چالشهای چندگانه کاخ سفید در مسیر بازگشت به جنگ با ایران: از بنبستهای حقوقی تا رویدادهای بزرگ پیش رو
با نزدیکشدن به پایان ضربالاجل ۶۰ روزه تعیینشده در «قانون اختیارات جنگی»، تردیدها و پرسشها پیرامون تصمیم نهایی دولت ترامپ برای ازسرگیری یا توقف تنشهای نظامی با ایران به اوج خود رسیده است.
اما این بار، برخلاف گذشته، کاخ سفید تنها با موانع قانونی روبرو نیست؛ بلکه برگزاری جام جهانی فوتبال و انتخابات حساس میاندورهای آمریکا نیز به متغیرهای قدرتمندی تبدیل شدهاند که محاسبات جنگی واشنگتن را تحتالشعاع قرار میدهند.
۱. اهرم قانون اختیارات جنگی؛ سد حقوقی یا تشریفات سیاسی؟
قانون اختیارات جنگی که میراث تلخ جنگ ویتنام برای مهار قدرت بیپایان رؤسای جمهور در اعلان جنگ است، اکنون به یکی از اصلیترین نقاط اصطکاک میان دولت و کنگره تبدیل شده است. طبق این قانون، رئیسجمهور تنها ۴۸ ساعت فرصت دارد تا گزارش عملیات نظامی را به کنگره بدهد. پس از آن، یک دوره ۶۰ روزه آغاز میشود که ادامه جنگ را منوط به دریافت مجوز رسمی از نمایندگان میکند. با احتساب فرصت ۳۰ روزه برای خروج نیروها، رئیسجمهور در مجموع تنها ۹۰ روز فرصت دارد بدون اجازه کنگره در وضعیت جنگی باقی بماند.
اکنون با نزدیکی به پایان این مهلت، دولت ترامپ که بدون چراغ سبز کنگره وارد درگیری شده، بر سر یک دوراهی قرار دارد: تمکین به قانون یا یافتن راهی برای دور زدن آن.
۲. تفسیرهای متناقض؛ وقتی قانون سیاسی میشود
حتی بر سر زمان دقیق پایان این مهلت نیز توافقی وجود ندارد. دموکراتها آغاز درگیری را ملاک میدانند، در حالی که برخی جمهوریخواهان معتقدند شمارش معکوس از زمان ارائه گزارش به کنگره شروع میشود. جنجالیترین بخش ماجرا، موضوع «آتشبس» است؛ جمهوریخواهان استدلال میکنند که روزهای آتشبس نباید جزو مهلت ۶۰ روزه محاسبه شود، اما دموکراتها این نگاه را تلاشی برای بیاثر کردن روح قانون و دور زدن محدودیتهای زمانی توصیف میکنند.
۳. پیشینه تاریخی دور زدن قانون
تجربه نشان داده که رؤسای جمهور آمریکا همواره با «تفسیرهای خلاقانه» از زیر بار این قانون گریختهاند. باراک اوباما در سال ۲۰۱۱ با این ادعا که نیروهای آمریکایی روی زمین نیستند و خطر مستقیم وجود ندارد، عملیات لیبی را از شمول قانون خارج دانست. بیل کلینتون نیز صرفِ تأیید بودجه توسط کنگره را به معنای تأیید ضمنی جنگ در کوزوو قلمداد کرد. این سوابق نشان میدهد که قانون اختیارات جنگی، بیش از آنکه یک مانع صلب باشد، به اراده سیاسی و قدرت چانهزنی دولت بستگی دارد.
۴. فشار دموکراتها و دو قطبی انتخابات
در حالی که جمهوریخواهان تلاش میکنند هزینههای جنگ را مدیریت کنند، دموکراتها با ارائه قطعنامههای پیدرپی قصد دارند هزینههای سیاسی ادامه درگیری را برای رقبای خود افزایش دهند. هدف آنها روشن است: کشاندن پای افکار عمومی به میان و وادار کردن نمایندگان به ثبت مواضع رسمی در آستانه انتخابات میاندورهای. دموکراتها امیدوارند با عمیقتر کردن شکاف در بدنه جمهوریخواهان، مانع از صدور مجوز جدید برای جنگ شوند.
۵. متغیرهای غیرسیاسی: جام جهانی و افکار عمومی
شاید عجیب به نظر برسد، اما میزبانی آمریکا در جام جهانی فوتبال که از ۲۱ خرداد آغاز میشود، به یک بازدارنده جدی تبدیل شده است. برگزاری یک تورنمنت جهانی در شرایط جنگی، نهتنها از نظر امنیتی چالشبرانگیز است، بلکه میتواند فضای جشن و سرگرمی عمومی را به فضایی ضدجنگی تبدیل کند. از سوی دیگر، انتخابات میاندورهای پاییز به عنوان یک همهپرسی برای عملکرد دولت، باعث شده تا کاخ سفید با احتیاط بیشتری به طبل جنگ بکوبد؛ چرا که یک جنگ فرسایشی و پرهزینه میتواند به قیمت از دست رفتن اکثریت جمهوریخواه در کنگره تمام شود.
نتیجهگیری
آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه نشاندهنده آمادگی برای جنگ است، اما کاخ سفید اکنون در محاصرهای از محدودیتهای زمانی، فشارهای انتخاباتی و ملاحظات بینالمللی قرار گرفته است. آیا قانون اختیارات جنگی این بار واقعاً میتواند ماشین جنگی آمریکا را متوقف کند، یا بار دیگر قربانی تفاسیر سیاسی خواهد شد؟ روزهای آینده، پاسخ این پرسش کلیدی را مشخص خواهد کرد.