نفوذ رطوبت به دیوار امپراتوری؛ آمریکا و ایران در آزمون تاریخ
موضوع نفوذ رطوبت به دیوار امپراتوریها نشاندهنده چالشهای تاریخی است که قدرتها با آن مواجهاند. بررسی رویارویی آمریکا و ایران بهعنوان آزمونی برای این نظریه مطرح میشود.
به گزارش فرتاک نیوز؛ کتابهایی وجود دارند که باید در شرایط خاصی مطالعه شوند، مانند صدای یک هواپیما یا گویندهای که درباره یک موشک سخن میگوید. این صداها به ما یادآوری میکنند که حوادثی مثل سقوط موشک و نوسان قیمت نفت به هم وابسته هستند.
کتاب مونتسکیو درباره عظمت روم و زوال آن، یکی از این آثار است. مطالعه آن نشان میدهد که او بیشتر به بیماریهای طولانیمدت حکومتها توجه داشته و سؤال میکند که چرا دولتها به زوال مبتلا میشوند.
موضوع اصلی این نیست که امپراتوریها چه زمانی سقوط میکنند، بلکه این است که چه زمانی خودشان به زوال شک میکنند. ابنخلدون نیز به این مساله پرداخته و بررسی میکند که دولتها چگونه از گروههای منسجم به زوال میرسند.
او به تصویر خانوادگی از دولتها اشاره میکند و توضیح میدهد که نسلهای آینده چگونه میراثهای گذشته را به ارث میبرند. در این میان، انسانهایی که امنیت را به ارث میبرند، معمولاً مانند کسانی که از ترس رنج میبرند، رفتار نمیکنند.
مونتسکیو به عوامل زوال امپراتوریها توجه دارد و میپرسد که آیا ممکن است عواملی که موجب عظمت آنها شده، خود موجب زوالشان نیز باشند؟
تاریخ به ما میآموزد که امپراتوریها برای بقا به مدیریت، مالیات و منابع نیاز دارند. هرچه امپراتوری بزرگتر شود، نیازش به این منابع بیشتر میشود. داستان امپراتوریها با یک پرچم آغاز میشود و در نهایت به صورتحساب ختم میشود.
سقوط قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ نشاندهنده این است که امپراتوریها ممکن است در حالی سقوط کنند که هنوز بسیاری از ساختارهایشان برقرار است. این واقعیت نشان میدهد که منابع و اعتماد از مهمترین عواملی هستند که امپراتوریها را به زوال میکشانند.
در مواجهه با تغییرات جهانی، امپراتوریها باید به چالشها پاسخ دهند. اگر نتوانند، به زوال نزدیک میشوند. این مساله به وضوح در تاریخ عثمانی مشهود است که با تغییرات جهانی، نتوانستند خود را وفق دهند.
وقتی به آمریکا و ایران میرسیم، باید این موضوع را در نظر بگیریم که رویارویی آنها فراتر از میدان جنگ است و به تاریخ و سیاستهای بلندمدت مربوط میشود. این آزمایش جدیدی برای نظریههای قدیمی است که درباره قدرت و زوال صحبت میکنند.
ایران به عنوان یک کشور با تاریخ طولانی و هویت چند قومیتی، در برابر یک قدرت بزرگ قرار دارد. این نکته به ما یادآوری میکند که هر دو طرف در معرض چالشهای جدیدی قرار دارند که ممکن است سرنوشت آنها را تغییر دهد.
در نهایت، این پرسش مطرح میشود که آیا آمریکا و ایران میتوانند از تجربیات تاریخی خود بیاموزند و به چالشهای جدید پاسخ دهند یا خیر. این مساله نه تنها به جنگ بلکه به آینده جهانی مربوط میشود که در آن امپراتوریها با محدودیتهای جدید روبرو هستند.