//
کدخبر: ۵۶۲۷۰۳ //

فرجامِ تلخِ یک میانجی‌گریِ مست مآبانه؛ چاقوی «سیروس» گلوی «جلال» را درید!

وقتی الکل و خشم با هم گره می‌خورند، نتیجه‌ای جز چوبه دار ندارند. سیروس که هیچ دشمنی با مقتول نداشت، حالا در دادگاه کیفری تهران برای جانش التماس می‌کند. او به بهانه حمایت از دوستش، پدری را مقابل چشمان خانواده‌اش به قتل رساند.

فرجامِ تلخِ یک میانجی‌گریِ مست مآبانه؛ چاقوی «سیروس» گلوی «جلال» را درید!
به گزارش فرتاک نیوز،

پرونده این جنایت هولناک که از یک روستای اطراف تهران آغاز شده بود، سرانجام به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران رسید. همه چیز از شبی شروع شد که پسر کوچک خانواده با نقشی تازه بر روی دستش به خانه بازگشت؛ تتوای که به گفته او، حاصل وسوسه‌های مردی به نام «وحید» از اقوام دورشان بود.

اعتراض پدرانه؛ آغاز یک تراژدی
جلال، پدر خانواده که مردی آبرودار و سنتی بود، تابِ دیدن خالکوبی روی دست فرزندش را نیاورد. او که وحید را مقصر فریب دادن پسرش می‌دانست، برای اعتراض به خانه او رفت؛ درگیری مختصری که آن شب با وساطت همسایه‌ها ختم به خیر شد، اما شعله کینه‌ای را زیر خاکستر روشن کرد.

میهمانان ناخوانده مرگ در نیمه‌شب
در شب حادثه، در حالی که خانواده جلال تصور می‌کردند غائله ختم شده، صدای زنگ در، آرامش خانه را درهم شکست. جلال در را باز کرد اما به جای وحید، با «سیروس» روبرو شد؛ مردی که هیچ خصومتی با مقتول نداشت اما همراه وحید و در حالی که هر دو تحت تأثیر مشروبات الکلی بودند، برای «تسویه‌حساب» آمده بود. در یک لحظه جنون‌آمیز، سیروس چاقوی خود را بیرون کشید و ضربه‌ای مرگبار به گردن جلال زد.

پشیمانی در پیشگاه دادگاه؛ قصاص یا بخشش؟
در جلسه دادگاه، همسر و فرزندان مقتول با چشمانی اشک‌بار درخواست قصاص کردند. سیروس، متهم ردیف اول، در حالی که سر به زیر داشت، اتهام را پذیرفت و گفت: «ما فقط رفته بودیم صحبت کنیم، اما وقتی دعوا بالا گرفت، کنترل از دستم خارج شد. من فقط می‌خواستم به وحید کمک کنم تا درگیری تمام شود، اما حالا خودم قاتل شده‌ام.» با پایان اظهارات متهم، قضات دادگاه برای صدور حکم نهایی وارد شور شدند تا تکلیف این جنایتِ تلخ را روشن کنند.

آیا این خبر مفید بود؟
کدخبر: ۵۶۲۷۰۳ //
ارسال نظر