اتهام «همکاری با رسانههای معاند»؛ شگرد ماموران قلابی برای ربودن تاجر میلیاردر!
اوایل مرداد خانواده یک تاجر جوان به اداره پلیس رفتند و خبر از ناپدیدشدن وی دادند. بررسیهای اولیه نشان میداد که خانواده مرد تاجر شب حادثه برای شرکت در مهمانی از خانه خارج شده بودند.
این در حالی بود که تاجر جوان همان شب با خانوادهاش تماس گرفته و گفته بود که از محل کار راهی خانه است، اما وقتی اعضای خانواده شب از مهمانی برگشتند، او در خانه نبود. تلفن همراه مرد جوان نیز خاموش بود و هیچیک از نزدیکانش اطلاعی از سرنوشت او نداشت. همین نگرانی کافی بود تا خانوادهاش موضوع را به پلیس اطلاع دهند و تحقیقات برای یافتن مرد گمشده آغاز شود.
سرنخی در دوربینها
با ثبت گزارش مفقودی، پرونده به جریان افتاد و کارآگاهان در نخستین گام سراغ دوربینهای مداربسته اطراف محل سکونت مرد تاجر رفتند. این تصاویر خیلی زود فرضیه یک ناپدیدشدن عادی را کنار زد و از وقوع یک آدمربایی حکایت داشت. تصاویر نشان میداد یک دستگاه خودروی پژو مقابل خانه مرد جوان توقف کرده است. 2مرد از خودرو پیاده شدهاند و با ظاهری که قصد داشتهاند آن را رسمی و ماموریتی جلوه دهند، به سمت او رفتهاند. آنها پس از نزدیکشدن به تاجر جوان، دستبند به دستش زده و او را سوار پژو کردهاند. چند لحظه بعد هم خودرو از محل دور شده بود. بررسیهای بعدی نکته مهم دیگری را روشن کرد. پلاک خودروی پژو متعلق به خودرویی سرقتی بود. این سرنخ نشان داد ربایندگان برای اجرای سناریوی آدمربایی نقش مأمور را بازی کردهاند تا بتوانند مرد تاجر را گروگان بگیرند.
3روز جستوجو
کارآگاهان همزمان با بررسی تصاویر، ردیابیهای اطلاعاتی و تحقیقات میدانی را آغاز کردند. هر ساعت برای یافتن گروگان اهمیت داشت؛ چراکه مشخص نبود او در چه شرایطی نگهداری میشود و آدمربایان چه خواستهای دارند. نکته عجیب ماجرا این بود که تماسی از سوی آدمربایان با خانوادهاش گرفته نشده بود، اما بخشی از پول از حساب مرد تاجر برداشت شده بود.
سرانجام 3روز پس از ربودهشدن مرد تاجر، ردهایی از محل اختفای متهمان بهدست آمد. تحقیقات کارآگاهان که زیرنظر بازپرس جنایی ادامه داشت، آنها را به ساختمانی در شمالشرق تهران رساند. با شناسایی دقیق محل، عملیات برای ورود به ساختمان و نجات گروگان انجام شد. در جریان این عملیات، مرد تاجر در یکی از اتاقهای ساختمان پیدا شد. او در تمام این مدت در اتاقی تاریک با دستوپای بسته زندانی بود. مأموران پس از آزادی او 2نفر از متهمان را نیز بازداشت کردند.
درخواست 50هزاریورو
با انتقال گروگان و آغاز تحقیقات، ابعاد تازهای از این پرونده آشکار شد. مرد جوان گفت آدمربایان تنها به ربودن او بسنده نکردهاند. بهگفته او، در مدتی که در اسارت بوده، بخشی از موجودی حساب بانکیاش برداشت شده و متهمان با تهدید و ضربوشتم از او چک و سفته گرفتهاند. او گفت: شب حادثه آدمربایان به من نزدیک شدند و ادعا کردند که من با شبکههای معاند همکاری دارم و اطلاعاتی از کشور در اختیار رسانههای دشمن قرار دادهام. به این بهانه به دستانم دستبند و به چشمانم چشمبند زدند، سپس مرا سوار پژو کردند و با خود بردند. در این 3روز هم در اتاقی تاریک زندانی بودم و آدمربایان نیز حسابم را خالی کردند و از من چک و سفته گرفتند.
وقتی شاکی شوکه شد
ماموران پس از رهایی گروگان، 2متهم را که در مخفیگاه حضور داشتند، دستگیر کردند. آنها در تحقیقات اولیه مدعی شدند طراح اصلی نقشه نبودهاند. آنها گفتند از سوی فردی به نام سامان برای این کار اجیر شدهاند و در برابر دریافت پول، ماموریت ربودن مرد تاجر را پذیرفتهاند. شاکی وقتی نام سامان را شنید شوکه شد. سامان نه یک فرد غریبه، بلکه دوست صمیمی و شریک کاریاش بود. او فکر نمیکرد که پشت پرده این ماجرا دوست صمیمیاش بوده باشد.
به خاطر پول
پس از افشای این حقیقت، سامان، طراح اصلی نقشه آدمربایی بازداشت شد. او در بازجوییها اعتراف کرد که با شاکی دچار اختلاف مالی 50هزار یورویی شده است. وی گفت: من و شاکی در زمینه ارز دیجیتال فعالیت داشتیم. او 50هزار یورو به من بدهکار شده بود، اما اصلا به روی خودش نمیآورد. از سوی دیگر چون رابطه صمیمی داشتیم و رفتوآمد میکردیم، روی این را نداشتم که این پول را از او بگیرم. ناچار شدم 2تبهکار را که در زمینه گروگانگیری و بازی در نقش مأمور قلابی تبحر و سابقه داشتند، اجیر کنم تا با خالیکردن حساب رفیقم، با او تسویهحساب کنم. فکرش را نمیکردم که موضوع لو برود، چون جوری نقشه کشیده بودم که او تصور کند با مأموران امنیتی مواجه است، اما درنهایت پای پلیس به ماجرا باز شد.
متـــــهمان بــا قـــرار قانــــــونی بازداشت شدهاند و تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.