. امروز ممکن است شعری در چند ساعت میلیونها بار دیده شود، در حالی که اثری دیگر، با وجود برخورداری از ارزشهای ادبی، کمتر در معرض توجه قرار گیرد. این وضعیت، پرسشهای مهمی را پیش روی شاعران و منتقدان قرار داده است؛ آیا الگوریتمها جای سلیقه ادبی را گرفتهاند؟ آیا مخاطب امروز شعر را متفاوت از گذشته میخواند؟ و مهمتر از همه، مسئولیت شاعر در برابر این تغییرات چیست؟
برای بررسی این موضوعات، با یاسر یزدانی، شاعر و ترانهسرا، به گفتوگو نشستیم.
سؤال: بسیاری معتقدند فضای مجازی باعث شده شعر بیش از هر زمان دیگری در دسترس مخاطبان قرار بگیرد. شما این تغییر را چگونه ارزیابی میکنید؟
یاسر یزدانی: از نظر دسترسی، بدون تردید اتفاق مثبتی رخ داده است. امروز شاعری که در شهری کوچک زندگی میکند، میتواند اثرش را بدون واسطه در اختیار هزاران نفر قرار دهد؛ چیزی که دو دهه قبل تقریباً امکانپذیر نبود. اما در کنار این فرصت، یک چالش هم به وجود آمده است؛ سرعت جای تأمل را گرفته است. بسیاری از مخاطبان، شعر را مانند سایر محتواهای فضای مجازی در چند ثانیه مرور میکنند. در حالی که شعر، هنری است که به مکث، بازخوانی و کشف تدریجی نیاز دارد.
سؤال: آیا این تغییر، روی زبان شعر نیز اثر گذاشته است؟
پاسخ: بله. شعر همیشه از جامعه تأثیر میپذیرد. همانطور که زندگی مردم تغییر میکند، زبان شعر هم تغییر میکند. اما تفاوت میان «سادهنویسی» و «سطحینویسی» را نباید فراموش کرد. زبان ساده میتواند بسیار عمیق باشد، اما گاهی برای جلب توجه، شعر به جملههای کوتاه و احساسی تقلیل پیدا میکند؛ جملههایی که شاید در لحظه تأثیرگذار باشند، اما ظرفیت ماندگاری ادبی ندارند.
سؤال: بعضیها معتقدند هنرمند باید مطابق سلیقه مخاطب حرکت کند تا دیده شود. شما با این دیدگاه موافقید؟
پاسخ: من فکر میکنم رابطه هنرمند و مخاطب، یک رابطه دوطرفه است. هنرمند باید مخاطبش را بشناسد، اما صرفاً دنبالهرو سلیقه عمومی نباشد. اگر هنر فقط آنچه را مخاطب از قبل میپسندد تکرار کند، دیگر اتفاق تازهای رخ نخواهد داد. به باور من، یکی از مسئولیتهای هنرمند این است که افق نگاه مخاطب را گسترش دهد و به شکلگیری ذائقه فرهنگی کمک کند. این به معنای فاصله گرفتن از مردم نیست؛ بلکه یعنی کیفیت اثر را فدای استقبال لحظهای نکنیم.
سؤال: پس از نگاه شما، تعداد دنبالکنندگان یا میزان بازدید نمیتواند معیار کیفیت باشد؟
پاسخ: دقیقاً. دیده شدن ارزشمند است، اما کافی نیست. تاریخ ادبیات نشان داده است که آثار ماندگار، همیشه در زمان انتشارشان پرمخاطبترین آثار نبودهاند. محبوبیت، یک شاخص اجتماعی است؛ اما ارزش هنری، معیارهای دیگری هم دارد؛ از جمله زبان، ساختار، تصویرسازی، خلاقیت و تأثیری که اثر در طول زمان بر مخاطب میگذارد.
یاسر یزدانی شاعر و ترانه سرا
سؤال: برخی میگویند شعر امروز بیش از گذشته به سمت احساسات لحظهای رفته است. آیا شما هم چنین تغییری را احساس میکنید؟
پاسخ: بخشی از این مسئله طبیعی است، چون فضای مجازی بر سرعت واکنش استوار است. اما اگر شعر فقط ثبت یک احساس آنی باشد، بخش مهمی از ظرفیت هنری خود را از دست میدهد. شعر زمانی عمیق میشود که احساس، با اندیشه، تجربه و تخیل همراه شود. مخاطب شاید یک جمله احساسی را بهسرعت به اشتراک بگذارد، اما اثری که سالها در ذهنش بماند، معمولاً حاصل لایههای بیشتری از معناست.
سؤال: نقش تجربه شخصی شاعر را در خلق اثر چگونه میبینید؟
پاسخ: تجربه شخصی برای شاعر یک نقطه آغاز است، نه مقصد. اگر شاعر فقط زندگی خودش را روایت کند، اثرش به خاطرهنویسی نزدیک میشود. هنر آنجاست که تجربه فردی به تجربهای انسانی تبدیل شود؛ به شکلی که مخاطب احساس کند بخشی از زندگی خودش را در شعر پیدا کرده است. به همین دلیل، تخیل و تصویرسازی نقش بسیار مهمی دارند.
سؤال: هوش مصنوعی را رقیب شعر میدانید؟
پاسخ: نه، آن را بیشتر یک ابزار میبینم. هوش مصنوعی میتواند در پردازش زبان یا تولید متن کمک کند، اما هنوز نمیتواند تجربه زیسته انسان را زندگی کند. شعر فقط کنار هم قرار گرفتن واژهها نیست؛ پشت هر شعر، حافظه، رنج، عشق، شکست، امید و سالها زندگی قرار دارد. این بخش همچنان انسانی است.
سؤال: آینده شعر فارسی را در فضای دیجیتال چگونه میبینید؟
پاسخ: من خوشبین هستم. هر دوره رسانه خودش را داشته است. روزگاری شعر شفاهی بود، بعد به کتاب رسید، بعدها به روزنامه و مجله و حالا به شبکههای اجتماعی. رسانه عوض میشود، اما نیاز انسان به شعر از بین نمیرود. آنچه اهمیت دارد این است که کیفیت، قربانی سرعت نشود.
سؤال: اگر بخواهید تنها یک توصیه به شاعران جوان داشته باشید، آن چیست؟
پاسخ: بیشتر بخوانند تا منتشر کنند. امروز انتشار بسیار آسان شده است، اما نوشتن همچنان دشوار است. مطالعه ادبیات کلاسیک و معاصر، شناخت زبان و تجربه زندگی، پایههایی هستند که هیچ فناوری نمیتواند جای آنها را بگیرد. شاعر باید پیش از آنکه به دیده شدن فکر کند، به رشد کردن بیندیشد.
سؤال: و در پایان، فکر میکنید رسالت شعر در روزگار امروز چیست؟
پاسخ: به گمان من، شعر هنوز میتواند انسان را به مکث وادارد؛ در زمانی که همهچیز با شتاب میگذرد. اگر شعر بتواند مخاطب را حتی برای چند دقیقه از هیاهوی روزمره جدا کند و او را به اندیشیدن، احساس کردن یا دیدن دوباره جهان دعوت کند، رسالت خود را انجام داده است. هنر قرار نیست فقط سرگرم کند؛ میتواند کیفیت نگاه ما به زندگی را نیز تغییر دهد.
جمعبندی
تحول رسانهها، بیتردید شیوه تولید و مصرف شعر را دگرگون کرده است، اما آنچه در این گفتوگو بیش از هر چیز مورد تأکید قرار گرفت، تمایز میان «دیده شدن» و «ماندگار شدن» بود. از نگاه یاسر یزدانی، شاعر نه صرفاً دنبالکننده ذائقه مخاطب، بلکه یکی از عوامل شکلگیری آن است؛ دیدگاهی که بر مسئولیت فرهنگی هنرمند تأکید دارد. در دورانی که سرعت انتشار محتوا بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته، شاید مهمترین چالش شعر، حفظ کیفیت و عمق در کنار ارتباط با مخاطب باشد؛ چالشی که آینده ادبیات معاصر نیز تا حد زیادی به چگونگی مواجهه با آن وابسته خواهد بود.

