بحران اقتصادی؛ تأثیر تورم بر جامعه و قدرت خرید خانوارها
تورم در ایران فراتر از افزایش قیمتها، به فرسایش قدرت خرید و تغییر در روابط اجتماعی و برنامهریزی خانوارها منجر شده است. این تغییرات به چالشهای جدی برای جامعه تبدیل گردیده است.
به گزارش فرتاک نیوز؛ این روزها در مرکز تهران، بازدید از فروشگاههای زنجیرهای با تجربهای متناقض همراه است. قفسهها پر از کالاهای مختلف است، اما حضور خریداران به شدت کاهش یافته و فروشگاهها در حالت خلوتی به سر میبرند. هرچند این وضعیت نمیتواند بهعنوان نمایندهای از کل اقتصاد کشور تلقی شود، اما همنشینی این صحنه با روایتهای روزمره از جمله بهتعویقافتادن خریدهای ضروری، پرسشی اساسی را مطرح میکند: وقتی که جامعهای از نظر موجودی کالا در تنگنا نیست، اما بسیاری از شهروندان نمیتوانند پول خود را به تقاضای مؤثر تبدیل کنند، این وضعیت به کدام نقطه بحرانی منتهی خواهد شد؟ اقتصاد متعارف، این وضعیت را با متغیر کاهش قدرت خرید توضیح میدهد و آن را ناشی از شاخصهای قیمت و نرخ تورم میداند. اما علم جامعهشناسی اقتصادی به بررسی عمیقتری میپردازد: این کاهش قدرت خرید در زندگی روزمره، روابط خانوادگی، جایگاه شغلی، اعتماد به آینده و هویت فردی چگونه تجربه میشود؟ این پژوهش مدعی است که تورم در ایران نباید بهعنوان تنها یک مشکل مالی در نظر گرفته شود، بلکه باید آن را بهعنوان یک فرآیند تغییر در نظم اجتماعی بزرگتر درک کرد که در آن پول، مصرف، شبکههای مبادله و سلسلهمراتب اجتماعی بهطور کلی دچار دگرگونی میشوند. برای تبیین این فرآیند از چهار رویکرد نظری استفاده میشود که هر یک به تحلیل وضعیت کنونی ایران کمک میکند: اندیشه سعدی در بوستان، جامعهشناسی تاریخی ویویانا زلیزر، نظریه حکشدگی مارک گرانووتر و نظریه تمایز پیر بوردیو.