چرا چین تماشاچی جنگِ ایران است؟
در حالی که خاورمیانه میسوزد، چین آرام نشسته و حساب میکند: چه کسی میبازد و چه کسی میبرد.
به گزارش اکونومیست، چند ساعت بعد از حمله جنگندههای آمریکا و اسرائیل به ایران، تلویزیون دولتی چین خبر را خواند. کوتاه، مستقیم و بدون پیچیدگی: حمله انجام شد.
برای مخاطب چینی این یک خبر مهم بود. اما برای ناظران سیاست جهانی، یک چیز عجیبتر از خود خبر دیده میشد: آرامش پکن.
دو ماه پیش، وقتی اعتراضهادر ایران شکل گرفت، رسانههای چین برای دو هفته تقریباً سکوت کردند.
این اتفاق، سرنخی از نگاه واقعی چین میدهد. برای پکن، یک حمله نظامی قابل مدیریتتر از رفتارهای اعتراضی است.
آنچه پکن را واقعاً میترساند
برای دولت چین، یک چیز از همه خطرناکتر است: سرنگونی حکومتها توسط مردم.
چنین اتفاقی میتواند الگویی نگران کننده ایجاد کند. به همین دلیل اعتراضهای خیابانی برای پکن نگرانکنندهتر از حمله هوایی است.
حملهای که رهبران سیاسی را هدف بگیرد، از نگاه چین یک بحران قابل کنترل است. در چنین موقعیتی پکن میتواند فقط از «جنگطلبی آمریکا» انتقاد کند و منتظر بماند ببیند چه اتفاقی میافتد.
افسانه شکست چین
در واشنگتن، بعضی از حامیان دونالد ترامپ میگویند حمله اخیر به ایران ضربهای بزرگ به چین است.
این تحلیل بر یک فرض استوار است: چین در خاورمیانه قدرت بزرگی شده و حالا شکست خورده است.
اما واقعیت پیچیدهتر است.
سه سال پیش، چین ایران و عربستان را برای ازسرگیری روابط کنار هم نشاند. آن زمان بسیاری از تحلیلگران گفتند نفوذ پکن در خاورمیانه در حال اوج گرفتن است.
حمله مشترک آمریکا و اسرائیل تصویر دیگری نشان داد. چین در منطقه بیشتر یک قدرت اقتصادی است تا سیاسی.
به زبان ساده: پول دارد، اما قدرت تصمیمگیری در بحرانها کمتر از آمریکا است.
نفتی که راهش را به چین پیدا میکند
برای چین، ایران قبل از هر چیز یک منبع انرژی بوده است.
بیش از ۱۰ درصد نفت وارداتی چین از ایران میآمد. در مقابل، ونزوئلا کمتر از ۴ درصد تأمین میکرد.
اما نکته مهمتر چیز دیگری است: ایران بیشتر به چین نیاز دارد تا برعکس.
خریداران چینی بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را میخرند.
حتی وقتی نفت ایران زیر تحریم آمریکا قرار داشت، پالایشگاههای کوچک چین آن را میخریدند. گاهی هم نامش را عوض میکردند؛ مثلاً به عنوان نفت مالزی ثبت میشد.
این همان چیزی است که در اقتصاد به آن دور زدن تحریمها میگویند؛ یعنی فروش کالا با مسیرهای پنهان.
چین فقط نفت نخریده است. ابزارهای نظارت دیجیتال هم به ایران فروخته؛ فناوریهایی که به که کارکرد کنترل اینترنت و ارتباطات را دارد.
چرا ایران دیگر آنقدر مهم نیست
در پکن یک محاسبه آرام در حال شکل گرفتن است.چین منابع زیادی برای خرید نفت دارد؛ از خاورمیانه تا آفریقا و روسیه. به همین دلیل وابستگیاش به یک کشور خاص کمتر شده است.
در عین حال، مصرف نفت در چین ممکن است به نقطه اوج برسد. دلیلش رشد سریع خودروهای برقی است؛ یعنی ماشینهایی که به جای بنزین با برق کار میکنند.
چین هنوز بزرگترین واردکننده نفت جهان است، اما آینده انرژیاش آرام آرام تغییر میکند.
مقاله نویس اکونومیست اعتقاد دارد:مقامهای چینی نسبت به ایران محتاطتر شدهاند. از نگاه نویسنده تجیهز ایران به سلاح هسته ای ممکن است کشورهایی مثل ژاپن را هم به فکر ساخت چنین سلاحی بیندازد و این برای چین خبر خوبی نیست.
دوستان واقعی چین در منطقه
چین فقط در ایران سرمایهگذاری نکرده است.در امارات و عربستان هم سرمایهگذاریهای بزرگ دارد و هزاران شهروند چینی در آن کشورها کار میکنند.به همین دلیل پکن از حملات ایران به این کشورها هم خوشحال نیست.
جاناتان فولتون از اندیشکده شورای آتلانتیک میگوید: «با وجود همه روایتها درباره رقابت چین و غرب، نزدیکترین روابط چین در خاورمیانه در واقع با شریکها و متحدان آمریکا است.»
وقتی جنگ تمام شود
همه اینها نشان میدهد چین با نگاهی سرد و حسابگر به بحران نگاه میکند.
پکن احتمالاً ایران را کاملاً رها نمیکند و تلاش می کند رابطه با ایران را هر ساخت سیاسی ادامه دهد.
آنچه برای چین اهمیت دارد ثبات و تجارت است.
اگر نتیجه بحران اخیر این باشد که توانایی هستهای ایران کم شود احتمالا از طرف چین گزینه بدی توصیف نشود.
دینگ لونگ از دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای میگوید: «هر چه رخ دهد، رژیم ایران مسائل زیادی دارد که باید درباره آنها فکر و اصلاح کند.»
در پکن بعضی تحلیلگران حتی به مرحله بعدی فکر میکنند. اگر روزی تحریمهای ایران برداشته شود و بازسازی آغاز شود، شرکتهای چینی—متخصص در ساخت جاده، بندر و زیرساخت—احتمالاً خیلی زود وارد خواهند شد.
دینگ میگوید: «چین حتی ممکن است به یکی از بهرهبرداران این وضعیت تبدیل شود. نباید بیش از حد بدبین بود.»
فعلاً چین فقط تماشاگر جنگ است.اما اگر روزی آوارها کنار برود و ساختن دوباره آغاز شود، احتمالاً اولین شرکتهایی که وارد میدان میشوند از شرق خواهند آمد.